صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

نقدی بر مخالفان گسترش روابط تهران و پکن

۲۷ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۶:۰۰:۰۳
کد خبر: ۶۱۲۶۵۴
اگر چین هم مانند آمریکا شود رفتار ایران نیز تغییر می‌کند.
به گزارش گروه بین الملل ؛ انقلاب اسلامی ایران، سیاست سلطه ناپذیری خود را از همان زمان پیروزی به دست آورد و ثابت کرد که زورگویی هیچ کشوری را نخواهد پذیرفت.

فلسفه انقلاب اسلامی به گونه‌ای است که بر اساس استقلال سیاسی بنا نهاده شده، به همین خاطر نمی‌تواند مداخله، سلطه و نفوذ دیگر کشور‌ها را بپذیرد حتی اگر این کشور‌ها در جرگه کشور‌هایی باشند که روابطه حسنه‌ای با ایران دارند.

عصبانیت آمریکا و کشور‌های غربی از جمهوری اسلامی ایران به خاطر قطع دست مداخله گر آنها از ایران است، اگر دیده می‌شود کشور‌هایی که پیش از این خاک ایران حیاط خلوت آنها بوده و اکنون این حیاط خلوت را از دست داده‌اند و دشمنی را پیشه کرده‌اند، دلیلش استقلال خواهی جمهوری اسلامی ایران است.

آمریکا پس از اخراج از ایران، در طول ۴۱ سال گذشته هر توطئه و دسیسه‌ای را علیه جمهوری اسلامی به کار برده است‌.

آمریکا حتی مایل نیست که ایران روابط حسنه بر اساس احترام متقابل با دیگر کشور‌ها همچون چین و روسیه داشته باشد به همین خاطر در زمینه تخریب روابط میان ایران و کشور‌های همسو نیز اقدام می‌کند.

کشور‌هایی که با جمهوری اسلامی ایران ارتباط دارند به خوبی به این درک سیاسی رسیده‌اند که جمهوری اسلامی به هیچ وجه سلطه پذیر نیست حتی اگر در شرایطی قرار داشته باشد که به کمک آن کشور نیاز است، باز هم اگر احساس کند که کشور مورد نظر قصد ایجاد سلطه و دخالت در امور ایران را دارد، آن کمک را نخواهد پذیرفت چرا که استقلال سیاسی برای جمهوری اسلامی حرف اول را می‌زند و آن را با هیچ تحفه‌ای معامله نمی‌کند.

در این که همه کشور‌های دنیا در پی تأمین منافع ملی خود هستند، هیچ تردیدی وجود ندارد، اما اگر در بخش‌هایی منافع دو یا چند کشور با هم گره خورده باشد، می‌توان در این چارچوب، روابط استراتژیک برقرار کرد.

اکنون ایران با روسیه، چین و چند کشور دیگر روابط نزدیکی دارد که حتی منجر به همکاری‌ های بی سابقه شده است.
 
 
بیشتر بخوانید: 

ایران و روسیه در بحران سوریه همکاری نزدیکی داشته و دارند و همین همکاری‌ها باعث شد تا بحران ساخته آمریکا و کشور‌های همسو با آن، نتوانند به اهداف خود در منطقه غرب آسیا دست یابند.

قاعدتاً همکاری‌های بسیار نزدیک که منافع دو کشور را تأمین می‌کند، باعث گسترش روابط و همکاری‌های فی مابین می‌شود، در جنگ اقتصادی آمریکا و کشور‌های همسوی واشنگتن با ایران، برخی کشور‌ها سعی کردند تا با سیاست‌های تحریمی واشنگتن علیه ایران مخالفت و مقابله کنند.

چین و روسیه جزو کشور‌هایی هستند که با وجودی که آمریکا آنها را نیز تحریم کرده و در یک جنگ اقتصادی با آن‌ها رو در رو قرار گرفته است، اما دیدیم این دو کشور به پشتیبانی از ایران وارد عمل شدند و در شرایط تحریم، مبادلات اقتصادی خود را نه تنها با ایران کاهش ندادند بلکه افزایش دادند.

دلایل محکمی درعرصه‌هایی که وجود داشته و دارد، دیده می‌شود که پس از همگرایی ایران، روسیه و چین، به ویژه روسیه، ثابت می‌کند، می‌توان اعتماد متقابل داشت، در ماجرای هسته‌ ای ایران، روسیه و چین اگر بگوییم به سود ایران رفتار نکرده باشند، که اینگونه نیست، به زیان جمهوری اسلامی نیز اقدام نکردند.

اما در ماجرای شیوع ویروس کرونا، غرب تلاش زیادی از خود نشان داد تا بتواند چین را متهم و مجرم در این ماجرا جلوه دهد و شیوع آن را به گردن چین بیندازد.

نظریه جنگ بیولوژیکی مطرح شد و این این نظریه با بررسی بیشتر قابل اثبات خواهد بود که در اینگونه جنگ‌های نوین، آمریکا و دیگر کشور‌های همسو سابقه دار هستند.

چین در حال جنگ اقتصادی با آمریکا است، جنگی که واشنگتن آن را به راه انداخته تا بتوان قدرت اقتصادی چین را نابود کند.

اگر تا پیش از این کشور‌های تحت سلطه آمریکا همچون ژاپن و کره جنوبی اقتصاد دنیا را در دست خود داشتند، چین از آن‌ها پیش افتاد و توانست در رقابت اقتصادی به سرعت جلو بیفتد.

هر گونه فعالیتی در دنیا از اصل رقابت تبعیت می‌کند و در این راه کشوری که بتواند خود را اثبات کند، پیروز میدان خواهد بود.

این که گفته می‌شود چین با تولید ویروس کرونا شرکت‌های غربی که در این کشور سرمایه گذاری کرده بودند به خاک سیاه نشانده است، دروغی است که برای متهم کردن چین به راه انداخته‌اند.

چین خود از بحران کرونا متضرر شده است. آیا این کشور اکنون در شرایط اقتصادی پیش از کرونا است؟

آیا تولید و صادرات محصولات چینی مانند سابق بازار‌های دیگر کشور‌ها را در تسخیر خود دارد؟

آیا صنعت گردشگری چین که یکی از منابع درآمدی برای این کشور است، همچون پیش از شیوع ویروس کرونا رونق داشت، باز هم رونق دارد؟

یک جریان اعتقاد دارد که کرونا اقتصاد اروپا و آمریکا را به نابودی نزدیک کرده است و اگر روزی فکر می‌کردیم تنها آمریکا جهانخوار است و زیر بار رابطه عادی و دیپلماتیک با آمریکا نرفتیم اکنون زیر بار جهانخوار دیگری به نام چین رفته‌ایم و دلمان خوش است که با تکاء به چین با سلطه استکباری آمریکا در ستیزیم.

چنین دیدگاهی اعتقاد خود را به روشنی بیان کرده که نباید به چین اعتماد کرد و اگر به سوی آمریکا گرایش پیدا کنیم نجات خواهیم یافت!

در بالا اشاره شد که ایران در هیچ شرایطی زیر بار سلطه هیچ کشوری با هر نوع دیدگاهی نمی‌رود، اگر احساس کند که چین سیاست استعماری در پیش گرفته قطعاً در روابط خود تجدید نظر خواهد کرد.

اما آیا در این شرایط بحرانی به خاطر ویروس کرونا، آمریکا به ایران کمک‌های بی‌دریغ خود را اهدا کرد یا چین و روسیه؟

چین و روسیه ایران را تحریم اقتصادی کرده‌اند و از خرید دارو و تجهیزات پزشکی ممانعت می‌کنند یا آمریکا و کشور‌های همسو

چین و روسیه هر چه باشند، از یک استقلال سیاسی برخوردارند و در مبادلات اقتصادی با ایران نیز در بسیاری مواقع تحریم‌های آمریکا را زیر پا گذاشتند.

آیا ژاپن، کره جنوبی و هند، جرأت تمرد از آمریکا را دارند؟

بهتر است برخی که نسبت به چین و روسیه عمیقاً بی اعتماد هستند، چند واحد علوم سیاسی و اصول دیپلماسی را پاس کنند!

آیا در این شرایط زمان مناسبی برای تاراندن کشور‌هایی است که روابط عمیق مثبت با ایران دارند؟
 

 


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *