صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

تأخیر پشت تأخیر/ بهای بی‌برنامه‌گی جشنواره را رسانه‌ها می‌پردازند

۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۳:۴۵
کد خبر: ۴۸۷۹۶۴۳
وقتی پای صحبت اصحاب رسانه در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر می‌نشینید، بیش از تحلیل فیلم‌ها و بازی‌ها، گلایه از یک مسئله تکراری و خسته‌کننده به گوش می‌رسد: «بی‌برنامه‌گی».  

روز دوم جشنواره، نمونه‌ای آشکار از این مدیریت نابسامان بود؛ جایی که تمامی اکران‌ها با تأخیری یک تا یک ساعت و نیمه آغاز شدند و برنامه نمایش، بدون اطلاع‌رسانی به موقع و شفاف، دچار تغییر ناگهانی شد. این رویدادها تنها یک اشکال لجستیکی ساده نیستند، بلکه نشانه‌ای هشدار دهنده از یک فرهنگ مدیریتی نادرست و بی‌احترامی ساختاری به وقت، برنامه ریزی و حرفه‌ای‌گرایی اصحاب رسانه و در نهایت مخاطب سینماست. 

 

برای یک خبرنگار، منتقد یا عکاس رسانه‌ای، زمان تنها یک عدد روی ساعت نیست؛ سرمایه اصلی حرفه‌ای اوست. برنامه ریزی برای پوشش چندین فیلم در یک روز، هماهنگی برای مصاحبه، مطالعه پیش از اکران و نوشتن به موقع گزارش، همه و همه بر اساس یک جدول زمانی دقیق شکل می‌گیرد. 

هنگامی که یک فیلم با یک ساعت تأخیر آغاز می‌شود، این برنامه ریزی ظریف به کلی ویران می‌شود. این تأخیر تنها یک خلل ساده ایجاد نمی‌کند بلکه زنجیره‌ای از مشکلات را به دنبال دارد. از دست دادن فرصت مصاحبه، فشار مضاعف برای تحویل به موقع گزارش و در نهایت خستگی مفرط و کاهش کیفیت کار. این بی‌احترامی به «زمان» رسانه‌ها، در واقع بی‌احترامی به «کار» آن‌هاست. پیامی که این بی‌نظمی ارسال می‌کند، این است که برنامه‌ریزی و وقت‌شناسی شما برای ما اولویت ندارد. 

 

موضوع به مراتب جدی‌تر زمانی است که نه تنها فیلمی با تأخیر شروع می‌شود، بلکه کل برنامه نمایش تغییر می‌کند. در روز دوم جشنواره به جای فیلم «خواب»، فیلم «قمارباز» بر روی پرده رفت. این تغییر ناگهانی، ضربه‌ای اساسی به کار رسانه‌ای می‌زند. یک منتقد برای نقد یک فیلم، نیازمند مطالعه پیشینه، بررسی فیلم‌نامه و آماده‌سازی ذهنی است. 

 

یک خبرنگار برای مصاحبه با عوامل، نیازمند تحقیق و طراحی پرسش‌هایی مشخص است. هنگامی که فیلمی غیر منتظره نمایش داده می‌شود، تمام این مقدمات بیهوده می‌شود و فرد رسانه‌ای یا باید درباره فیلمی نظر دهد که برای آن آماده نبوده یا کلاً فرصت پوشش را از دست بدهد. 

 

این عمل، نه یک تصمیم مقطعی که نشان از فقدان یک پروتکل ارتباطی فوری و شفاف با رسانه‌ها دارد. یک اطلاع‌رسانی ساده و به موقع از طریق کانال‌های رسمی در شبکه‌های مجازی حداقل یک روز زودتر می‌توانست از هدر رفت این حجم از انرژی و تخصص جلوگیری کند. 

 

این بی‌برنامه‌گی‌های مکرر، ریشه در کجا دارد؟ به نظر می‌رسد این مسئله صرفاً یک اشتباه در تأخیر پخش نیست، بلکه نشان از یک ضعف ساختاری در مدیریت اجرایی و برنامه‌ریزی کلان جشنواره دارد. 

 

جشنواره فیلم فجر به عنوان یکی از مهم‌ترین رویدادهای سینمایی کشور، باید الگویی از نظم، دقت و احترام به تمام ذی‌نفعان باشد. هنگامی که در دومین روز برگزاری، چنین بی‌نظمی‌های گسترده‌ای رخ می‌دهد، این سؤال مطرح می‌شود که آیا برای زمان میلیون‌ها تماشاگر عادی که بعداً به سالن‌ها می‌آیند نیز همین بی‌توجهی رخ می‌دهد؟ 

 

این اتفاق اعتماد حرفه‌ای رسانه‌ها را که پل ارتباطی جشنواره با جامعه هستند، خدشه‌دار می‌کند. 

 

در نهایت، این بی‌احترامی به وقت رسانه‌ها، در حقیقت بی‌احترامی به «خود جشنواره» است. اعتبار یک رویداد فرهنگی نه فقط در محتوای آن، که در شکل اجرای آن نیز تعریف می‌شود. نظم، احترام به تعهدات و ارتباط شفاف، ارکان یک مدیریت فرهنگی بالغ هستند. تداوم این روند، جشنواره را نه به محفلی برای گفت‌وگوی پرشور سینمایی، که به صحنه‌ای برای آشفتگی و گلایه تبدیل می‌کند. 

 

وقت آن است که مدیریت جشنواره فیلم فجر، به جای توجیه اشکالات مقطعی، در یک بازنگری جدی، سیستم ارتباطی و اجرایی خود را با اولویت قائل شدن برای زمان و برنامه‌ریزی حرفه‌ای رسانه‌ها و مخاطبان، اصلاح کند. زیرا در جهان امروز، «وقت» تنها سرمایه غیر قابل بازگشت همه است و بی‌احترامی به آن، هدر دادن اعتبار است. 

 

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *