صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

عراقچی: مصونیت اعطاشده به رژیم صهیونیستی حقوق بین‌الملل را تضعیف کرده است

۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۱:۱۱
کد خبر: ۴۸۸۰۳۶۴
دسته بندی‌: جهان ، سیاست خارجی
وزیر امور خارجه با بیان اینکه مصونیت اعطاشده به رژیم صهیونیستی حقوق بین‌الملل را تضعیف کرده است، گفت: دکترین مصونیت، صلح به ارمغان نمی‌آورد، بلکه درگیری‌های گسترده‌تر تولید می‌کند.

سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه شنبه، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ در هفدهمین نشست مجمع الجزیره در دوحه سخنرانی کرد؛ متن این سخنرانی به شرح زیر است:

مایه افتخار است که در این مجمع فرهیخته سخن می‌گویم و به بنیادی‌ترین مسئله منطقه خود می‌پردازم: فلسطین؛ اجازه دهید سخنم را با حقیقتی آغاز کنم که منطقه ما آن را طی دهه‌ها تجربه دردناک آموخته است و امروز جهان نیز بار دیگر، با هزینه‌ای انسانی و فاجعه‌بار، در حال درک آن است: «فلسطین تنها یکی از مسائل متعدد نیست.»

فلسطین، مسئله محوری عدالت در غرب آسیا و فراتر از آن است؛ فلسطین قطب‌نمای راهبردی و اخلاقی منطقه ماست؛ آزمونی است برای سنجش اینکه آیا حقوق بین‌الملل هنوز معنا دارد، آیا حقوق بشر واقعا جهانی است و آیا نهاد‌های بین‌المللی برای حمایت از ضعیفان ایجاد شده‌اند یا صرفا برای توجیه قدرتِ قدرتمندان است.

برای نسل‌ها، بحران فلسطین عمدتا به‌عنوان پیامد اشغال غیرقانونی و انکار یک حق مسلم شناخته می‌شد: حق تعیین سرنوشت یک ملت، اما امروز باید بپذیریم که این بحران بسیار فراتر از مفهوم اشغال رفته است؛ آنچه در غزه شاهد آن هستیم صرفا جنگ نیست؛ «درگیری» میان ۲ طرف برابر نیست؛ پیامد ناخواسته تدابیر امنیتی هم نیست؛ آنچه رخ می‌دهد، نابودی عامدانه و گسترده حیات غیرنظامیان است؛ این، نسل‌کشی است.

هزینه انسانی جنایت‌های اسرائیل در غزه، وجدان بشریت را جریحه‌دار کرده است؛ این فجایع قلب جهان اسلام را شکافته و در عین حال میلیون‌ها انسان دیگر را نیز، از مسیحیان و یهودیان گرفته تا پیروان همه ادیان، به لرزه درآورده است؛ آنان که هنوز باور دارند جان یک کودک ابزار چانه‌زنی نیست، گرسنگی سلاح نیست، بیمارستان میدان نبرد نیست و قتل خانواده‌ها دفاع مشروع محسوب نمی‌شود.

امروز فلسطین تنها یک تراژدی نیست، آینه‌ای است در برابر جهان است؛ آینه‌ای که نه‌تنها رنج فلسطینی‌ها، بلکه شکست اخلاقی کسانی را بازتاب می‌دهد که توان متوقف کردن این فاجعه را داشتند، اما به‌جایش، آن را توجیه کردند، امکان‌پذیر ساختند یا عادی جلوه دادند.

اما فلسطین و غزه صرفا یک بحران انسانی نیست؛ این وضعیت به بستری برای پروژه‌ای بزرگ‌تر و خطرناک‌تر بدل شده است: پروژه‌ای توسعه‌طلبانه که زیر پرچم «امنیت» دنبال می‌شود.

این پروژه ۳ پیامد دارد که هر ۳ عمیق و نگران‌کننده:

پیامد نخست، جهانی است؛ رفتار رژیم اسرائیل در فلسطین و مصونیتی که به آن اعطا شده، نظم حقوقی بین‌المللی را به‌شدت تضعیف کرده است؛ باید این واقعیت را صریح بیان کنیم: جهان در حال حرکت به‌سوی وضعیتی است که در آن حقوق بین‌الملل دیگر حاکم بر روابط بین دولت‌ها نیست.

خطرناک‌تر از همه، سابقه‌ای است که در حال شکل‌گیری است: اینکه اگر دولتی از پوشش و حمایت سیاسی کافی برخوردار باشد، می‌تواند غیرنظامیان را بمباران کند، جمعیت‌ها را محاصره نماید، زیرساخت‌ها را هدف بگیرد، افراد را فراتر از مرز‌ها ترور کند و همچنان مدعی مشروعیت قانونی باشد؛ این صرفا مسئله فلسطین نیست، این یک بحران جهانی است؛ ما نه‌تنها شاهد تراژدی فلسطین، بلکه شاهد دگرگونی جهان به جایی هستیم که در آن قانون جای خود را به زور می‌دهد.

پیامد دوم، منطقه‌ای است؛ پروژه توسعه‌طلبانه اسرائیل، تاثیری مستقیم و بی‌ثبات‌کننده بر امنیت تمامی کشور‌های منطقه داشته است.

امروز رژیم اسرائیل آشکارا مرز‌ها را نقض می‌کند، حاکمیت کشور‌ها را زیر پا می‌گذارد، مقام‌های رسمی را ترور می‌کند، عملیات‌های تروریستی انجام می‌دهد و دامنه نفوذ خود را در جبهه‌های مختلف گسترش می‌دهد و همه این‌ها را نه پنهانی، بلکه با احساس مصونیت و استحقاق انجام می‌دهد، زیرا آموخته است که پاسخگویی بین‌المللی در کار نخواهد بود.

بی‌پرده باید گفت: اگر مسئله غزه از طریق ویرانی و جابه‌جایی اجباری «حل‌وفصل» شود، اگر به الگو تبدیل شود، کرانه باختری هدف بعدی خواهد بود؛ الحاق سرزمین‌ها به سیاست رسمی بدل خواهد شد.

این همان جوهره چیزی است که سال‌ها از آن با عنوان پروژه «اسرائیل بزرگ» یاد شده است.

بنابراین پرسش این نیست که آیا اقدام‌های اسرائیل تنها فلسطینی‌ها را تهدید می‌کند یا نه؛ پرسش این است که آیا منطقه، آینده‌ای را خواهد پذیرفت که در آن مرز‌ها موقتی، حاکمیت مشروط، و امنیت نه بر اساس قانون و دیپلماسی، بلکه بر پایه جاه‌طلبی‌های یک اشغالگر نظامی تعریف می‌شود.

پیامد سوم، ساختاری است و شاید خطرناک‌ترینِ آن‌ها؛ پروژه توسعه‌طلبانه اسرائیل مستلزم تضعیف کشور‌های پیرامونی است، از نظر نظامی، فناورانه، اقتصادی و اجتماعی، تا این رژیم همواره برتری راهبردی خود را حفظ کند.

در چارچوب این پروژه، اسرائیل آزاد است زرادخانه نظامی خود را بدون هیچ محدودیتی گسترش دهد، ازجمله سلاح‌های کشتار جمعی که خارج از هرگونه نظام بازرسی قرار دارند.

در مقابل، از دیگر کشور‌ها خواسته می‌شود خلع سلاح شوند؛ از برخی انتظار می‌رود توان دفاعی خود را کاهش دهند؛ برخی به‌خاطر پیشرفت علمی مجازات می‌شوند؛ و برخی دیگر به دلیل تقویت تاب‌آوری ملی، تحت تحریم قرار می‌گیرند.

نباید دچار توهم شد: این نه کنترل تسلیحات است، نه عدم اشاعه و نه تامین امنیت؛ این تحمیل نابرابری دائمی است: اسرائیل باید همواره از «برتری نظامی، اطلاعاتی و راهبردی» برخوردار باشد و دیگران باید آسیب‌پذیر باقی بمانند؛ این، دکترین سلطه است.

از همین روست که مسئله فلسطین صرفا یک مسئله انسانی نیست، یک مسئله راهبردی است؛ نه فقط درباره غزه و کرانه باختری، بلکه درباره آینده منطقه ما و قواعد حاکم بر جهان.

پس چه باید کرد؟

ابراز نگرانی کافی نیست؛ صدور بیانیه‌ها کافی نیست؛ سوگواری کافی نیست؛ ما به راهبردی هماهنگ برای اقدام نیاز داریم، راهبردی حقوقی، دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی که بر اصول حقوق بین‌الملل و مسئولیت جمعی استوار باشد.

نخست، جامعه بین‌المللی باید بدون تردید از سازوکار‌های حقوقی حمایت کند؛ دوم، نقض‌ها باید با پیامد واقعی همراه شوند.

ما خواستار اعمال تحریم‌های جامع و هدفمند علیه اسرائیل هستیم، ازجمله:

• تحریم فوری فروش سلاح

• تعلیق همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی

• اعمال محدودیت علیه مقام‌های مسئول

• ممنوعیت مبادلات تجاری

سوم، باید افق سیاسی معتبری بر پایه قانون ترسیم شود؛ جامعه بین‌المللی باید بر این اصول تاکید کند:

• پایان اشغال

• حق بازگشت و جبران خسارت مطابق حقوق بین‌الملل

• تشکیل دولت مستقل و یکپارچه فلسطینی با قدس شریف به‌عنوان پایتخت آن

چهارم، بحران انسانی باید به‌عنوان مسئولیتی فوری و بین‌المللی تلقی شود؛ مجازات جمعی هرگز نباید عادی‌سازی شود.

پنجم، کشور‌های منطقه باید برای حفاظت از حاکمیت و بازدارندگی در برابر تجاوز هماهنگ عمل کنند؛ اصل باید روشن باشد: امنیت خود را نمی‌توان بر ناامنی دیگران بنا کرد.

و در نهایت، جهان اسلام، جهان عرب و کشور‌های جنوب جهانی باید یک جبهه دیپلماتیک متحد ایجاد کنند.

سازمان همکاری اسلامی، اتحادیه عرب و دیگر نهاد‌های منطقه‌ای باید از نمادگرایی عبور کرده و به اقدام هماهنگ روی آورند: پشتیبانی حقوقی، ابتکارهای دیپلماتیک، اقدام‌های اقتصادی و پیام‌رسانی راهبردی.

این فراخوان، دعوت به تقابل نیست؛ تلاشی است برای جلوگیری از بازطراحی منطقه با زور.

هیچ‌کس نباید دچار محاسبه اشتباه شود: منطقه‌ای که در آن به یک بازیگر اجازه داده شود فراتر از قانون عمل کند، هرگز باثبات نخواهد ماند؛ دکترین مصونیت، صلح به ارمغان نمی‌آورد، بلکه درگیری‌های گسترده‌تر تولید می‌کند.

راه ثبات روشن است: عدالت برای فلسطین، پاسخگویی در برابر جنایت‌ها، پایان اشغال و آپارتاید و نظمی منطقه‌ای مبتنی بر حاکمیت، برابری و همکاری.

اگر جهان خواهان صلح است، باید پاداش دادن به تجاوز را متوقف کند؛ اگر جهان به دنبال ثبات است، باید حمایت از توسعه‌طلبی را پایان دهد؛ و اگر جهان به حقوق بین‌الملل باور دارد، باید آن را به‌طور یکسان و بدون استاندارد‌های دوگانه اجرا کند.

اگر ملت‌های این منطقه آینده‌ای عاری از جنگ‌های پایان‌ناپذیر می‌خواهند، باید این حقیقت بنیادین را بپذیرند: فلسطین صرفا موضوعی برای همبستگی نیست؛ سنگ‌بنای گریزناپذیر امنیت منطقه‌ای است.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *