صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

یادداشت|

قربان به مثابه رهایی: تأملی جامعه‌شناختی و عرفانی در عید قربان

۰۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۳:۱۵
کد خبر: ۴۸۹۹۷۶۱
بابایی جامعه شناس و حقوقدان نوشت: عید قربان را نه فقط به چشم یک مناسک ظاهری، که به چشم آیین رهایی ببینیم؛ رهایی از قفس نفس، رهایی از زنجیر مصرف، و رهایی از تنهایی مدرن در پناه خدایی که نزدیک‌تر از رگ گردن است.

حسن بابایی جامعه شناس و حقوقدان در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرار داد نوشت: عید قربان، در ظاهر، یادمانِ لحظه‌ای است که ابراهیم خلیل، در اوج بندگی، دست تردید را بر کارد تسلیم نهاد و ذِبْحِ عظیم را به جای فرزند خویش دید. اما در باطن، این آیین کهن، نمایشی است از بن‌مایه‌های عمیق حیات اجتماعی، روان‌کاوی نفس سرکش، و فلسفه‌ای برای زیستن در جهانی که فداکاری را به فراموشی سپرده است. از منظر جامعه‌شناسی، امیل دورکیم آیین‌های جمعی را نیرویی می‌داند که وجدان جمعی را بازتولید می‌کند.

قربانی کردن، در جوامع سنتی، صرفاً یک عمل فردی نبود؛ بلکه آیینی بود که مرز‌های ما را از آنها جدا می‌ساخت، همبستگی مکانیکی را تقویت می‌کرد و هراس از فروپاشی نظم را با ریختن خونی نمادین به آرامش بدل می‌کرد. اما در دنیای مدرن، با ظهور فردگرایی روش‌مند، عقلانیت ابزاری و سکولاریسم، قربانی از معنی تهی شده است.

ماکس وبر از افسون‌زدایی از جهان می‌گوید؛ جهانی که دیگر جای خدایان و نماد‌های جمعی نیست، بلکه محل رقابت منافع و لذت‌های زودگذر است. در چنین فضایی، عید قربان به یک مناسکِ کور تبدیل می‌شود: ذبحی که نه برای قربِ خدا، بلکه برای رفع تکلیف یا نمایش قدرت اقتصادی انجام می‌گیرد. زیگمونت باومن، عصر ما را مدرنیته سیال می‌نامد؛ جایی که پیوند‌های سنتی گسسته، و آیین‌هایی مثل قربانی، بیش از آنکه نماد فداکاری باشند، نماد مصرف‌زدگی‌اند: پوست و گوشت حیوان به سرعت به کالا تبدیل می‌شود و خون، خبر از رازِ ازخودگذشتگی نمی‌دهد.   

اما عرفا از زاویه‌ای دیگر به قربان می‌نگرند. ابن عربی در فصوص الحکم می‌گوید: قربانی، کشتنِ حیوانِ درون است، نه حیوانِ برون. منظور او نفس اماره است - آن خود خودخواهانه‌ای که انسان را از حقیقت بازمی‌دارد.

مولانا می‌گوید: خویش فربه می‌کنیم از پی قربان عید/ کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا می‌کشد. قربانی ظاهر، رمز آن است که باید اسماعیلِ نفس را بر خاک افکند و ابراهیمِ عقل را به بندگی رساند.

عطار نیشابوری در منطق‌الطیر، سیمرغ را جز هیچی و فنا نمی‌داند؛ و قربانی، تمرین همین فناست: از تعلقات دنیوی، از مال، از مقام و حتی از خودِ عابد گذشتن. در این نگاه، عید قربان، عید رهایی از خود است، نه عید کشتن یک حیوان. حافظ نیز با اشاره به همین معنا می‌گوید: مکن به نامه سیاهی که من حدیثِ رندان / به غیر از آن ننویسم که محتسب نشنید. یعنی آنچه قربانی راستین است، در خفای دل رخ می‌دهد، نه در نمایش ظاهر.   

از منظر فلسفی، قربانی با مفهوم اخلاق فداکاری گره خورده است. سورن کییرکگور، فیلسوف اگزیستانسیالیست دانمارکی، در ترس و لرز، داستان ابراهیم را تعلیق اخلاقی می‌خواند که تنها با جهش ایمان ممکن می‌شود. ابراهیم، برای فیلسوفان اخلاق سکولار، دیوانه‌ای است که می‌خواهد فرزند خود را سلاخی کند؛ اما از منظر ایمان، او قهرمان تراژیکی است که به عالی‌ترین مرتبه تسلیم دست یافته است.

در دنیای مدرن که ایمان جای خود را به شک روش‌مند و حقیقت جای خود را به برساخت اجتماعی داده است، چنین جهشی نادر است. فلسفه‌های پست‌مدرن هر فراروایتی، از جمله قربانی به درگاه خدا را برمی‌چینند و تنها بازی زبان و قدرت را به جا می‌گذارند. اما در همین خلأ است که انسان مدرن، تشنه معنایی است که قربانی به او هدیه می‌کند: هویت، تعلق، و رهایی از اضطراب انتخاب‌های بی‌پایان.   

با این همه، آیا عید قربان در کلان‌شهر‌های مملو از برج‌های شیشه‌ای و اقتصاد مبتنی بر سود، جایی دارد؟ پاسخ مثبت است، اما نه به شکل سنتی آن. جامعه‌شناسی نوین آیین‌ها نشان می‌دهد که انسان امروز، بیش از هر زمان دیگری نیاز به مناسک گذار دارد.

عید قربان می‌تواند به آیینی تبدیل شود که نقد مصرف‌گرایی باشد: تقسیم گوشت قربانی میان فقیر و غنی، یادآور عدالت توزیعی و پادزهری برای انباشت سرمایه است. نیز می‌تواند تمرین همبستگی دیجیتال شود: در عصر شبکه‌های اجتماعی، قربانی مجازی (کمک به نیازمندان از طریق سامانه‌های آنلاین) می‌تواند همان وجدان جمعی دورکیمی را در قالب جدید بازتولید کند.

افزون بر این، قربانی مقاومتی است در برابر خودبنیادگری مدرن؛ عرفایی، چون روزبهان بقلی و سهروردی معتقدند کشف اسرار بدون قربانی کردن تعلقات ممکن نیست. در جهان مدرن، تعلق به شکل شغل، شهرت، تصویر بدن یا حتی ایدئولوژی‌های افراطی ظاهر می‌شود. قربانی، یادآور آن است که رهایی در ترک است، نه در تملک.   

عید قربان، اگر از پوست عادت‌زدگی بیرون آید، می‌تواند پاسخی به بحران‌های دنیای مدرن باشد: بحران معنا، بحران همبستگی، و بحران خودشیفتگی. جامعه‌شناسی به ما می‌گوید که آیین‌ها می‌میرند اگر با نیاز‌های روزگار همسو نشوند. عرفان به ما می‌گوید که قربانی حقیقی، در کنار مناسک ظاهری، در میدان نبرد با خودِ خودخواهانه نیز رخ می‌دهد؛ و فلسفه به ما یادآوری می‌کند که جهش ایمان همچنان تنها راه رهایی از بن‌بست‌های نسبی‌گرایی و پوچی است.

عید قربان را نه فقط به چشم یک مناسک ظاهری، که به چشم آیین رهایی ببینیم: رهایی از قفس نفس، رهایی از زنجیر مصرف، و رهایی از تنهایی مدرن در پناه خدایی که نزدیک‌تر از رگ گردن است. آنگاه است که قربانی، معنی حقیقی خود را بازمی‌یابد: «لَنْ یَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لکِنْ یَنالُهُ التَّقْوی مِنْکُم» (حج، ۳۷). نه گوشت و خون، که تقوای شماست که به خدا می‌رسد.  

حسن بابایی جامعه شناس و حقوقدان

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *