صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

عادی‌سازی جنایت‌های رژیم صهیونیستی توسط آلمان

۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۹:۳۷
کد خبر: ۴۸۸۱۵۵۸
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
اصرار برلین بر ایفای نقش اصلی برنامه عادی‌سازی جنایت‌های رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی‌ها بیش از هر زمان دیگری ادعا‌های اخلاقی و حقوق بشری آلمان را با مخاطره مواجه کرده است.

فقط یک ماه پس از اعلام آتش‌بس در غزه، در حالی که تمام جهان می‌دانستند تنها هدف این آتش‌بس قادر ساختن رژیم صهیونیستی به ادامه نسل‌کشی در غزه است، آلمان بار دیگر پرده سکوت بر این روند کشید و «عادی‌سازی حمله‌ها» را آغاز کرد.

یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان نوامبر گذشته، پس از دیدار با گیدئون ساعر، همتای صهیونیستی خود در اراضی اشغالی، ادعا کرد که اعتمادش به روند صلح به‌طور کلی افزایش یافته و وضعیت به‌طور قابل توجهی تثبیت شده است.

چند روز بعد، ۱۶۰ سیاستمدار آلمانی از پذیرش دعوت رژیم صهیونیستی برای تبلیغات صهیونیستی خودداری نکردند.

فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان در اوایل دسامبر با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، یک جنایت‌کار جنگی تحت تعقیب، دیدار کرد و بدین ترتیب به رژیم نسل‌کش صهیونیستی ادای احترام و در عین حال حمایت بی‌قیدوشرط برلین از جنایت‌های این رژیم علیه بشریت را تضمین کرد.

پلیس آلمان نیز از این روند پیروی کرد و مشتاق بود که از رژیم صهیونیستی بیاموزد! پلیس آلمان ظاهرا مجذوب سلاح‌های آزمایش‌شده روی فلسطینی‌ها در غزه شد، سلاح‌هایی که به‌زودی در اختیار آن‌ها قرار خواهد گرفت.

سال ۲۰۲۶ نیز با سفر الکساندر دوبریندت، وزیر کشور آلمان به اراضی اشغالی برای امضای پیمانی در مورد توسعه یک سیستم مشترک «گنبد سایبری»، یک مرکز هوش مصنوعی و نوآوری سایبری، همکاری در دفاع از پهپاد و سیستم‌های هشدار غیرنظامی بهبود یافته آغاز شد.

دوبریندت گفت که رژیم صهیونیستی یک شریک ممتاز برای آلمان است.

تمام این «عادی‌سازی» یعنی لاپوشانی نسل‌کشی توسط دولت آلمان، سیاستمداران جوان آلمانی و پلیس که مایل به یادگیری از جنایت‌کاران جنگی هستند و وزیری که با آن‌ها به عنوان «شرکای ممتاز» پیمان می‌بندد، نتیجه‌ای جز این نمی‌دهد که پلیس و رژیم نظارتی صهیونیستی به الگویی برای آلمان تبدیل شده است.

تلاش آلمان برای القای روایت گناه جمعی

به گزارش میدل‌ایست‌آی، در واقع، تحول آلمان در حال انجام است؛ پس از آنکه پلیس برلین با توجیه‌های مشکوک، تجمع فلسطینی‌ها و حامیان آن‌ها را ممنوع کرد، دادگاه‌ها اعم از دادگاه اداری و دادگاه عالی اداری آلمان به‌طور قانونی این نقض گسترده حقوق را تایید کردند.

در کنار اقدام‌های وحشیانه پلیس ضد شورش نظامی برلین علیه تظاهرکنندگان طرفدار فلسطین که به‌شدت یادآور اقدام‌های ارتش رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی‌ها است، این موضوع باید عمیقا همه ساکنان آلمان را نگران کند.

پس از حکومت نازی‌ها، هیچ چیز برای آلمان غربی مهم‌تر از عادی‌سازی روابط با رژیم جعلی و تازه تاسیس صهیونیستی بود؛ رژیمی که به‌تازگی در روز نکبت مرتکب جنایت‌های علیه بشریت شده بود.

تظاهر به اینکه همه‌چیز «عادی» است، در حالی که رژیم صهیونیستی به کشتار روزانه فلسطینی‌ها ادامه می‌دهد، بهای سنگینی دارد: عادی‌سازان انسانیت خود را از دست می‌دهند.

کنراد آدناور، صدراعظم سابق آلمان در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۶۶، از حامیان پرشور شهرک‌سازی صهیونیستی در فلسطین که به رژیم صهیونیستی غرامت پرداخت کرد، ادعا کرد: ما آنقدر به یهودیان بی‌عدالتی کردیم، چنان جنایت‌هایی علیه آن‌ها مرتکب شدیم که اگر قرار بود جایگاه بین‌المللی خود را بازیابیم، به نحوی باید این جنایت‌ها جبران می‌شد؛ علاوه بر این، قدرت یهودیان حتی امروز، به ویژه در آمریکا، نباید دست‌کم گرفته شود.

دانیل ماروِکی، نویسنده، تصریح کرد: این نشان می‌دهد که چگونه هدف اعاده حیثیت آلمان با ایده اصلی یهودستیزی مدرن، یعنی قدرت یهود، پیوند نزدیکی داشت؛ در عین حال، ترس آدناور، همانطور که تام سگو، مورخ صهیونیست نشان داده است، توسط صهیونیست‌ها در این مذاکرات مورد سوءاستفاده قرار گرفت.

ماروِکی همچنین نشان می‌دهد که چگونه غرامت‌ها هیچ ارتباطی با بخشش رژیم صهیونیستی یا کفاره آلمان نداشتند؛ در عوض، باید نتیجه گرفت که آلمان اجازه داد حاکمیتش به خطر بیفتد تا بازگشت هرچه سریع‌تر خود به صحنه بین‌المللی را تسهیل کند، در حالی که احساس گناه جمعی را در شهروندان خود القا می‌کرد و اطمینان حاصل می‌کرد که آن‌ها بندگی آینده آلمان در برابر رژیم صهیونیستی را بپذیرند.

هنگامی که این سیاست‌های گناه جمعی برای نسل‌های بعدی که هیچ کاری برای احساس گناه نکرده بودند، غیرقابل قبول شد، آنگلا مرکل، صدراعظم سابق، در سال ۲۰۰۸ مدعی این روایت شد که امنیت رژیم صهیونیستی بخشی از دلیل وجود آلمان است.

این شعار که گویی توسط یک پادشاه مطلق‌گرا اعلام شده و مانند یک ورد توسط رسانه‌های عمومی و لیبرال وفادار آلمان تکرار می‌شد، هرگونه بحث در مورد این موضوع را باید در نطفه خفه می‌کرد؛ به همین دلیل است که امروزه، هرگونه نظر مخالف در مورد حمایت آلمان از نسل‌کشی رژیم صهیونیستی به راحتی می‌تواند جرم‌انگاری شود.

کنار گذاشتن حقوق بین‌الملل توسط آلمان

بخش‌های دیگری از «دلیل وجودی آلمان» که ممکن است از تجربه‌های حکومت نازی نیز ناشی شده باشد، هرگز ذکر نمی‌شوند: دفاع از کرامت هر فرد، رعایت قوانین بین‌المللی، اطاعت از تصمیم‌های دادگاه‌های جهانی، دفاع از حقوق بشر به هر وسیله و برخورد با کسانی که مرتکب نسل‌کشی می‌شوند به عنوان جنایت کاران جنگی.

امروزه چیزی از چنین شعار‌هایی باقی نمانده است، زیرا دولت‌های شولتز و مرتز با کمال میل آن‌ها را نادیده گرفته‌اند تا از نسل‌کشی انجام‌شده توسط رژیمی که امنیت آن برای آلمان بسیار عزیز است، حمایت کنند.

این نه‌تنها تخریب غزه و کشتار ده‌ها هزار فلسطینی را ممکن ساخته است، بلکه آلمان همچنین به‌طور قابل توجهی در نابودی سازمان ملل، دیوان بین المللی کیفری ICC، دیوان بین‌المللی دادگستری ICJ و حقوق بین‌الملل نقش داشته است.

از آنجایی که از این شعار‌های بلند چیزی جز تعهد ادعایی به حفاظت از امنیت رژیم صهیونیستی باقی نمانده است، آلمان با عادی‌سازی رژیمی که در غزه مرتکب نسل‌کشی می‌شود، کرانه باختری و قدس شرقی اشغالی را پاکسازی قومی می‌کند، به‌طور نظام‌مند شهروندان فلسطینی سرزمین‌های اشغالی را نادیده گرفته و اکنون مجازات اعدام را فقط برای فلسطینی‌ها اعمال می‌کند، قصد دارد آن‌ها را نه به خاطر آنچه ادعا می‌شود انجام داده‌اند، بلکه به خاطر آنچه هستند، اعدام کند، «کار کثیف» را برای رژیم صهیونیستی انجام می‌دهد.

برلین بیشتر از یک رویکرد نژادپرستانه حمایت می‌کند که توهم‌های فاشیستی بیشتر صهیونیست‌ها را تغذیه می‌کند، کسانی که از نابودی مردم فلسطین استقبال می‌کنند؛ همچنین در حال عادی‌سازی ارتشی «اخلاقی» از جنایت‌کاران جنگی، شکنجه‌گران دیگرآزار (سادیست) و متجاوزان است که به پایین‌ترین غرایز خود تنزل یافته‌اند.

در نهایت، برلین عادی‌سازی می‌کند که شبه نظامیان و انبوهی از شهرک‌نشینان صهیونیست که فلسطینی‌ها را در کرانه باختری وحشت‌زده می‌کنند و باعث نکبت دوم شوند.

در حالی که آلمان طوری رفتار می‌کند که گویی همه این‌ها عادی است، رژیم صهیونیستی در یک پویایی خاص شهرک‌نشینی-استعماری رادیکال شده است؛ نخست، همانطور که پاتریک ولف روشن کرده است: استعمار شهرک‌نشینی ذاتا حذف‌کننده است، اما همیشه نسل‌کشی نیست.

کارشناسان برجسته نسل‌کشی جهان و همچنین فرانچسکا آلبانیز، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد حقوق بشر در سرزمین‌های اشغالی فلسطین، شکی باقی نمی‌گذارند که رژیم صهیونیستی امروز چنین رژیم نسل‌کشی است.

دوم، آلبرت ممی، نویسنده فرانسوی-تونسی، تصریح کرد: هر بازیگر استعماری بذر وسوسه فاشیسم را در سینه خود حمل می‌کند و این بذر بدون شک در اسرائیل ریشه دوانده است.

با گذشت زمان، عادی‌سازی روابط آلمان با رژیم صهیونیستی به عادی‌سازی تمام جنایت‌های صهیونیستی، هر چقدر هم که نفرت‌انگیز باشد، تبدیل شده است؛ هیچ صحبتی از گناه جمعی یا عقل دولتی نمی‌تواند این را توضیح دهد؛ این محصول حاکمیت عمیقا به خطر افتاده است.

تظاهر آلمان به اینکه همه‌چیز «عادی» است، در حالی که رژیم صهیونیستی به کشتار روزانه و غیرانسانی کردن فلسطینی‌ها ادامه می‌دهد، بهای سنگینی دارد: عادی‌سازان، انسانیت خود را از دست می‌دهند.

همانطور که ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: اگر با شیطان برقصی، شیطان را تغییر نمی‌دهی؛ شیطان تو را تغییر می‌دهد.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *