جنگ ایران و شکلگیری نظم جدید منطقهای
فراتر از پیامدهای نظامی، برخی جنگها ظرفیت تغییر شکل منطقه را دارند؛ جتگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران محدودیتهای توانایی واشنگتن برای تضمین امنیت شرکای خلیج فارس خود را آشکار کرده و چندین قدرت منطقهای را به سمت بررسی اشکال جدید هماهنگی در محیطی بهطور فزاینده بیثبات سوق داده است.
نشانههایی از همسویی فزاینده بین عربستان، ترکیه، مصر و پاکستان پدیدار شده است؛ مواضع هماهنگتر آنها در مورد بحرانهای منطقهای در تضاد با پیوندهای رو به رشدی است که رژیم صهیونیستی، امارات، هند، یونان، قبرس و اتیوپی را به هم پیوند میدهد.
یکی از مهمترین درسهای جنگ علیه ایران، افشای فرمول امنیتی بوده است که برای دههها بر خلیج فارس حاکم بوده است؛ در طول سالها، آمریکا سرمایهگذاریهای هنگفتی در شبکهای از پایگاههای نظامی، سیستمهای هشدار اولیه و قابلیتهای پدافند موشکی در سراسر منطقه انجام داده و خود را بهعنوان ادعایی ضامن امنیت منطقه خلیج فارس معرفی کرده است.
با این حال، این جنگ نشان داد که حضور نظامی آمریکا لزوما کشورهای میزبان را از عواقب درگیری منطقهای محافظت نمیکند؛ در عوض، میتواند آنها را در معرض هزینههای اقتصادی و امنیتی آن قرار ده؛ بهعنوان مثال، حملات ایران به قطر، بهطور موقت حدود یکپنجم ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع این کشور را از بین برد.
به گزارش میدلایست آی، این بدان معنا نیست که کشورهای خلیج فارس در حال آماده شدن برای جدایی از واشنگتن هستند، اما دولتهای خلیج فارس بهطور فزایندهای به دنبال ترتیبات امنیتی اضافی برای کاهش وابستگی انحصاری خود به آمریکا هستند.
همکاری سیاسی و امنیتی و هماهنگی بین ریاض، آنکارا، قاهره و اسلامآباد از جمله قابل توجهترین تحولات در این زمینه است؛ عربستان منابع مالی، ترکیه یک پایگاه صنایع دفاعی پیشرفته، مصر وزن نظامی و جغرافیایی و پاکستان قابلیتهای سیاسی، نظامی و هستهای را فراهم میکنند؛ این داراییها در کنار هم، پایه و اساسی برای همکاریهای سیاسی و امنیتی نزدیکتر فراهم میکنند.
با این حال، توصیف این اتحاد نوظهور بهعنوان یک اتحاد منسجم، زودهنگام خواهد بود؛ روابط بین این کشورها میراثی از رقابت و بیاعتمادی را به همراه دارد و اولویتهای استراتژیک آنها همیشه همگرا نمیشود.
منطقه از سطوح بالای بیاعتمادی متقابل رنج میبرد و سیاستها اغلب توسط مدیریت بحران و محاسبات کوتاهمدت هدایت میشوند.
- بیشتر بخوانید:
- کارشناس مسائل بینالملل: تفاهم اخیر یک پیروزی دیپلماتیک برای ایران با تکیه بر اقتدار نظامی است/ رژیم صهیونیستی به دنبال کارشکنی در مسیر توافق
- بازتعریف موازنه قدرت در سایه یادداشت تفاهم تهران و واشنگتن
جنگ علیه ایران ممکن است اتحادهای جدیدی را به معنای سنتی ایجاد نکند، اما روند مداوم صفبندی منطقهای را تسریع میکند و قدرتهای خاورمیانه را به جستوجوی ترتیبات امنیتی جدید سوق میدهد، در زمانی که قطعیتهای قدیمی در حال محو شدن هستند و رقابت بر سر امنیت، منابع، مسیرهای دریایی، انرژی و زنجیرههای تأمین بهطور فزایندهای تشدید میشود.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در تلاش است تا جنگ را، یک موفقیت تمام شده جلوه دهد، اما پس از سالها تلاش برای تحمیل واقعیت ادعایی خود به جهان، اکنون با بحرانی روبهرو شده است که به روایت او تن نمیدهد.
به گزارش نیویورک تایمز، در واقع، تحلیلگران میگویند که به نظر میرسد ۴۰ روز بمباران آمریکا و رژیم صهیونیستی که با آتشبس پایان یافت، قدرت ایران افزایش داده است؛ علیرغم خسارتها ایران با حرأت بیشتری عمل میکند، چرا که نشان داده است میتواند تجارت جهانی را دچار اخلال کند و قیمت بنزین در آمریکا را به شدت افزایش دهد.
ایران با توجه به درد ناشی از افزایش قیمت بنزین و نگرانی جمهوریخواهان مبنی بر اینکه عدم محبوبیت جنگ ایران میتواند به این حزب در انتخابات میاندورهای نوامبر آسیب برساند، به اهرم فشاری که علیه آقای ترامپ دارد، توجه کرده است. این بدان معناست که اگرچه ایران آماده مذاکره به نظر میرسد، رهبران آن میتوانند خواستههای خود را در مورد مسائلی مانند مدیریت آینده تنگه هرمز مطرح کنند، در حالی که همچنان در مورد سیاست هستهای، موضوعی که بیشترین اهمیت را برای آقای ترامپ دارد، چانهزنی سختی را دنبال میکنند.
انتهای پیام/