صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

هفته قوه قضاییه

صفحات داخلی

زندگی میان درد و ترس؛ کودکان غزه هزینه حمله‌های مداوم رژیم صهیونیستی را متحمل می‌شوند

۰۷ تير ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۳:۱۹
کد خبر: ۴۹۰۵۳۷۶
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
حمله‌های مداوم رژیم صهیونیستی به غزه در حالی در میانه آتش‌بس ادامه دارد که کودکان این منطقه جنگ‌زده هزینه‌های سنگین این جنایت را متحمل می‌شوند.

رنج کودکان در غزه به دلیل حمله‌های رژیم صهیونیستی، با وجود اعلام آتش‌بس در اکتبر ۲۰۲۵، همچنان ادامه دارد.

حلا لبد ۷ ساله روی تختش در بیمارستان الشفاء دراز کشیده است، بدن کوچکش زیر بار جراحاتش خم شده است؛ وی تکرار می‌کند: مادرم کجاست؟ پدرم کجاست؟ اما پاسخی دریافت نمی‌کند.

پدر ۴۲ ساله پلیس و مادر ۴۰ ساله معلم این کودک، به همراه ۲ خواهر و برادر ۱۰ و ۱۷ ساله‌اش، در ساعات اولیه ۲ ژوئن (۱۲ خرداد) هنگامی که حمله رژیم صهیونیستی به خانه‌شان در شهر غزه اصابت کرد، شهید شدند.

حنین لبد، عمه این دختر فلسطینی که اکنون از وی مراقبت می‌کند، گفت که این اتفاق زمانی افتاد که همه خواب بودند؛ حنین گفت: حلا در میان آن‌ها بود؛ او تنها کسی بود که به همراه برادرش محمد ۱۶ ساله زنده ماند؛ این زن ۲۸ ساله در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، اضافه می‌کند: بقیه رفته‌اند.

تقریبا ۲ هفته بعد، حلا که در آتش‌سوزی دچار سوختگی شدید شده بود، هنوز درک درستی از آنچه اتفاق افتاده ندارد، فقط خاطرات پراکنده‌ای دارد.

حنین با صدای آرام اظهار کرد که پزشکان و روانشناسان به خانواده توصیه کرده‌اند که در نحوه گفتن اینکه والدین و خواهر و برادرانش دیگر زنده نیستند، مراقب باشند؛ وی بیان کرد: اگر همه این‌ها را یکجا بشنود، ممکن است از حال برود.

اما حقیقت هنوز از شکاف‌های زندگی روزمره نفوذ می‌کند.

حنین گفت: او هر روز در مورد آن‌ها می‌پرسد؛ او مدام گریه می‌کند؛ او می‌گوید: من مادرم را می‌خواهم، من پدرم را می‌خواهم و می‌خواهم با آن‌ها صحبت کنم؛ او عکس‌های آن‌ها را می‌خواهد؛ او مدام می‌پرسد که چرا دیگر به ملاقاتش نمی‌روند.

حلا از زمان ورود به بیمارستان چندین عمل جراحی انجام داده است، اما پزشکان هشدار می‌دهند که او باید فورا به خارج از کشور سفر کند تا از وخامت بیشتر وضعیتش و از دست دادن احتمالی انگشتانش به دلیل بدتر شدن آسیب بافتی جلوگیری شود.

حنین گفت: حلا به درمان پزشکی و روانی و همچنین توانبخشی فوری در خارج از نوار غزه نیاز دارد؛ او یک کودک عادی بود، قبلا می‌خندید و بازی می‌کرد، سرشار از زندگی؛ حالا او بین درد و ترس است؛ بدنش خسته است و وضعیت روانی‌اش حتی بدتر هم شده است.

۱۷ هزار کودک یتیم در غزه

حلا فقط یکی از هزاران کودکی است که از حمله‌های رژیم صهیونیستی جان سالم به در برد و با واقعیتی ویرانگر رو‌به‌رو شد.

طبق برآورد‌های سازمان ملل، از زمان آغاز جنگ نسل‌کشی رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی‌ها در غزه در اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲)، حدود ۱۷ هزار کودک یا یتیم شده‌اند یا از والدین یا مراقبان اصلی خود جدا شده‌اند.

این کودکان شامل کودکانی می‌شوند که هر ۲ والدین خود و دیگران را که تنها بازماندگان کل خانواده‌ها هستند، از دست داده‌اند.

روانشناسان هشدار می‌دهند که آن‌ها در مرحله بحرانی رشد با خطرات ترکیبی ترومای شدید، اضطراب، افسردگی و از دست دادن امنیت و هویت خانوادگی مواجه هستند.

به‌طور کلی، طبق گزارش یونیسف، آژانس کودکان سازمان ملل، از آغاز جنگ تاکنون دست‌کم ۲۱ هزار و ۲۸۹ کودک فلسطینی در غزه شهید و ۴۴ هزار و ۵۰۰ نفر دیگر مجروح شده‌اند.

رنج و عذاب با اعلام آتش‌بس اکتبر گذشته متوقف نشد، زیرا رژیم صهیونیستی با حمله‌های تقریبا روزانه که از آن زمان تاکنون بیش از هزار فلسطینی را قتل‌عام کرده است، همچنان به نقض این توافق ادامه می‌دهد.

به گفته یونیسف، فقط در ۳ ماه اول آتش‌بس دست‌کم ۶۰ پسر و ۴۰ دختر شهید شدند، معادل تقریبا یک کودک در روز، اما تعداد واقعی احتمالا بیشتر است؛ صد‌ها نفر دیگر نیز مجروح شده‌اند.

حمله‌های رژیم صهیونیستی همچنین هزاران کودک را با معلولیت دائمی به جا گذاشته است؛ سازمان ملل و سازمان‌های بشردوستانه می‌گویند غزه اکنون یکی از بالاترین نرخ‌های قطع عضو کودکان به ازای هر نفر در جهان را دارد.

محمد الخطیب، نوزاد ۲ ماهه، یکی از آن‌هاست؛ این نوزاد پس از حمله رژیم صهیونیستی به المواصی که منجر به شهادت مادرش در حین شیر دادن به نوزاد در ۲۵ مه (۴ خرداد) شد، پای چپش قطع شد و از زخم‌های متعدد در سراسر بدن کوچکش رنج می‌برد.

احمد الخطیب، پدرش، می‌گوید: من هنوز در شوک هستم؛ به نظر می‌رسد غم احمد با صحبت در مورد پسر دو و نیم ساله دیگرش که برای کنار آمدن با غیبت مادرش تقلا می‌کند، تشدید می‌شود.

احمد با صدایی گرفته گفت: او تمام مدت گریه می‌کند؛ به اطراف نگاه می‌کند، در میان چهره‌ها و در گوشه‌های تنگ جست‌و‌جو می‌کند و فریاد می‌زند: مامان... مامان؛ احساس می‌کنم قلبم دارد به خاطر او تکه تکه می‌شود؛ تقصیر آن‌ها چیست؟ چه اتفاقی افتاده؟ تقصیر همسرم چه بوده؟

پدر اکنون وقت خود را بین ۲ فرزندش تقسیم می‌کند و بار‌ها و بار‌ها سعی می‌کند پریشانی کودکش را تسکین دهد؛ وی گفت: سعی می‌کنم به او بگویم مادرش به بهشت رفته است، اما او بچه کوچکی است که معنای غیبت دائمی را نمی‌فهمد؛ او اصرار دارد که می‌خواهد پیش او برود.

احمد لحظه‌ای را به یاد می‌آورد که همه چیز تغییر کرد؛ همسرش پسر نوزادشان را به چادری در همان نزدیکی که متعلق به خانواده‌اش بود برده بود تا بتواند در آنجا از او پرستاری کند؛ لحظاتی بعد، حمله رژیم صهیونیستی رخ داد.

وی می‌گوید: به سمت محل حادثه دویدم و چادر را پیدا نکردم؛ وقتی به آنجا رسیدم، همسرم را غرق در خون دیدم که نوزادش را در آغوش گرفته بود؛ محمد را از زیر او بیرون آوردم؛ بدنش از شدت جراحت می‌لرزید و متوجه شدم که پای چپش کاملا قطع شده است.

از آن روز، محمد در بیمارستان مانده و تحت یک سری عمل جراحی برای نجات جانش و جلوگیری از قطع عضو بیشتر قرار گرفته است.

در حالی که کودکانی مانند او با قطع عضو و جراحات دست‌وپنجه نرم می‌کنند، دسترسی به درمان همچنان به‌شدت محدود است.

مقام‌های بهداشتی هشدار می‌دهند که تاخیر در انتقال کودکان به‌شدت مجروح، به‌ویژه آن‌هایی که دچار سوختگی‌های شدید، آسیب اندام و ترومای ستون فقرات هستند، می‌تواند به معنای از دست دادن هرگونه شانس بهبودی یا توانبخشی باشد.

احمد در مورد نوزادش گفت: هر روز او تحت یک عمل جراحی جدید قرار می‌گیرد؛ دکتر‌ها می‌گویند دستش در خطر قطع عضو است؛ یک نوزاد ۲ ماهه؟ چند عمل جراحی را می‌تواند تحمل کند؟ این کودک بدون مادر بزرگ خواهد شد و ممکن است بدون پا و شاید بدون بازو هم بزرگ شود؛ از زندگی او چه باقی خواهد ماند؟

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *