صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

غزه قربانی گرسنگی و ویرانی مهندسی‌شده؛ عدالتی که غایب است

۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۴۵:۰۷
کد خبر: ۴۸۸۲۲۹۰
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
کارشناسان با بیان اینکه مردم غزه به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند، اما تاکید می‌کنند که کمک به تنهایی کافی نبوده و عوامل و همدستان این نسل‌کشی باید پاسخگو و مجازات شوند.

غزه پس از ۲ سال نسل‌کشی تقریبا به‌طور کامل توسط جهان به‌عنوان یک وضعیت اضطراری انسانی شناخته شده است. تصاویر کودکان گرسنه، چادر‌هایی که در باد تکان می‌خورند، صف‌های آب و کامیون‌های امدادی که در گذرگاه‌ها متوقف شده‌اند، پوشش خبری غالب را تشکیل می‌دهند.

این تصاویر واقعی هستند؛ رنج واقعی است؛ اما این چارچوب‌بندی به‌طور عمیقی گمراه‌کننده است.

غزه یک منطقه که دچار فاجعه طبیعی شده باشد نیست؛ این یک سرزمین خشکسالی‌زده در انتظار باران نیست، و نه شهری که در اثر زمین‌لرزه‌ای که بدون هشدار یا مسئولیت رخ داده، با خاک یکسان شده باشد.

آنچه در غزه در حال وقوع است، نتیجه عمدی تصمیم‌های سیاسی، استراتژی‌های نظامی و یک سیستم سلطه دیرینه است. برخورد با آن در درجه اول به‌عنوان یک بحران انسانی نه تنها نادرست است، بلکه نوعی پاک کردن است.

غزه از طریق یک کارزار نظام‌مند خشونت نظامی، محاصره و مجازات جمعی، که با آگاهی کامل از پیامد‌های آن انجام می‌شود، در حال نابودی است. برخورد با این واقعیت به‌عنوان یک مسئله بشردوستانه به جای یک جنایت سیاسی، هم علت و هم راه حل را تحریف می‌کند.

زبان بشردوستانه، هنگامی که از پاسخگویی سیاسی جدا می‌شود، به ابزاری برای سیاست‌زدایی تبدیل می‌شود. این زبان توجه را از عاملان به علائم، از علل به پیامد‌ها و از عدالت به تدارکات تغییر می‌دهد.

بسته‌های غذایی جایگزین حقوق می‌شوند. چادر‌ها جایگزین خانه‌ها می‌شوند. کاروان‌های کمک‌رسانی جایگزین آزادی می‌شوند. در این چارچوب، فلسطینی‌ها به جای سوژه‌های یک مبارزه سیاسی که بیش از یک قرن به طول انجامیده، به دریافت‌کنندگان منفعل از خیریه‌ها تقلیل می‌یابند.

گرسنگی و ویرانی مهندسی‌شده

این زبان بشردوستانه وقتی جایگزین حقیقت سیاسی می‌شود، خطرناک می‌شود. وقتی غزه به‌عنوان مکانی برای نیاز به جای مکانی که مورد ظلم و ستم قرار گرفته قاب‌بندی می‌شود، رژیم صهیونیستی از داستان ناپدید می‌شود. گرسنگی به جای یک سلاح، به یک وضعیت ناگوار تبدیل می‌شود. تخریب به جای هدف قرار دادن عمدی، به آسیب به زیرساخت‌ها تبدیل می‌شود.

فلسطینی‌ها از مردمی که در برابر استعمار مقاومت می‌کنند به جمعیتی که منتظر کمک هستند تبدیل می‌شوند.

قحطی در غزه به‌طور معمول به‌عنوان نتیجه کمبود یا شرایط ناگوار مطرح می‌شود. اما گرسنگی غزه مهندسی‌شده است. توصیف این وضعیت به‌عنوان یک وضعیت اضطراری انسانی بدون نام بردن از آن به‌عنوان یک سلاح، مشارکت در یک دروغ خطرناک است.

رژیم صهیونیستی محاصره‌ای جامع اعمال کرده، ورود مواد غذایی را محدود کرده، زمین‌های کشاورزی را نابود کرده، نانوایی‌ها را هدف قرار داده، سوخت را محدود کرده و زنجیره‌های تامین مواد غذایی را از بین برده است. سازمان‌های بین‌المللی بار‌ها درمورد گرسنگی هشدار داده‌اند، اما رژیم صهیونیستی همچنان به تنظیم کالری، گذرگاه‌ها و دسترسی به کمک‌ها به‌عنوان ابزار‌های کنترل ادامه می‌دهد.

نامیدن این وضعیت به‌عنوان یک بحران انسانی بدون نام بردن از رژیم صهیونیستی به‌عنوان عامل آن، پنهان کردن نیت است. گرسنگی در غزه صرفاً عدم ارائه کمک نیست؛ بلکه سیاستی است که توسط رژیم اشغالگر صهیونیستی اعمال می‌شود.

همین امر در مورد تخریب نیز صدق می‌کند. کل محله‌ها نه به‌طور اتفاقی، بلکه با بمباران مداوم رژیم صهیونیستی از بین رفته‌اند. بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها، چاه‌های آب، سیستم‌های فاضلاب و تاسیسات شهری به‌طور نظام‌مند هدف قرار گرفته‌اند.

دکترین نظامی رژیم صهیونیستی آشکارا تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی را به‌عنوان وسیله‌ای برای اعمال فشار پذیرفته است. توصیف این امر به‌عنوان فروپاشی شهری یا خسارت پس از جنگ، خشونت را از عاملیت محروم می‌کند. زیرساخت‌ها به خودی خود فرو نمی‌ریزند، بلکه نابود می‌شوند.

چارچوب بشردوستانه همچنین حس کاذبی از موقتی بودن ایجاد می‌کند. این نشان می‌دهد که رنج غزه یک لحظه استثنایی است که می‌تواند تا زمان از سرگیری زندگی عادی تثبیت شود. اما رژیم صهیونیستی نشان داده که «بعدی» وجود نخواهد داشت.

محاصره پیش از این نسل‌کشی وجود داشته است و رژیم اشغالگر قصد خود را برای جلوگیری از بازسازی معنادار، استقلال سیاسی یا بهبودی روشن کرده است. کمک در این شرایط بحران را حل نمی‌کند؛ بلکه یک وضعیت دائمی تخریب را مدیریت می‌کند.

به همین دلیل است که درخواست‌ها برای کمک بیشتر، در حالی که از نظر اخلاقی قابل درک است، از نظر سیاسی ناکافی است. کمک می‌تواند مردم را زنده نگه دارد؛ نمی‌تواند به آنها زندگی ارزشمندی ببخشد. نمی‌تواند کرامت، حاکمیت یا امنیت را بازگرداند. نمی‌تواند جامعه‌ای را که تحت محاصره دائمی است، بازسازی کند.

بدتر از آن، وقتی کمک جایگزین اقدام سیاسی می‌شود، می‌تواند با قابل تحمل کردن بی‌عدالتی، آن را عادی‌سازی کند. وقتی کمک‌های بشردوستانه به واکنش اصلی بین‌المللی تبدیل می‌شود، به اسرائیل و متحدانش اجازه می‌دهد تا خود را به عنوان بازیگران نگران به جای عاملان و تسهیل‌کنندگان معرفی کنند.

میدل‌ایست‌آی نوشت: یک تحریف اخلاقی عمیق در کار است. از فلسطینی‌ها انتظار می‌رود که از کمک‌های ارائه شده تحت کنترل اسرائیل سپاسگزار باشند، در حالی که اسرائیل همچنان به بمباران، گرسنگی دادن و آواره کردن آنها ادامه می‌دهد. مقاومت آنها به عنوان ناسپاسی یا افراط‌گرایی تعبیر می‌شود. سوال از «چرا اسرائیل این کار را می‌کند؟» به «چرا فلسطینی‌ها نمی‌توانند زنده بمانند؟» تغییر می‌کند. این تغییر خنثی نیست؛ بلکه سیاسی است.

این تحریف زمانی به سطح تقریبا پوچی می‌رسد که خواسته‌های فلسطینیان صرفا مادی جلوه داده می‌شود؛ گویی مردم غزه نسل‌ها سلب مالکیت، تبعید، بمباران و نابودی را تحمل کرده‌اند تا صرفا ۳ وعده غذایی در روز و یک چادر با کیفیت بهتر را تامین کنند. 

پاسخگویی به طرز چشمگیری غایب است. نسل‌کشی در خلاء رخ نمی‌دهد. به سلاح، پوشش دیپلماتیک، وتو، سکوت و همدستی نیاز دارد. چارچوب بشردوستانه به افراد مسئول (چه مستقیم و چه غیرمستقیم) اجازه می‌دهد تا به‌عنوان نیکوکار به جای توانمندساز ظاهر شوند. همان کشور‌هایی که رژیم صهیونیستی را مسلح و محافظت می‌کنند، می‌توانند خود را به‌عنوان اهداکننده و میانجی معرفی کنند. کمک به نوعی پولشویی اخلاقی تبدیل می‌شود و به جای مقابله با همدستی، آن را پنهان می‌کند.

آنچه غزه می‌خواهد فقط خیریه نیست، بلکه عدالت است. این به معنای پایان دادن به اشغال، لغو محاصره، برچیدن سیستم‌های آپارتاید، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت فلسطینیان و پاسخگو کردن عاملان براساس قوانین بین‌المللی است. بدون این اقدام‌ها، تلاش‌های بشردوستانه، هر چقدر هم که با نیت خیر باشد، مانند بانداژ‌هایی هستند که در حالی که زخم به‌طور فعال ایجاد می‌شود، بسته می‌شوند.

این به معنای رد کمک‌های بشردوستانه نیست. مردم غزه اکنون به غذا، آب، سرپناه و مراقبت‌های پزشکی نیاز دارند. اما کمک باید به‌عنوان یک حداقل اخلاقی درک شود، نه یک راه حل. باید با اقدام سیاسی، پاسخگویی قانونی و تغییر ساختاری همراه شود. در غیر این صورت، به سازوکاری برای ادامه خشونت رژیم صهیونیستی تبدیل می‌شود، نه توقف آن.

پس از بیش از ۲ سال نسل‌کشی، غزه آینه‌ای است که در برابر جهان قرار گرفته است و نه تنها وحشیگری جنایت‌های رژیم صهیونیستی، بلکه ناکافی بودن واکنش‌های جهانی را نیز منعکس می‌کند. غزه از جهان نمی‌خواهد که به آن ترحم کند؛ از جهان می‌خواهد که اقدام‌های رژیم صهیونیستی را آن‌طور که هستند، توصیف کند و براساس آن عمل کند.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *