مذاکرات سوئیس و تغییر عمیق در توازن قدرت منطقهای
عرصه سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی شاهد بحثهای داغی بود که نشاندهنده سردرگمی آشکار و اختلاف نظر عمیق در مورد چگونگی برخورد با تفاهمنامه بین ایران و آمریکا بود.
مشخص بود که روند مذاکرات، دیدگاه ایران در مورد نتیجه جنگ را منعکس میکرد؛ این دیدگاه را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد؛ پیروزی ایران نهتنها در مقاومت و خنثی کردن اهداف، بلکه در موفقیت ایران در تثبیت خود بهعنوان یک بازیگر تعیینکننده و تأثیرگذار در ثبات جهانی بازارهای انرژی نیز تجسم یافت.
به گزارش المیادین، علاوه بر این، به موضوع متحد کردن عرصههایی که هدف اصلی تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه غزه، لبنان و ایران بودند، پرداخت؛ ناگفته نماند که ایران در تحمیل دیدگاه خود بر ترتیب اولویتهای مذاکرات، که در آن موضوع هستهای ایران تنها پس از توقف خصومتها و اجرای مفاد تفاهمنامه در مورد محاصره، تحریمها و جنگ علیه لبنان مورد بحث قرار میگیرد، نیز موفق بود.
اگرچه حقیقت آنچه در شهرکهای هممرز با نوار غزه در هفتم اکتبر رخ داد، توسط هیچ طرف بیطرفی فاش نشده است، اما جهان غرب و برخی از کشورهای عربی در کنار رژیم صهیونیستی ایستادند و آنچه را که روایت قربانیانگارانه میدانستند، ترویج کردند و به راحتی سابقه تاریخی وحشیگری و اشغالی را که منجر به وقایع آن روز شد، فراموش کردند.
در مورد بنیامین نتانیاهو، رئیس کابینه رژیم صهیونیستی، او تمام تلاش خود را کرد تا از این حمایت برای تحقق جاهطلبیهای شخصی خود و رویاهای اسلاف خود که چهرههای تأثیرگذار در تأسیس این رژیم محسوب میشوند، سوءاستفاده کند.
بررسی اظهارات مکرر او از زمان وقایع طوفانالاقصی نشان میدهد که امنیت این رژیم و شهرکنشینان آن دیگر در آگاهی سیاسی او به حفاظت مستقیم و بازدارندگی مرتبط نیست. بلکه، عمیقتر به چهار ستونی مرتبط شده است که از آن زمان، هسته اصلی چشمانداز استراتژیک و امنیتی آینده این رژیم را تشکیل دادهاند.
هدف نهایی در ذهن نتانیاهو، کابینه او و سران مخالف که پیشتر حمله به کابینه را متوقف کرده بودند، ایجاد یک حوزه نفوذ حیاتی رژیم صهیونیستی برای ایجاد یک استراتژی امنیتی و سیستمی از منافع این رژیم بود که بتواند خود را از محدودیتهای پایبندی به اهداف و دیدگاههای استراتژیک آمریکا در هر زمان که با اهداف آن در تضاد باشند، رها کند.
- بیشتر بخوانید:
- پایانی بر هژمونی آمریکا؛ راهبرد واشنگتن در منطقه به بنبست رسیده است
- مذاکرات سوئیس؛ تلاش ناامیدانه واشنگتن برای تغییر نام عقبنشینی بهعنوان استراتژی
با نگاهی به گذشته نهچندان دور، درمییابیم که تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ چندان از این رویکرد دور نبود؛ طبیعتاً، نتیجه آن تجاوز با ادعاهای قدرت و اثربخشی که نتانیاهو مطرح میکرد، همسو نبود؛ تنها چند روز بعد، او مجبور شد از آمریکا درخواست مداخله کند و رسانههای عبری شروع به گزارش این کردند که اگر درگیری بیش از دو هفته ادامه یابد، منجر به فروپاشی این رژیم خواهد شد.
با این حال، نتیجه جنگ و آنچه امروز در میز مذاکره در ژنو شاهد آن هستیم، نشاندهنده تغییرات عمیقی در توازن قدرت منطقهای و در نتیجه، در ماهیت رابطه بین آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
آمریکا و حامیان آن تصمیم گرفتهاند تا یک توافق منطقهای را دنبال کنند؛ رئیسجمهور آمریکا که نمیتواند ایده شکست یا ناکامی را بپذیرد، تصمیم گرفته است که به دنبال توافقی باشد که بر مجموعهای از دستاوردها متمرکز باشد
دونالد ترامپ از طرف خود و رژیم صهیونیستی متعهد شد که به جنگ پایان دهد؛ او همچنین با تشکیل مکانیسمی برای دستیابی به آتشبس در لبنان با مشارکت کامل ایران موافقت کرد، در حالی که عمدا رژیم صهیونیستی را که توسط آمریکا نمایندگی خواهد شد، کنار گذاشت.
بنابراین، ایده ایجاد یک استراتژی امنیتی مستقل ژیم صهیونیستی از بین رفته است و رژیم صهیونیستی به بخش جداییناپذیری از استراتژی آمریکا در منطقه تبدیل شده است. رویای آن برای تبدیل شدن به بازیگری که قادر به تحمیل مستقل دستور کار خود باشد، اکنون به پایان رسیده است.
انتهای پیام/