صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

بدرقه آقای شهید ایران

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

هفته قوه قضاییه

صفحات داخلی

پیام سخنگوی وزارت امور خارجه درباره وداع آخر مردم ایران با «آقای شهید» ایران

۱۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۹:۲۴
کد خبر: ۴۹۰۷۳۳۵
دسته بندی‌: جهان ، سیاست خارجی
سخنگوی وزارت امور خارجه پیامی درباره وداع آخر مردم ایران با «آقای شهید» ایران منتشر کرد.

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در آستانه وداع آخر مردم ایران با رهبر شهید انقلاب اسلامی در مشهدالرضا، در شبکه ایکس نوشت: 


«قاصد روَد از پارس به کشتی به خراسان
گر چشم من اندر عقبش سیل براند

فریاد که گر جور فراق تو نویسم
فریاد برآید ز دلِ هر که بخواند
سعدی

امروز، ایران «آقای شهید» خود را تا منزلگاه ابدی بدرقه می‌کند و به علی بن موسی‌الرضا (ع) می‌سپارد. پیکر بزرگمردی بر دوش مردمان روان است که سالیان دراز در برابر تندباد حوادث این سرزمین سینه سپر کرد و این سرزمین را یکپارچه و مقتدر در برابر انواع تطاول نگاه داشت و عاقبت را به شهادت، از درگاه الهی خواست و به رفتنی چنین باشکوه نائل شد. 

بالابلند، سروِ سهیِ ایرانیان، همواره پیشانی بر آفتابِ ایستادگی و مقاومت می‌سود و قامتش، چون سایه‌ساری استوار، بر این سرزمین گسترده بود؛ «آقای کشوردوست» آخرالامر «جوشن ایران» شد.

در فرهنگ اسلامی ما، شهادت پایان زندگی نیست، آغاز حیاتی دیگر است؛ گسستن از تنگنای خاک و پیوستن به گسترهٔ قرب الهی است. شهید، از منظر این مکتب، غایب از جهان نیست، بلکه به وعدهٔ الهی، «زنده» است و نزد پروردگار خویش روزی می‌خورد. از این‌رو، شهادت نه فرجام یک مبارز، که نقطهٔ کمال سیر او و لحظهٔ وصال به محبوب ازلی است.

قافلهٔ شهیدان، از کربلا تا به امروز، رشته‌ای گسست‌ناپذیر در تاریخ ایمان و عزت‌طلبی است؛ رشته‌ای که هر حلقهٔ آن، ادامهٔ همان راه سرخ و همان پیمان جاودانه با حق است که «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ». 

در چشم شب‌پره‌های روز‌کور می‌توان مردان خدا را به خاک افکند، اما در نگاه مردان خدا، تن و جان عودی است که شعله شهادت عطرآگینش می‌کند:

آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
کز من نمی‌شکیبد و با من خوش است عود

قدر من او شناسد و شکر من او کند
کاندر فنای خویش بدیدست عود سود

سر تا به پای عود گره بود بند بند
اندر گشایش عدم آن عقد‌ها گشود‌ای یار شعله خوار من اهلاً و مرحبا‌ای فانی و شهید من و مفخر شهود

مولانا

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *