صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

هفته قوه قضاییه

صفحات داخلی

حقوق بشر آمریکایی از وعده تا ویرانی؛ چگونه واشنگتن حقوق را به سلاح تبدیل کرد

۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۴:۰۲
کد خبر: ۴۹۰۵۵۷۹
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
آمریکا با بازتعریف حقوق بشر براساس راه‌های تامین زیاده‌خواهی‌های و منافع نامشروع خود، جهان را با موجی از ویرانی و بی‌ثباتی مواجه کرده است.

حقوق بشر آمریکایی عبارتی است که اغلب برای توصیف رویکرد آمریکا به حقوق بشر به‌کار می‌رود؛ رویکردی که در آن اصول و ارزش‌های حقوق بشری به منافع ملی، قدرت نظامی و سیاست خارجی آمریکا گره خورده است.

گزارش‌های دیده‌بان حقوق بشر، سازمان عفو بین‌الملل و سازمان ملل، این مدل حقوق بشر را نه یک چارچوب جهانی بی‌طرف، بلکه ابزاری انتخابی می‌دانند که توسط آمریکا برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک استفاده می‌شود.

تعریف حقوق بشر آمریکایی

حقوق بشر آمریکایی را می‌توان به‌عنوان تفسیر و اجرای حقوق بشر توسط دولت و نهاد‌های آمریکایی تعریف کرد که بر ادعا‌هایی مانند آزادی بیان، دموکراسی، حقوق فردی بنا شده، اما عملا با «استثناگرایی آمریکایی» (American Exceptionalism) همراه است.

آمریکا خود را «هدایتگر جهان آزاد» می‌داند و حقوق بشر را بخشی از «قدرت نرم» خود قرار داده است؛ منتقدان ازجمله اندیشمندان واقع‌گرا مانند جان مرشایمر و گزارشگران دیده‌بان حقوق بشر آن را «حقوق بشر ابزاری» می‌نامند.

آمریکا از حقوق بشر برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های خود استفاده می‌کند، در حالی که در عمل، استاندارد‌های دوگانه اعمال می‌کند؛ این رویکرد ریشه در تاریخ دارد؛ این کشور در تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر (۱۹۴۸) نقش کلیدی داشت، اما همزمان با جداسازی نژادی (تا ۱۹۶۰ها) و جنگ ویتنام مواجه بود؛ پس از جنگ سرد، حقوق بشر به توجیهی برای گسترش نفوذ نئولیبرال و نظامی آمریکا تبدیل شد.

گزارش ۲۰۲۳ دیده‌بان حقوق بشر تاکید می‌کند که آمریکا حقوق بشر را ابزار سیاست خارجی می‌بیند، نه تعهد مطلق.

حقوق بشر آمریکایی چه هدفی را دنبال می‌کند؟

آمریکا حقوق بشر را نه صرفا یک مجموعه ارزش جهانی بی‌طرف، بلکه به‌عنوان ابزاری استراتژیک برای پیشبرد منافع ملی خود تعریف و استفاده می‌کند؛ اهداف اصلی را می‌توان به‌صورت زیر خلاصه کرد:

توجیه و مشروعیت‌بخشی به سیاست خارجی: آمریکا تلاش می‌کند با تکرار ادعای تاکید بر آزادی، دموکراسی، حقوق فردی، ...، مداخله‌های نظامی، تحریم‌ها و فشار‌های دیپلماتیک خود را اخلاقی جلوه می‌دهد؛ حمله به عراق با شعار «آزادی مردم از دیکتاتوری»، مداخله در لیبی با عنوان «حفاظت از غیرنظامیان»، تحریم‌های گسترده با برچسب «دفاع از حقوق بشر» در همین چارچوب انجام شدند؛ این تعریف برای آمریکا فضایی را فراهم می‌کند تا اقدام‌های تهاجمی را به‌عنوان «ماموریت اخلاقی» معرفی کند

حفظ سلطه بر کشورهای غیرمستقل: واشنگتن حقوق بشر آمریکایی را بخشی از آنچه قدرت نرم می‌خواند، تعریف کرده است و با قرار دادن خود به‌عنوان مدافع حقوق بشر، سعی دارد نفوذ فرهنگی خود را گسترش دهد و متحدان را به خود وابسته نگه دارد.

ابزار فشار و کنترل: تعریف انتخابی حقوق بشر به آمریکا این فضا را می‌دهد تا در چارچوب آنچه گزارش‌های سالانه می‌خواند، علیه دشمنان خود کارزار حقوق بشری راه بیندازد، از نقض‌های حقوق بشری متحدان خود چشم‌پوشی و از نهاد‌های بین‌المللی مانند شورای حقوق بشر به نفع سیاست خود استفاده کند.

مصونیت و استثناگرایی: هدف پنهان، حفظ این ایده است که آمریکا از قوانین و استاندارد‌هایی که برای دیگران اعمال می‌کند، مستثنا است؛ این امر در مواردی مانند شکنجه در گوانتانامو، یا حمله‌های هوایی بدون پاسخگویی دیده می‌شود.

ابعاد داخلی و تناقض‌های حقوق بشر آمریکایی

در داخل آمریکا، حقوق بشر آمریکایی با مشکلات ساختاری رو‌به‌رو است که آثار سوء آن به جهان سرایت می‌کند؛ سیستم عدالت کیفری آمریکا با بیش از ۲ میلیون زندانی (بیشترین در جهان) و نابرابری نژادی مشهور است؛ گزارش‌های مختلف نشان می‌دهند که آفریقایی-آمریکایی‌ها به‌طور نامتناسب قربانی پلیس و حبس‌های طولانی هستند.

تیراندازی‌های پلیس (بیش از هزار مورد سالانه) و عدم پاسخگویی، الگویی از مصونیت ایجاد کرده است؛ مسائل اقتصادی-اجتماعی نیز برجسته‌اند: شکاف درآمدی عظیم، عدم دسترسی همگانی به بهداشت (گزارش سازمان جهانی بهداشت و Lancet) و تیراندازی‌های جمعی.

این تناقض‌ها، اعتبار ادعا‌های جهانی آمریکا را زیر سوال می‌برد؛ وقتی آمریکا دیگران را به نقض حقوق بشر متهم می‌کند، منتقدان به گونتانامو، شکنجه در ابوغریب و نظارت گسترده NSA (افشاگری اسنودن) اشاره می‌کنند.

گزارش ۲۰۱۴ کمیته اطلاعات سنای آمریکا شکنجه سیا را تایید کرد، اما پیگیری قضایی محدودی داشت. این مشکلات داخلی به هیپوکراسی (hypocrisy ریاکاری) منجر شده و قدرت نرم ادعایی آمریکا را تضعیف می‌کند.

ابعاد بین‌المللی و آثار سوء حقوق بشر آمریکایی

مداخله‌های نظامی و جنگ‌ها: آمریکا از حقوق بشر برای توجیه جنگ‌ها علیه کشور‌های مختلف جهان استفاده کرده است؛ براساس گزارش هزینه‌های جنگ دانشگاه براون، حمله به عراق (۲۰۰۳) با ادعای «آزادی مردم» آغاز شد، اما منجر به صد‌ها هزار کشته غیرنظامی، ظهور داعش و بی‌ثباتی منطقه‌ای شد؛ در لیبی (۲۰۱۱)، مداخله به نام حفاظت از غیرنظامیان، کشور را به هرج‌ومرج کشاند.

حمله‌های پهپادی: برنامه drone strikes به‌ویژه در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما و دونالد ترامپ هزاران نفر را در پاکستان، یمن، سومالی و افغانستان کشت؛ گزارش Bureau of Investigative Journalism و Reprieve نشان می‌دهد بسیاری قربانیان غیرنظامی بودند؛ این «جنگ از راه دور» اصول تمایز در حقوق جنگ را نقض کرده و الگوی جدیدی از کشتار بدون پاسخگویی ایجاد کرد.

تحریم‌های اقتصادی: تحریم‌های ثانویه آمریکا مانند علیه ایران، ونزوئلا، سوریه به‌عنوان ابزار حقوق بشری توصیف می‌شوند، اما گزارش‌های دیده‌بان حقوق بشر و آلنا دوهان، گزارشگر ویژه سازمان ملل تاثیر‌های انسانی شدید آن‌ها را مستند کرده‌اند: کمبود دارو و مرگ‌ومیر غیرمستقیم؛ در ایران، این تحریم‌ها دسترسی به درمان سرطان و بیماری‌های مزمن را مختل کرده است؛ این مجازات جمعی نقض اصول حقوق بشر است.

حمایت از متحدان ناقض حقوق بشر: آمریکا با وجود سر دادن شعار حقوق بشر، از متحدان خود با سابقه بد در زمینه حقوق بشر مانند رژیم صهیونیستی حمایت می‌کند؛ این استاندارد دوگانه، اعتماد به نظام حقوق بشر جهانی را نابود کرده است.

تاثیر بر نهاد‌های بین‌المللی: آمریکا دیوان بین‌المللی کیفری ICC را تحریم کرده و با آن همکاری نمی‌کند؛ خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل در دوره ترامپ و فشار بر گزارشگران ویژه، تلاش برای تضعیف نظارت جهانی بوده است؛ این اقدام‌ها، چندجانبه‌گرایی را تضعیف کرده و جهان را به سمت چندقطبی بدون قاعده سوق داده است.

پیامد‌های جهانی حقوق بشر آمریکایی

پیامد‌های این رویکرد عمیق و چندبعدی است:

بی‌اعتمادی جهانی: بسیاری از کشور‌ها به‌ویژه در جنوب جهانی حقوق بشر را «ابزار امپریالیسم غربی» می‌بینند؛ گزارش Pew Research نشان‌دهنده کاهش اعتبار آمریکا در بسیاری از کشور‌ها است.

بی‌ثباتی و مهاجرت: جنگ‌ها و تحریم‌ها میلیون‌ها آواره ایجاد کرده‌اند؛ بحران مهاجران از غرب آسیا و آمریکای لاتین مستقیما به سیاست‌های آمریکا مرتبط است.

تضعیف هنجار‌های جهانی: استفاده ابزاری از حقوق بشر، اصول جهانی را نسبی کرده است. کشور‌ها اکنون راحت‌تر نقض حقوق را توجیه می‌کنند و می‌گویند «اگر آمریکا می‌تواند، ما هم...».

آثار اقتصادی: تحریم‌ها زنجیره تامین جهانی را مختل کرده و تورم و فقر را افزایش داده‌اند؛ گزارش بانک جهانی تاثیر تحریم‌ها بر اقتصاد‌های هدف را «مخرب» توصیف کرده است.

حقوق بشر آمریکایی، به ابزاری برای حفظ سلطه تبدیل شده و آثار سوء آن از ویرانی کشور‌ها تا بی‌اعتمادی جهانی و تضعیف نهاد‌های بین‌المللی جهان را ناامن‌تر کرده است؛ بحران‌های همپوشان یادشده ضرورت اقدام در این رابطه را مورد تاکید قرار می‌دهند؛ در غیر این صورت، حقوق بشر آمریکایی نه‌تنها قربانیان مستقیم را رنج می‌دهد، بلکه آرمان جهانی حقوق بشر را نیز به خطر می‌اندازد.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *