صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

بدرقه آقای شهید ایران

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

هفته قوه قضاییه

صفحات داخلی

طوفان عشق عراقی‌ها در سوگ امام شهید؛ اینجا کربلاست، مرکز عالم شیعه

۱۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۶:۵۳
کد خبر: ۴۹۰۷۲۷۳
نجف و کربلا، دیروز شاهد بی‌سابقه‌ترین و باشکوه‌ترین آیین وداع تاریخ معاصر خود بود؛ پیکرِ مطهر رهبر شهید امت، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در حالی بر دستان میلیونی مردم عراق تشییع شد که ترکیبی از حزن جانکاه و شور انقلابی، جغرافیای بین‌الحرمین را به تسخیر درآورد. این حضور حماسی، فراتر از یک آیین تشییع، میثاقی خونین میان دو ملت ایران و عراق علیه استکبار جهانی بود.

دیروز شهر کربلا و مسیر نجف به کربلا، کانون تمرکز رسانه‌های جهان و قلب تپنده امت اسلامی بود. از صبح دیروز که پیکر مطهر رهبر شهید در نجف اشرف و با طواف در حرم امیرالمؤمنین بدرقه شد، موجی از جمعیت میلیونی با پای پیاده مسیر بهشتی نجف تا کربلا را در گرمای طاقت‌فرسای هوا با پاهای خسته و دلهای سراسر از عشق پیمودند و در نهایت پیکر قائد شهید امت شب هنگام در دستان مردم عراق در بین الحرمین تشییع شد و بعد از ۶۹ سال در کنار حرم شش گوشه ابی عبدالله به آرزوی خود رسید.

خروش وارثان زمین در میعاد بدرقه امام مستضعفین

نجف و کربلا دیروز تنها میزبان یک آیین تشییع نبودند؛ این دو شهر مقدس، صحنه قیام زمین و زمان در بدرقه قائد شهیدی شدند که فقدانش نه فقط ایران، که سراسر جغرافیای مقاومت را در بهتی جان‌سوز فرو برده است. از صحن مطهر علوی تا بین‌الحرمین، از مسیر مشایه تا حیدریه، از حنجره مداحان عراقی تا شیون مادران داغدار، همه‌چیز حکایت از آن داشت که امت، برای وداع با امام مستضعفین خود به میدان آمده است؛ وداعی که در آن اشک، خشم، ارادت، بیعت و خون‌خواهی درهم تنیده شده بود.

طواف در آغوش پدر امت

پیکر مطهر رهبر شهید، پس از ورود به حرم امیرالمومنین علیه السلام، در میان خیل عظیم عزاداران عراقی در صحن حرم علوی طواف داده شد؛ صحنه‌ای که برای بسیاری از حاضران، یادآور بدرقه مردان بزرگ تاریخ تشیع بود. ازدحام جمعیت به اندازه‌ای بود که گویی صحن حرم، دیگر گنجایش این حجم از اندوه و ارادت را ندارد. دست‌ها به سوی تابوت دراز می‌شد، اشک‌ها بی‌اختیار بر چهره‌ها جاری بود و زمزمه‌های سوگ از هر گوشه حرم به آسمان بلند می‌شد. این طواف، تنها گرداندن پیکر یک رهبر در صحن یک حرم نبود؛ گویی تاریخ، یکی از فرزندان صادق خود را در آغوش نخستین امام عدالت بدرقه می‌کرد.

بدرقه اولین زائر اربعین در مسیر مشایه

از نجف تا کربلا، مسیر مشایه بار دیگر روح اربعین به خود گرفت؛ اما این بار نه در موسم زیارت، که در موسم وداع. میلیون‌ها نفر از اقصی نقاط عراق، از شهرها و روستاها، از میان عشایر، طلاب، زنان، کودکان، پیرمردها و جوانان، خود را به این مسیر رساندند تا در بدرقه کسی شرکت کنند که او را نه صرفا رهبر ایران، بلکه امام و قائد خود می‌دانستند.

پرچم‌های جمهوری اسلامی ایران در کنار بیرق‌های مقاومت و پرچم‌های سرخ خون‌خواهی، در باد به اهتزار درآمده و پیوندی عمیق میان دو ملت را به تصویر می‌کشیدند؛ پیوندی که بر مدار سیاست، ایمان، جهاد، ولایت و مقاومت شکل گرفته است.

حماسه کربلا

براساس برآوردهای اعلام‌شده، بیش از ۷ میلیون نفر در این مراسم حضور یافته‌اند؛ جمعیتی چنان عظیم که روند انتقال پیکر را کند کرد و حتی درهایی از حرم‌های مطهر امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام برای حفظ ایمنی جمعیت بسته شد، اما همین تاخیر، خود به بخشی از روایت این روز بدل شد؛ روایتی از مردمی که می‌خواستند زمان را متوقف کنند تا وداعشان با امام شهید طولانی‌تر شود. در این میان، خبرنگاران و تصویربرداران نیز خود را ناتوان از ثبت تمامی ابعاد این حماسه می‌دیدند؛ چراکه آنچه در کربلا می‌گذشت، فراتر از قاب دوربین و واژه‌های معمول خبری بود.

پیام روشن امت اسلام

در تمام طول مسیر، صدای شعارها و نوحه‌ها لحظه‌ای قطع نمی‌شد. «الله اکبر»، «یا حسین»، «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «لبیک یا سید مجتبی» از میان انبوه جمعیت طنین می‌انداخت و نشان می‌داد که این تشییع، صرفا یک سوگواری عمومی نیست، بلکه بیانیه‌ای زنده و میدانی علیه جبهه استکبار است. مردم عراق با مشت‌های گره‌کرده، با صورت‌های خیس از اشک و عرق، و با سینه‌هایی مالامال از خشم و داغ، آمده بودند تا بگویند خون این شهید، خاموش‌شدنی نیست و راه رهبر شهید با رهبری سید مجتبی خامنه‌ای ادامه خواهد یافت.

یکی از جان‌سوزترین صحنه‌های این مراسم، لحظاتی بود که مداح عراقی پشت میکروفن بارها فریاد می‌زد: «بویه انبهنه». ترجمه این فریاد در زبان محلی، چیزی شبیه این است: «بابا، خانه‌خراب شدیم». با هر بار تکرار این جمله، جمعیت با شدت بیشتری بر سر و صورت خود می‌زد، شیون بلندتر می‌شد و صدای گریه مردان و زنان در هم می‌پیچید. این عبارت کوتاه، چنان سنگین و پرمعنا بود که گویی یک ملت، یتیمی خود را در یک جمله فریاد می‌زند. برای عراقی‌ها، این فقدان صرفا از دست دادن یک شخصیت سیاسی یا مذهبی نبود؛ آن‌ها از پدری سخن می‌گفتند که سایه‌اش را بر سر خانه و تاریخ و مقاومت خود حس می‌کردند.

حکایت آن لالایی 

در حرم امام حسین علیه السلام نیز صحنه‌هایی شکل گرفت که به سختی می‌توان برای آن‌ها معادل نوشتاری یافت. شیون و زاری زنان عراقی برای زهرای ۱۴ ماهه شهید، یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات این وداع تاریخی بود. زنان، با لالایی عراقی، برای آن کودک شهید مرثیه خواندند؛ لالایی‌ای که باید برای خواب کودک باشد، اینجا به بدرقه ابدی او بدل شده بود. صدای این لالایی، با ضجه‌های مادرانه و فضای معطر حرم درهم آمیخته بود و صحنه‌ای آفرید که نه فقط حزن‌انگیز، بلکه جان‌فرسا بود. اینجا دیگر فقط یک تشییع در جریان نبود؛ تاریخ مصیبت شهادت حضرت رقیه علیه السلام، با زبان مادران عراقی بازخوانی شد.

ازدحام تاریخ؛ وقتی کربلا می‌گرید

در جای دیگری از این مسیر بزرگ، حیدریه به یکی از نمادهای استقامت این روز بدل شد. در این منطقه که حدود ۴۰ کیلومتر با کربلا فاصله دارد، عشایر عراقی از ساعت ۱۲ ظهر تا ۵ بعدازظهر، در گرمای ۵۰ درجه، کنار جاده ایستادند و منتظر ماندند تا پیکر مطهر از برابرشان عبور کند. این انتظار پنج‌ساعته در آن دمای سوزان، چیزی نبود که بتوان آن را فقط به شور لحظه‌ای نسبت داد؛ این ایستادگی، ریشه‌دار، آگاهانه و از سر وفاداری بود. مردانی که آفتاب صورت‌هایشان را سوزانده بود، با همان صلابت ایستاده بودند تا بگویند گرمای هوا، گرد زمان و دشواری راه، هیچ‌کدام توان کاستن از ارادت آنان را ندارد.

مشایه؛ مسیرِ اشک و حماسه

در طول مسیر، موکب‌های مردمی نیز بی‌وقفه فعال بودند. صدها موکب، آب، یخ، نوشیدنی و امکانات اولیه را میان عزاداران توزیع می‌کردند. اوج گرما و هیچ‌یک از این دشواری‌های راه سبب عقب‌نشینی جمعیت نشد. پیرزنان با قدم‌های آهسته، کودکان در آغوش مادران، نوجوانان پرچم به دست و مردان سالخورده با چهره‌های آفتاب‌سوخته، همگی در این بدرقه حضور داشتند. گویی همه آمده بودند تا سهم خود را از این میثاق تاریخی ادا کنند.

بازتاب حقیقت مقاومت در لنز دوربین‌ها

پوشش گسترده رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نیز نشان داد که جهان، چشم از این صحنه برنداشته است. رسانه‌هایی از محور مقاومت تا خبرگزاری‌های جهانی، شکوه این مراسم را بازتاب دادند، اما آنچه در قاب‌ها ثبت شد، تنها بخشی از حقیقت بود. حقیقت کامل، در لرزش صداها، در مشت‌های گره‌کرده، در قدم‌های خسته اما استوار، و در اشک‌هایی نهفته بود که بر گونه‌های مردمی جاری شد که آمده بودند با رهبر شهید خود وداع کنند و هم‌زمان با او تجدید بیعت کنند.

مشت‌ گره کرده رهبر شهید در میان مردم عراق

این تشییع، فقط بدرقه یک پیکر نبود؛ برخواستن امواج خون‌خواهی امام شهید بود. این حضور میلیونی، در عمق خود حامل پیامی روشن بود: شهادت، پایان راه نیست، آغاز خیزشی تازه است. مردمی که در نجف و کربلا گرد هم آمدند، با زبان اشک و شعار و حضور، به دنیا اعلام کردند که راه این قائد شهید ادامه خواهد داشت و خون او، در رگ‌های مقاومت جاری خواهد ماند. از همین رو، شعار لبیک سید مجتبی نشان داد آنچه دیروز در عراق رقم خورد، بیش از آنکه یک مراسم سوگ باشد، صحنه تجدید عهد امت با آرمان‌های مقاومت و عدالت بود.

طنین صدای رهبر شهید در بین الحرمین

به محض ورود پیکِ مطهر به بین الحرمین پخش سلام خاصه حضرت عبدالله (ع)، با لسان رهبر شهید از تمام بلندگوها فضای ملکوتی حرم و صحن بین‌الحرمین را دگرگون کرد. این صدا، که گویی از اعماق تاریخ و ایمان برمی‌خاست، لرزه بر پیکر جمعیت انداخت؛ بلافاصله صدای شیون مردم چنان اوج گرفت که گویی دیوارهای حرم نیز با جمعیت هم‌نوا شدند. فریادهای «یا حسین» و «یا ابوالفضل» با بغض بی‌پایان مردم، در فضا طنین‌انداز شد و صحنه‌ای خلق کرد که تا ابد در حافظه‌ی این شهر باقی خواهد ماند و در پایان پرچم عبدالله پیکر رهبر شهید را در برگرفت. 

کربلا، پایان یک آغاز

کربلا در این روز تاریخی، تنها شهر اندوه نبود؛ شهر بیداری هم بود. نجف، پیکر شهید را در آغوش گرفت و کربلا، پیام او را به آینده سپرد. از صحن علوی تا بین‌الحرمین، از لالایی زنان عراقی تا فریاد «بویه انبهنه»، از انتظار عشایر در حیدریه تا موج انسانی در مشایه، همه‌چیز گواه این حقیقت بود که قائد شهید، اگرچه از میان امت رفته، اما در جان این مردم، در حافظه این سرزمین و در افق این مبارزه، زنده‌تر از همیشه حضور خواهد داشت.

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *