نگاهی به نقضهای حقوق بشری آمریکا در جنگ ۴۰ روزه
به گزارش سایت ستاد حقوق بشر، احمد کاظمی، استاد حقوق بینالملل دانشگاه به مناسبت هفته حقوق بشر آمریکایی، در یادداشتی به بررسی نقضهای حقوق بشری آمریکا در جنگ ۴۰ روزه پرداخت و نوشت:
هفته حقوق بشر آمریکایی که به ابتکار رهبر شهید انقلاب اسلامی از سال ۱۳۹۴ با هدف افشا و بازخوانی «نقض حقوق بشر توسط آمریکا» نامگذاری شده، فرصتی مغتنم برای مرور ابعاد سهگانه نقض حقوق بشر، بشردوستانه و حقوق بشر زیست محیطی از سوی کاخ سفید در جنگ ۴۰ روزه میباشد.
جهانیان در این جنگ شاهد نقض اصول بنیادین حقوق بشردوستانه و در راس آن اصل تفکیک یعنی اصل تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی بودند. براساس اصل تفکیک، طرفین درگیری موظفند همواره میان جمعیت غیرنظامی و رزمندگان، و نیز میان اهداف و مناطق غیرنظامی و اهداف نظامی تمایز قائل شوند، چرا که حمله به اهداف غیرنظامی به صراحت در کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی به آن ممنوع شده است و «ارتکاب عمدی حملات علیه اشیاء غیرنظامی» در اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی (ماده ۸) به عنوان جنایت جنگی شناسایی شده است.
علیرغم این، حمله به مدرسه شجره طیبه میناب در ساعات اولیه جنگ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶/ ۹ اسفند ۱۴۰۴ و شهادت ۱۶۸ دانش آموز علیرغم عیان بودن کارکرد این مرکز آموزشی، یکی از وحشیانهترین حملات به غیر نظامیان است که یادآور حمله ناو وینسنس آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ و شهادت ۲۹۰ مسافر و خدمه بیگناه از جمله ۶۶ کودک بود که خود یکی از دلایل نامگذاری ۷ تا ۱۲ تیر به عنوان هفته حقوق بشر آمریکایی به ابتکار رهبر شهید انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۴ است . البته نقض اصل تفکیک تنها به مدرسه میناب محدود نبود و در طول جنگ ۴۰ روزه آمریکایی بارها به مناطق غیر نظامی حمله کردند، چنانچه در حملات به سالن ورزشی لامرد در همان روز اول جنگ، ۲۱ غیرنظامی از جمله ۳ کودک شهید و ۱۱۰ نفر زخمی شدند.
در طول جنگ ۴۰ روزه هزاران خانه مسکونی بهمراه زیرساخت های حیاتی از جمله بیمارستان، دانشگاهها، مراکز آموزشی، خطوط ریلی، پل ها، بازارها، مساجد حتی کنیسه یهودیان و باشگاه فرهنگی ارامنه، پالایشگاهها، نیروگاههای برق، زیرساخت های پتروشیمی، کارخانهها، تاسیسات آبشیرینکن، مراکز امدادی، مخازن سوخت، منابع آبی، زیرساختهای شهری، بانکها و مراکز مالی، آثار تاریخی و فرهنگی، و... هدف حملات عمدی آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفتند که همگی نقض اصول بنیادین حقوق بین الملل بشردوستانه یعنی تفکیک، تناسب و احتیاط بودند. هیچ کدام از این زیرساختها، هدف نظامی نبودند یا در راستای اهداف عملیات نظامی، کارکرد یا مشارکت نداشتند.
در حالیکه اصل احتیاط تاکید میکند که طرفین درگیری در انتخاب روشها و وسایل جنگی، تمامی اقدامات احتیاطی ممکن را برای جلوگیری از تلفات غیرنظامی به عمل آورند. آمریکا در حمله به پل بی 1 کرج، نه تنها آشکارا اصل تفکیک میان زیرساختهای نظامی و غیرنظامی را نقض کرد بلکه با نقض اصل احتیاط دقیقا روز و ساعتی (۱۳ فروردین روز طبیعت) برای حمله به پل مذکور را انتخاب کرد که تلفات غیرنظامیان را افزایش دهد؛ همین رویکرد را آمریکا با بکارگیری سلاحهای ممنوعه و غیر قابل تفکیک بهویژه استفاده از چهار موشک بالستیک کوتاه برد «PrSM» در لامرد شیراز نشان داد. این موشکها که طبق گزارشها برای اولین بار در لامرد امتحان شدند، پیش از برخورد، در آسمان به بیش از ۱۸۰ هزار ترکشِ تنگستنی تبدیل شدند؛ و در مجموع بارانی از ۷۲۰ هزار ترکش مرگبار را بر سر غیرنظامیان در لامرد فرود آوردند.
این رویکرد آمریکا عامدانه و برای کشتار غیر نظامیان، محو و تجزیه ایران بود؛ به همین دلیل پیت هگست وزیر جنگ آمریکا آشکارا قواعد حقوق بشردوستانه را قواعد احمقانه خواند که مانع پیروزی میشوند. در راستای همین باور، بر اساس گزارشی که پنتاگون در می ۲۰۲۶ منتشر کرد، «نهتنها هیچیک از ۱۱ هدف اصلی برنامه کاهش آسیب به غیرنظامیان (CHMR-AP) محقق نشده، بلکه بودجه ابزارهای حیاتی از جمله پایگاه داده پیگیری آسیب به غیرنظامیان کاهش یافته و جلسات کمیته نظارت لغو شده است». این گزارش اثبات میکند که مقامات آمریکایی در جنگ ۴۰ روزه عامدانه و با قصد خاص با «بیتفاوتی مجرمانه» نسبت به جان غیرنظامیان عمل کردهاند؛ چنانچه به موازات تهدید ترامپ مبنی بر نابودی کامل تمدن ایرانی و تهدید غیرمستقیم به حمله هستهای، که به معنای اذعان به برنامهریزی برای اجرای امالجنایت نسلکشی علیه مردم ایران بود، وزیر جنگ آمریکا، در ۱۳ مارس ۲۰۲۶ با نقض اصل بنیادین امان دادن، اعلام کرد که «به دشمنانمان نوکوئارتر (no quarter) داده نخواهد شد». این اصطلاح در حقوق بینالملل بشردوستانه به معنای خودداری از پذیرش تسلیم دشمن و کشتن رزمندگانِ تسلیمشده یا مجروح است.
چنانچه ۱۲۶ حقوقدان بینالمللی در نامهای سرگشاده ۲ آوریل ۲۰۲۶ اعلام کردند، این اقدام به عنوان «نقض آشکار ماده ۴۰ پروتکل الحاقی اول ۱۹۷۷» و «جنایت جنگی» محسوب میشود. نتیجه این نقش فاحش حقوق بشردوستانه توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی و استفاده از سلاحهای ممنوعه، شهادت بیش از هزار نفر و زخمی شدن بیش از سی هزار نفر در جریان جنگ ۴۰ روزه بود؛ علاوه بر این آمریکا و رژیم اسرائیل در دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه با حمله به انبارهای نفت در تهران، کرج و شهرری و ایجاد باران سیاه، به صورت فاحش «حقوق بشر زیست محیطی» و حق بشری دسترسی به آب و هوای سالم» شهروندان ایرانی را نقض کردند.
رویکرد آمریکا در جنگ ۴۰ روزه نشان داد که آمریکا علاوه بر مخالفت با حقوق بینالملل بشر که در رفتار این کشور در خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل (۲۰۱۸) و خودداری از ارائه گزارش عملکرد ملی خود در حوزه حقوق بشر به نشست بررسی دورهای جهانی شورای حقوق بشر در نوامبر ۲۰۲۵ مشهود شد، به حقوق بینالملل بشردوستانه نیز پایبندی ندارد و به عنوان دولتی غیرمسئول، آن را قواعدی احمقانه میداند. این موضوع نشاندهنده افول حقوقی و اخلاقی آمریکایی مدعی دموکراسی و حقوق بشر در کنار افول سیاسی و اقتصادی آن میباشد.
مستندات موجود و گزارشهای نهادهای معتبر بینالمللی از جمله دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل و نامههای سرگشاده ۱۲۶ حقوقدان بینالمللی، موید آن است که جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران مصادیق متعددی از جنایات جنگی و نقض فاحش حقوق بشر، بشردوستانه و حقوق بشر زیست محیطی را شامل میشود. با توجه به اینکه آمریکا عضو کنوانسیونهای ژنو (۱۹۴۹) و پروتکلهای الحاقی آن است، این اقدامات میتواند در محاکم بینالمللی از جمله دیوان کیفری بینالمللی (ICC) البته تحت شرایط و ملاحظاتی، قابل پیگرد باشد، هرچند آمریکا عضو اساسنامه رم نیست، اما براساس حقوق بینالملل عرفی و اصل «مسئولیت جهانی»، کشورها و نهادهای بینالمللی میتوانند نسبت به این جنایات اعلام جرم کرده و از طریق سازوکارهای دیپلماتیک و حقوقی، زمینه پیگرد مقامات مسئول از جمله آمران و عاملان این جنایات بین المللی را فراهم آورند.
انتهای پیام/