شبکه تروریسم دولتی آمریکا و متحدان: ابعاد حقوقی و حقوق بشری
تروریسم دولتی یکی از پیچیدهترین مفاهیم در مطالعات روابط بینالملل، حقوق بشر و امنیت جهانی است؛ در حالی که تروریسم معمولا با گروههای غیردولتی مانند القاعده، داعش و ... مرتبط دانسته میشود، مفهوم تروریسم دولتی state terrorism به استفاده نظاممند از خشونت یا تهدید خشونت توسط دولتها علیه غیرنظامیان برای ایجاد ترس و دستیابی به اهداف سیاسی اشاره دارد.
تروریسم دولتی، اغلب چرخهای از خشونت، بیثباتی و نقض حقوق بشر ایجاد میکند و بحثبرانگیزترین جنبه سیاست خارجی معاصر را شکل میدهد.
تروریسم دولتی چیست؟
تروریسم دولتی به اقدامهای خشونتآمیز یا تهدید به خشونت توسط یک دولت یا عوامل آن علیه شهروندان خود یا شهروندان دولت دیگر اشاره دارد که هدف اصلی آن ایجاد ترس و وحشت در یک جمعیت وسیعتر برای دستیابی به اهداف سیاسی است.
از منظر تاریخی اصطلاح تروریسم ابتدا به اقدامهای دولتی مانند Reign of Terror در فرانسه اشاره داشت.
طبق تعریف گاس مارتین، تروریسم دولتی، تروریسمی است که توسط دولتها و آژانسهای شبهدولتی علیه تهدیدهای ادارکشده انجام میشود و میتواند داخلی یا خارجی باشد؛ نوام چامسکی آن را تروریسمی که توسط دولتها و عوامل و متحدانشان تمرین میشود، میداند؛ سیمون تیلور بر تهدید یا اعمال خشونت توسط عوامل دولتی علیه غیرنظامیان با سهلانگاری و بیتفاوتی به جان انسانها برای ایجاد ترس و جلوگیری از چالش وضعیت موجود تاکید دارد.
با وجود مخاطرات و چالشهای جدی تروریسم دولتی برای صلح و امنیت جهانی، هیچ اجماع حقوقی بینالمللی کاملی در این رابطه وجود ندارد و همین امر سبب میشود تا برخی از بدترین بازیگران مرتکب تروریسم دولتی مانند آمریکا اقدامهای خود در این چارچوب را تحت عنوان ضدتروریسم، جنگ یا امنیت ملی توجیه کنند.
بدترین بازیگران مرتکب تروریسم دولتی یا سازمانیافته
آمریکا و رژیم صهیونیستی بزرگترین و اصلیترین متهمان مرتبط با تروریسم دولتی یا سازمانیافته و حمایت از آن هستند، هرچند هر دو ادعای مبارزه با تروریسم را دارند.
آمریکا: این کشور متهم به حمایت مستقیم و غیرمستقیم از اقدامهای تروریستی در چارچوب جنگ سرد و جنگ ادعایی علیه تروریسم پس از ۱۱ سپتامبر است؛ در عین حال، اسناد طبقهبندیشده نشاندهنده حمایت آمریکا از گروههای شبهنظامی و متحدان سرکوبگر آن است.
رژیم صهیونیستی: این رژیم متهم به تروریسم سازمانیافته در سرزمینهای فلسطینی از طریق ارتکاب جنایتهای برنامهریزیشده علیه غیرنظامیان است؛ منتقدانی مانند ریچارد فالک، گزارشگر سابق سازمان ملل، اقدامهای رژیم صهیونیستی بهویژه سیاستهایی مانند دکترین ضاحیه که بر نیروی نامتناسب و هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی برای ایجاد بازدارندگی تمرکز دارد، تروریسم سازمانیافته نامیدهاند.
کشورهایی مانند ترکیه، ایران، بولیوی و دیگران بارها رژیم صهیونیستی را به تروریسم سازمانیافته متهم کردهاند.
دفاع از خود self-defense، سیاسیکاری و عدم اجرای برابر ازجمله توجیههای ادعایی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تبرئه خود درپی ارتکاب تروریسم دولتی و سازمانیافته هستند؛ اقدامهای آمریکا و رژیم صهیونیستی اغلب نقض اصول تناسب، تمایز و ضرورت تلقی میشوند.
- بیشتر بخوانید:
- حمایت از تروریسم؛ کارت بازی آمریکا در تحولات سیاسی
- دکترین ضاحیه؛ تروریسم سازمانیافته و فلسفه جنایت جنگی علیه غزه
تروریسم دولتی آمریکا؛ خطری جدی برای جهان
اقدامهای آمریکا در چارچوب تروریسم دولتی کشورهای مختلف جهان را آزار داده است؛ خلاصهای از این اقدامها به شرح زیر هستند:
آمریکای لاتین: عملیات کندور Condor در دهه ۱۹۷۰ شبکهای هماهنگ از دیکتاتوریهای راستگرا را با حمایت آمریکا در آمریکای لاتین ایجاد کرد؛ این عملیات شامل ترور، شکنجه و ناپدیدسازی دهها هزار نفربود؛ در عین حال، سیا آموزش و اطلاعات مربوطه را ارائه داد و از کودتاها مانند شیلی ۱۹۷۳ حمایت کرد؛ ترور اورلاندو لتلر (دیپلمات و وزیر خارجه سابق شیلی) در واشنگتن مثال بارز است.
کنتراها در نیکاراگوئه: آمریکا حمایت مالی، تسلیحاتی و آموزشی خود را شامل حال گروهی کرد که از تاکتیکهای تروریستی قتل غیرنظامیان و بمبگذاری علیه دولت ساندینیست استفاده کرد؛ دیوان بینالمللی دادگستری ICJ آمریکا را در این پرونده محکوم کرد.
عملیات علیه کوبا: خرابکاری و کارشکنی، ترور و حمایت از تروریستهای تبعیدی مانند پوسادا کاریلس مرتبط با بمبگذاری هواپیما توسط آمریکا در کوبا انجام شد.
خاورمیانه و آسیا: هزاران حمله پهپادی آمریکا در پاکستان، یمن و سومالی در چارچوب تروریسم دولتی انجام شدند؛ منتقدان آن را قتلهای فراقضایی و ترور جمعیت غیرنظامی میدانند؛ گزارشها از تلفات غیرنظامی و حملههای پی در پی سخن میگویند.
جنگ عراق ۲۰۰۳: این جنگ آمریکا براساس ادعاهای نادرست درباره تسلیحات کشتار جمعی WMD، منجر به صدها هزار کشته غیرنظامی شد؛ برخی آن را جنگ تهاجمی و ترور توصیف میکنند.
حمایت آمریکا از القاعده که از دهه ۱۹۸۰ آغاز شد، نیز اقدام دیگری در چارچوب تروریسم دولتی بوده است.
دیگر موارد: برنامههای انتقال اطلاعات، سایتهای سیاه، ... اقدامهایی هستند که عمدتا با اهداف ژئوپلیتیک و منافع اقتصادی توجیه میشوند.
تروریسم دولتی از منظر حقوق بینالملل
حقوق بینالملل تعریف واحدی از تروریسم بهویژه دولتی ندارد؛ کنوانسیونها عمدتا non-state actors را هدف قرار میدهند؛ منشور سازمان ملل استفاده از زور را ممنوع کرده است، مگر دفاع مشروع (ماده ۵۱) یا مجوز شورای امنیت؛ در عین حال، حقوق بشردوستانه (ژنو) غیرنظامیان را حفاظت و ترور علیه آنها را ممنوع میکند.
دیوان بینالمللی دادگستری در پرونده نیکاراگوئه، حمایت آمریکا از کنتراها را نقض حقوق بینالملل دانست.
دیوان بینالمللی کیفری ICC و دادگاههای ملی نیز میتوانند جنایتهای جنگی و جنایت علیه بشریت را پیگیری کنند.
کوفی عنان، دبیرکل سابق سازمان ملل تاکید کرد اقدامهای دولتی تحت حقوق بشردوستانه، حقوق بشر و جنایتهای جنگی و نه تروریسم دولتی بررسی میشوند.
برخی تحلیلگران و کارشناسان مانند چامسکی و گزارشگران حقوق بشر معتقدند الگوهای تکراری حمایت از خشونت نظاممند توسط آمریکا و متحدان نزدیک مانند رژیم صهیونیستی بخشی از رویکرد قدرتمحور سیاست خارجی است که با ارزشهای اعلامشده حقوق بشر در تضاد است و رنج جهانی ایجاد میکند؛ این دیدگاه تروریسم دولتی را ابزاری برای حفظ برتری میبیند.
خشونت دولتی و سازمانیافته از هر منشأ اغلب منجر به چرخه رنج، بیثباتی و نقض حقوق بشر میشود؛ تقویت پاسخگویی بینالمللی و دیپلماسی میتواند راهحل باشد.
انتهای پیام/