دکترین مسئولیت؛ اصلی بشردوستانه زیر فشار سیاسیکاری و جنایتهای ضد بشری
مارتین گریفیتس، معاون دبیرکل سازمان ملل در امور بشردوستانه دریادداشتی که در الجزیره منتشر شد به موضوع ضرورت احیای دکترین مسئولیت پرداخت و نوشت:
مجمع عمومی سازمان ملل بهتازگی در مقر خود در نیویورک تشکیل جلسه داد تا در مورد دکترین مسئولیت حمایت (R۲P) و ادامه ارتکاب جنایتها در سراسر جهان بحث کند؛ این گردهماییها از سال ۲۰۱۸ سالانه برگزار میشوند، اما برای پیشبرد اجرای صحیح دکترین مسئولیت حمایت کار چندانی انجام ندادهاند؛ جلسه اخیر هم تفاوتی نداشت.
سازمان ملل ممکن است در اعمال موثر دکترین مسئولیت حمایت شکست خورده باشد، اما این بدان معنا نیست که این یک اصل بد است؛ همچنین به این معنی نیست که باید از آن دست کشید.
ایده ایجاد یک هنجار در حقوق بینالملل برای جلوگیری از جنایتهای علیه بشریت و نسلکشی نخستین بار پس از شکست در متوقف کردن نسلکشی در رواندا و بوسنی مطرح شد.
در سال ۲۰۰۱، کمیته بینالمللی مداخله و حاکمیت دولت چارچوب R۲P را تدوین کرد؛ این قانون ابتدا بهعنوان تعهدی برای کشورها برای محافظت از مردم خود و سپس، در صورت عدم موفقیت، بهعنوان تعهدی برای دیگر کشورها برای اقدام تدوین شد.
سران کشورهای جهان در سال ۲۰۰۵، در اجلاس جهانی سازمان ملل برای بحث در مورد چارچوب جدید گرد هم آمدند؛ سند نهایی تصویبشده در اجلاس که در واقع، دکترین مسئولیت حمایت را در حقوق بینالملل گنجانده بود، چنین بود: جامعه بینالمللی، از طریق سازمان ملل، همچنین مسئولیت دارد که از ابزارهای دیپلماتیک، بشردوستانه و دیگر ابزارهای مسالمتآمیز مناسب، مطابق با فصلهای ششم و هشتم منشور، برای کمک به محافظت از جمعیتها در برابر نسلکشی، جنایتهای جنگی، پاکسازی قومی و جنایتهای علیه بشریت استفاده کند.
تلاشهای مشابهی در جولای ۲۰۰۲ منجر به تاسیس دیوان بینالمللی کیفری ICC شد که وظیفه آن پیگرد قانونی افراد متهم به ارتکاب جنایتهای جنگی، جنایتهای علیه بشریت و نسلکشی بود.
همه اینها نشاندهنده اوج تمایل به تضمین نظمی مبتنی بر قانون برای محافظت از افراد نیازمند و مجازات همه کسانی بود که این تعهد را نادیده میگیرند؛ این یک تلاش بلندپروازانه و خلاقانه برای تبدیل جهان به مکانی امنتر بود، اما این طرح جواب نداد؛ دلایل مختلفی برای این شکست وجود دارد.
شاید دلیل اصلی، عدم وجود کوچکترین علاقهای از سوی چندین کشور قدرتمند عضو در اجرای دکترین مسئولیت حمایت بود؛ عدم اقدام دولتها منجر به بیتفاوتی وحشیانه نسبت به رنج، قحطی، جنایتهای علیه بشریت و نسلکشی شده است؛ از قضا، چندین نفر از آنها همچنان عضو گروه موسوم به دوستان دکترین مسئولیت حمایت هستند.
همچنین سیاسیسازی دکترین مسئولیت حمایت در راستای اهداف ژئوپلیتیکی وجود داشت؛ در سال ۲۰۱۱، هنگامی که اعتراضها در لیبی فوران کرد، دولتهای غربی به هدایت آمریکا هنگام درخواست مجوز از شورای امنیت سازمان ملل برای مداخله، به دکترین مسئولیت حمایت استناد کردند.
آنچه قرار بود یک مداخله بشردوستانه برای محافظت از جمعیت غیرنظامی باشد، به یک عملیات تغییر حکومت تبدیل شد؛ دستکاری دکترین مسئولیت حمایت حکم نابودی آن را داشت؛ روسیه، عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و همچنین دیگر قدرتها، آن را بهعنوان مجرایی برای مداخلهگرایی غربی به جای یک دکترین بشردوستانه میدیدند.
- بیشتر بخوانید:
- ناتوانی حقوق بینالملل و حقوق بشر در احقاق حقوق قربانیان ترور
- بررسی مشروعیت دفاع از مقاومت در حقوق بینالملل
آنچه درپی آن رخ داد، بیعملی جهانی در قبال جنایتهای وحشتناک در سوریه، فلسطین، سودان، جمهوری دموکراتیک کنگو، اتیوپی، میانمار و جاهای دیگر بود.
بهعنوان یک مقام سازمان ملل که در تلاشهای بشردوستانه و میانجیگری در منازعات مشارکت دارد، من در صف اول رنج و ویرانی ناشی از عدم محافظت بودهام؛ من ۶ سال گذشته را در بدترین مکانهای جهان گذراندهام، مکانهایی با رنج غیرقابل تصور.
من علیه مقامهایی که در غیاب هرگونه اقدام قاطع، با «ابراز نگرانی» خود احساس راحتی میکنند، موضع گرفتهام؛ من برای کشتهشدگان و رنجها سوگواری کردهام و هیچ عدالتی برای کسانی که این فاجعهها را به یک هنجار جدید تبدیل کردهاند، ندیدهام.
با وجود این، در هر مکانی، قدرت مهربانی و شفقت انسانی به من یادآوری شد؛ هر کجا که رفتم، با افرادی ملاقات کردم که تمام تلاش خود را برای کمک به آوارگان فراری از جنگ انجام داده بودند، مدرسهها و درمانگاههای خود را برای میزبانی از بیخانمانها و مجروحان باز کرده بودند و پول خود را برای غذا و لباس دادن به آنها خرج میکردند.
این دنیای مهربانی و احترام همچنان از دید سیاست جهانی پنهان است؛ با وجود این، عدم توجه، آن را کاهش نداده است؛ در واقع، حتی با وجود اینکه مقامها همچنان به اساسیترین اصول بشردوستانه خیانت میکنند و ریاکارانه پشت بیانیههای ضعیف محکومیت پنهان میشوند، این دشمنی/احترام افزایش یافته است.
ارزشها و آرمانهای انسانی پشت دکترین مسئولیت حمایت هنوز وجود دارند و این وظیفه ماست که آن را به جایگاه والا و الهامبخشی که زمانی داشت، بازگردانیم؛ گامهایی وجود دارد که سازمان ملل میتواند بردارد که بسیار فراتر از جلسههای سالانه است تا این هنجار قانونی را به مرحله اجرا درآورد.
اول، کمیته بینالمللی که چارچوب دکترین مسئولیت حمایت را تدوین کرده است، باید دوباره تشکیل جلسه دهد و وظیفه بازنگری آن را بر عهده بگیرد تا اجرای صحیح آن تضمین شود و شرایط و دامنه اقدام مشخص شود.
دوم، گزارش آنها باید توسط سازمان ملل به رسمیت شناخته شده و تایید شود و مجمع عمومی، شورای امنیت و شورای حقوق بشر از آن حمایت کنند.
سوم، باید سازوکاری برای گزارش به سازمان ملل در مورد موقعیتهایی که ممکن است دکترین مسئولیت حمایت نیاز به اعمال داشته باشد، ایجاد شود؛ این امر مستلزم یک ماموریت رسمی برای یک نهاد سازمان ملل برای بر عهده گرفتن این مسئولیت است.
همه اینها مستلزم اراده سیاسی است که تنها زمانی میتواند ایجاد شود که به آستانه انزجار عمومی از جنایتهای گسترده مداوم برسیم.
در سودان، همین الان، لحظه نسلکشی دیگری در حال وقوع است؛ العبید تحت محاصره است و همه نشانهها حاکی از آن است که جنایتهایی که سال گذشته در الفاشر رخ داد، در آنجا تکرار خواهد شد؛ باید با فوریت و عزم راسخ اقدام کنیم؛ توقف نسلکشی یک اقدام سیاسی نیست، بلکه یک اقدام بشردوستانه است.
انتهای پیام/