صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

هفته قوه قضاییه

صفحات داخلی

گزارش میزان از بازنمایی فرهنگ حسینی در آثار تصویری: 

روایت عاشورا در قاب تصویر؛ مروری بر آثار سینمایی، تلویزیونی و مستند با موضوع فرهنگ حسینی

۰۲ تير ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۰:۰۲
کد خبر: ۴۹۰۴۱۸۴
بازنماییِ فرهنگ پربار حسینی در آثار تصویریِ ایران، همواره با فراز و فرودهایِ بسیاری همراه بوده است؛ از خلقِ آثارِ ماندگاری چون «روز واقعه» و «مختارنامه» که توانستند در میان مخاطبان گسترده‌ای جای خود را باز کنند، تا تولیدات اخیر که گاه در تکرار کلیشه‌ها و گاه در مواجهه با چالش‌های تولید، نتوانسته‌اند به آن عمق و تأثیرگذاریِ گذشته دست پیدا کنند. 

این گزارش با مروری دقیق بر مهم‌ترین فیلم‌هایِ سینمایی، سریال‌های تلویزیونی، مستندها و حتی انیمیشن‌های مرتبط با واقعه‌ی عاشورا، ضمنِ بررسی نمونه‌هایِ شاخص و میزان اثرگذاریِ آن‌ها، به کالبدشکافی دلایل کم‌توجهی به این گونه‌یِ مهم در سال‌های اخیر و چالش‌هایِ پیشِ رویِ تولید آثار فاخر عاشورایی پرداخته است. 

سینمای ایران طی سالیان گذشته بار‌ها کوشیده است روایت‌های متفاوتی از واقعه عاشورا و فرهنگ حسینی را در قالب‌های گوناگون هنری به تصویر بکشد؛ از فیلم‌های سینمایی و مجموعه‌های تلویزیونی گرفته تا مستندها، انیمیشن‌ها و آثار آیینی که هر کدام تلاش کرده‌اند بخشی از این میراث تاریخی و فرهنگی را بازنمایی کنند. با این حال، مسیر تولید این آثار همواره یکدست و پررونق نبوده و فراز و فرود‌های قابل توجهی را تجربه کرده است. در این گزارش، مروری بر مهم‌ترین آثار عاشورایی در حوزه‌های مختلف تصویر – از سینما و تلویزیون تا مستند و انیمیشن – انجام شده و ضمن بررسی نمونه‌های شاخص، میزان اثرگذاری و دیده‌شدن آنها تحلیل شده است. همچنین تلاش شده با نگاهی آسیب‌شناسانه، دلایل کم‌رنگ شدن تولیدات عاشورایی در سال‌های اخیر و چالش‌های پیش‌روی این گونه هنری بررسی شود.  

ظهور سینمای عاشورایی با «سفیر» و نقطه عطف «روز واقعه» 
در نخستین سال‌های پس از انقلاب، فیلم سینمایی «سفیر» به کارگردانی فریبرز صالح (۱۳۶۱) به عنوان اولین گام جدی سینما در بازسازی وقایع تاریخی کربلا شناخته شد، اما دهه ۷۰ را باید «عصر طلایی» این گونه سینمایی دانست، فیلم سینمایی «روز واقعه» به کارگردانی شهرام اسدی (۱۳۷۳)، با بهره‌گیری از قلم بهرام بیضایی، به نقطه عطفی در سینمای عاشورایی تبدیل شد که هنوز هم پس از سه دهه، جایگاه اول را در حافظه جمعی مخاطبان و دفعات پخش تلویزیونی دارد.

نفوذ شعائر حسینی در متن زندگی امروز؛ تجربه «دل‌شکسته» 
در دهه‌های اخیر، رویکرد سینماگران از بازسازی تاریخ به سمت بازنمایی اثرات فرهنگ عاشورا در جامعه تغییر کرد؛ فیلم سینمایی «دل‌شکسته» به کارگردانی علی روئین‌تن (۱۳۸۷)، نمونه شاخصی از این تغییر رویه است، این فیلم توانست با استفاده از کلیشه‌های ملودرام و نمایش تقابل فکری دو نسل در بستر فضای هیئت، به یکی از پرمخاطب‌ترین فیلم‌ها در شبکه نمایش خانگی تبدیل شود. 
در کنار این اثر، فیلم‌هایی نظیر «دست‌های خالی» (ابوالقاسم طالبی) و «به خاطر هانیه» (کیومرث پوراحمد) با تاکید بر وجه «توسل و معجزه» در شعائر حسینی، توانستند پیوند عاطفی عمیقی با مخاطب برقرار کنند. 

مستندهای آیینی؛ از «اربعین» تقوایی تا پیرغلامان
در حوزه سینمای مستند، تمرکز اصلی بر «مناسک و آیین‌ها» بوده است. مستند «اربعین» به کارگردانی ناصر تقوایی (۱۳۵۲)، همچنان به عنوان جدی‌ترین و شاخص‌ترین نگاه تصویری به آیین‌های جنوب کشور شناخته می‌شود. 
مهم‌ترین ویژگیِ تکنیکیِ مستند «اربعین»، حذفِ خودآگاهِ «منِِ کارگردان» است. تقوایی در این فیلم، از هرگونه دیالوگ یا نریشنِ هدایت‌گر پرهیز کرده است. او اجازه می‌دهد صداها (نوحه و سنج) و تصاویر (چهره‌های آفتاب‌سوخته و مراسم) خودشان روایت‌گر باشند. این «سکوتِ تکنیکیِ» تقوایی، به فیلم چنان قدرتِ بیانی داده که پس از دهه‌ها، همچنان به عنوان مرجعی برای مستندسازیِ مردم‌نگاران در سینمای ایران تدریس می‌شود. 
مستند «اربعین» برای سینمای ایران، تنها یک سندِ مذهبی نیست؛ یک «درس‌گفتارِ تصویری» درباره نحوه مواجهه با سوژه است. تقوایی به ما می‌آموزد که چگونه می‌توان در میانِ شلوغیِ یک آیین، به لایه‌های عمیقِ فرهنگی دست یافت، بدون اینکه ذره‌ای از اصالتِ آن را با تکنیک‌هایِ تحمیلی خدشه‌دار کرد. 
در سال‌های اخیر نیز مستندهایی همچون «کربلا: جغرافیای یک تاریخ» و «حاج مرزوق» با تمرکز بر پیشینه مداحی و تاریخچه تبدیل عاشورا به یک فرهنگ، مورد توجه پژوهشگران و مخاطبان خاص قرار گرفته‌اند. 

تکنولوژی در خدمت شعائر؛ ظهور انیمیشن‌های عاشورایی
با پیشرفت تکنولوژی، سینمای ایران در حوزه انیمیشن نیز ورود موفقی به موضوع عاشورا داشت. انیمیشن سینمایی «ناسور» به کارگردانی کیانوش دالوند (۱۳۹۴)، از جمله آثاری است که توانست واقعه کربلا را با زبانی نو برای نسل نوجوان روایت کند و مورد استقبال قرار گیرد. 


کدام آثار بیشتر دیده شدند؟ 
می‌توان گفت فیلم‌های «روز واقعه»، «دل‌شکسته» و «عصر روز دهم» به ترتیب بیشترین میزان توجه مخاطبان عام و رسانه‌ها را به خود اختصاص داده‌اند؛ همچنین فیلم سینمایی «رستاخیز» (احمدرضا درویش) علیرغم چالش‌های فراوان در اکران، به دلیل ابعاد فنی و تولیدی، همچنان یکی از مهم‌ترین پروژه‌های استراتژیک سینمای ایران در این حوزه محسوب می‌شود. 

قاب سیما و ماندگارترین روایت‌های عاشورایی/ از «شب دهم» تا «مختارنامه»؛ تسخیر آنتن با درام‌های مذهبی
تلویزیون در دهه‌های اخیر، با تولید مجموعه‌های الف‌ویژه، سهم عمده‌ای در بازسازی شعائر حسینی داشته است؛ در این میان، برخی سریال‌ها به دلایل فرمی و محتوایی، به پدیده‌های اجتماعی تبدیل شدند. 

۱. مختارنامه (داوود میرباقری - ۱۳۸۹): 
این سریال بدون شک پرمخاطب‌ترین و استراتژیک‌ترین تولید تاریخی-مذهبی ایران است. 
دلیل دیده شدن: «مختارنامه» نه تنها به دلیل کیفیت بالای تولید (Big Production)، بلکه به دلیل بازسازی بصری وقایع کربلا و همچنین ایجاد پیوند میان «سیاست» و «عاشورا»، به یک اثر مرجع تبدیل شد. 

۲. شب دهم (حسن فتحی - ۱۳۸۰): 
نقطه عطف سریال‌های مناسبتی محرم که در زمان پخش، خیابان‌ها را خلوت می‌کرد. 
•    دلیل دیده شدن: فتحی با هوشمندی، «عشق زمینی» را به «عشق آسمانی» پیوند زد. استفاده از آیین «تعزیه» به عنوان موتور محرک داستان و تلاقی آن با استبداد پهلوی، این سریال را به محبوب‌ترین روایت از شعائر حسینی در قالب درام معاصر تبدیل کرد. 

۳. معصومیت از دست رفته (داوود میرباقری - ۱۳۸۲) 
اثری که بیشتر بر تحلیل شخصیت‌های خاکستریِ پیرامون واقعه کربلا تمرکز داشت. 
دلیل دیده شدن: تمرکز بر «وسوسه» و «سقوط اخلاقی» شخصیت شوذب، باعث شد مخاطب با یک درام روان‌شناختی مذهبی روبه‌رو شود که فراتر از یک روایت تاریخی ساده بود. 

۴. سفر سبز (محمدحسین لطیفی - ۱۳۸۱): 
روایتی مدرن از جست‌وجوی هویت در بستر دهه محرم. 
دلیل دیده شدن: این سریال نشان داد که چگونه شعائر حسینی (مانند نذری دادن و هیئت‌داری) می‌تواند بستری برای گره‌گشایی از مسائل خانوادگی و انسانی در دنیای امروز باشد که حضور بازیگران چهره و روایتِ «بازگشت به ریشه»، عامل اصلی موفقیت آن بود. 


۵. وارث (کاظم بلوچی - ۱۳۸۲) و پریدخت (سامان مقدم - ۱۳۸۶): 
سریال‌هایی که محرم را به عنوان ظرفِ زمانیِ روایت‌های عاشقانه و تاریخی انتخاب کردند و به دلیل بازنمایی دقیق آیین‌های تکیه‌داری قدیمی، مورد توجه قرار گرفتند. 
بررسی‌ها نشان می‌دهد سریال‌هایی که شعائر حسینی را با درام‌های اجتماعی و عاشقانه پیوند زده‌اند (نظیر شب دهم)، در جذب مخاطب عام موفق‌تر بوده‌اند؛ در حالی که آثاری با رویکرد تاریخی-حماسی (نظیر مختارنامه)، به عنوان آثار مرجع و ماندگار در آرشیو ملی ثبت شده‌اند. 

چرا تولیدات سینماییِ عاشورایی در سال‌های اخیر به افول رسیده‌اند؟ 
مروری بر کارنامه سینما و تلویزیون ایران در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ نشان می‌دهد که «عاشورا» یکی از محوری‌ترین کلیدواژه‌های تولید آثارِ الف‌ویژه و پرمخاطب بوده است. اما در سال‌های اخیر، این روند نه تنها به سمت کاهش رفته، بلکه در بسیاری از موارد به بازتولیدِ کلیشه‌های خسته‌کننده محدود شده است. پرسش اصلی اینجاست؛ چرا این «آهنربایِ معنایی» قدرت جذبِ پیشینِ خود را در تولیدات نمایشی از دست داده است؟ 
در حالی که سینما و تلویزیون ایران در دهه‌های گذشته با آثاری چون «مختارنامه» و «روز واقعه»، روزهای درخشانی را در بازنماییِ حماسه عاشورا و شعائر مذهبی پشت سر گذاشته‌اند، بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که تولیدات این حوزه با افتِ کمی و کیفی روبه‌رو شده است. این گزارش با واکاویِ کارنامه تولیداتِ سینمایی و تلویزیونی، به آسیب‌شناسیِ این کم‌کاری پرداخته و راهکارِ برون‌رفت از این وضعیت را در «توازن میانِ روایت‌های تاریخی و درام‌های معاصر» جست‌وجو می‌کند. 

از حماسه‌های تاریخی تا درام‌هایِ آیینی؛ میراثی که نباید فراموش شود
نگاهی به آرشیوِ آثارِ نمایشی نشان می‌دهد که سینمای ایران دو جریان اصلی را در حوزه عاشورا تجربه کرده است: جریانِ «حماسه‌های تاریخی» (مانند مختارنامه یا روز واقعه) که وظیفه اصلی‌شان بازسازیِ دقیقِ وقایع و ایجادِ بسترِ «عبرت‌گیری» است، و جریانِ «درام‌های اجتماعی» (مانند دل‌شکسته) که با نگاهی به امروز، سعی در پیوندِ شعائر حسینی با دغدغه‌های ملموسِ زندگیِ مدرن دارند. 
تحلیل‌ها حاکی از آن است که نادیده گرفتنِ هر یک از این دو جریان، خسارت‌بار است. «مختارنامه» به عنوان یک اثرِ مرجع، توانست تاریخ را به گونه‌ای به تصویر بکشد که مخاطب با واکاویِ لایه‌های سیاسی و اجتماعیِ حادثه، درس‌هایِ سیاست‌مداری و دین‌داری را بیاموزد؛ در مقابل، آثاری چون «دل‌شکسته»، پیوندِ عاطفیِ مخاطب با مناسک را تقویت کرده و نشان دادند که فرهنگِ عاشورایی، عنصری زنده در تار و پودِ زیستِ امروزِ جامعه است. 

چرا با «خشکسالیِ تولید» مواجهیم؟ 
واکاوی وضعیتِ فعلیِ تولیدات نشان می‌دهد که متولیان فرهنگی به جای «سرمایه‌گذاریِ هوشمندانه»، دچار نوعی انفعال شده‌اند؛ هزینه‌های بالای تولیدِ آثارِ تاریخی، هراس از حساسیت‌هایِ مضاعفِ نظارتی که منجر به خودسانسوری می‌شود، و فاصله گرفتنِ فیلم‌نامه‌نویسان از مطالعه‌یِ دقیقِ تاریخ، از جمله دلایلِ اصلیِ این کم‌کاری است. وقتی سینمایِ ایران، «تاریخ» را به فراموشی می‌سپارد و در «درام‌سازی» نیز به کلیشه‌ها پناه می‌برد، طبیعی است که خروجی، آن اثرگذاریِ پیشین را نخواهد داشت. 

سینمای ایران در بیان فرهنگ عاشورا هم به «چشمِ ناظرِ تاریخ» که عبرت‌های گذشته را پیشِ رو می‌گذارد، و هم به «قلبِ تپنده‌یِ معاصر» که پیوندهایِ عاطفیِ مردم با شعائر حسینی را زنده نگه می‌دارد، نیاز دارد و اگر سیاست‌گذاری‌هایِ فرهنگی بتواند این توازن را ایجاد کند، می‌توان امیدوار بود که تولیداتِ عاشوراییِ ایران، دوباره به جایگاهِ حقیقیِ خود در حافظه جمعی و چرخه اکرانِ کشور بازگردند. 

سخن آخر
مرورِ آثارِ سینمایی، تلویزیونی و مستندِ مرتبط با فرهنگِ عاشورا، نشان‌دهنده‌یِ ظرفیتِ عظیمِ این واقعه‌یِ تاریخ‌ساز برایِ الهام‌بخشی در عرصه‌یِ هنر است. اگرچه مسیرِ تولیدِ این آثار در سال‌هایِ اخیر با فراز و فرودها و چالش‌هایی همراه بوده، اما همچنان نبضِ مخاطبِ ایرانی با روایت‌هایِ صادقانه و هنرمندانه‌یِ عاشورایی می‌تپد. اهمیتِ این بازنمایی‌ها، تنها به ثبتِ تاریخیِ یک واقعه محدود نمی‌شود، بلکه در تواناییِ آن‌ها برایِ انتقالِ مفاهیمِ ماندگاری چون عدالت، ایثار، و آزادگی به نسل‌هایِ پی‌درپی نهفته است. 

رسانه‌یِ تصویر، به واسطه‌یِ قدرتِ بصری و احساسیِ خود، می‌تواند پلی میانِ حماسه‌یِ دیروز و دغدغه‌هایِ امروزِ جامعه باشد. لذا، توجهِ جدی‌تر به این حوزه، حمایت هدفمند از فیلمسازانِ متعهد و خلاق، و تلاش برایِ یافتنِ زبانِ رواییِ نو، امری ضروری به نظر می‌رسد. چرا که در نهایت، ماندگاریِ فرهنگِ عاشورا در حافظه‌یِ جمعیِ ما، بیش از هر چیز، به توانایی هنر در روایتِ پویا و تأثیرگذارِ آن وابسته است.

 

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *