شورای صلح ترامپ؛ مقدمه اشغال دائمی آمریکا در غزه
پایگاه Drop Site News بهتازگی پیشنویس قطعنامهای از بهاصطلاح شورای صلح تازهتأسیس ترامپ را فاش کرد. این قطعنامه در واقع فاز دوم طرح صلح غیرواقعی ترامپ را ترسیم میکند که تحت پوشش آتشبس، مرحله جدیدی از وحشت را در غزه به راه انداخت.
اقدامهای مطرحشده در این قطعنامه واقعیتهای میدانی را نادیده میگیرد و تصویری بسیار تلخ از آنچه آمریکا برای غزه برنامهریزی کرده، ترسیم میکند. این قطعنامه نه تنها از تصاویر مضحک و توهینآمیزی که ترامپ سال گذشته در ویدیوی هوش مصنوعی خود از خودش و ایلان ماسک روی ساحلی در غزهای ناشناس منتشر کرد، دست نمیکشد، بلکه نقشه نبرد برای تبدیل غزه به زمین بازی ثروتمندان است؛ همان چیزی که جرد کوشنر در مجمع جهانی اقتصاد در داووس ارائه داد؛ غزهای که تنها فلسطینیان باقیمانده در آن، کسانی هستند که برای خدمت در رژیم جدید انتخاب شدهاند.
این غزه تحت اشغال دائمی آمریکا است.
هیئت اجرایی که غزه را کنترل خواهد کرد
خود شورای صلح (BoP) بیشترین توجه را جلب کرده، اما مرکز تمرکز برای غزه نیست. شورای صلح به عنوان نیرویی بینالمللی برای به چالش کشیدن سازمان ملل تاسیس شده است. در حال حاضر کاملا از چهرههای راست افراطی و اقتدارگرا تشکیل شده و احتمالا همینطور باقی خواهد ماند.
شورای صلح توسط دونالد ترامپ ریاست میشود و نقش او بهعنوان رئیس شورا، شخصی است و از نقشش بهعنوان رئیسجمهور آمریکا جدا شده است. او قدرت کامل بر ترکیب شورا و حق وتوی کامل بر تمام اقدامهای آن دارد. ترامپ تا زمانی که تصمیم به کنارهگیری نگیرد، کنترل شورا را در دست خواهد داشت و تنها او حق تعیین جانشین خود را دارد. پایگاه موندویس نوشت: نمیتوان استبدادی آشکارتر از این ساخت.
شورای صلح میتواند اختیارهای خود را به دلخواه تفویض کند و دقیقا همین کار را در مورد غزه انجام داده است. هیئت اجرایی (EB) نهادی است که غزه را اداره خواهد کرد. این هیئت اجرایی حوزههای دیگری هم در اختیار دارد، بنابراین اختیارهای خود را به گروه دیگری به نام هیئت اجرایی غزه (GEB) تفویض کرده است. اعضای EB و GEB همپوشانی قابلتوجهی دارند.
اعضای هیئت اجرایی غزه شامل نامهای بسیار آشنایی مانند استیو ویتکاف (مذاکرهکننده اصلی ترامپ)، سوزان وایلز (رئیس دفتر او)، جرد کوشنر (دامادش) و تونی بلر (نخستوزیر اسبق انگلیس و جنایتکار جنگی در حمله به عراق در ۲۰۰۳) هستند.
بقیه نامها شاید کمتر آشنا باشند، اما همه مهماند و در مجموع تصویری بسیار نگرانکننده از رفتار این هیئت ترسیم میکنند.
مارک روآن میلیاردر آمریکایی و اهداکننده عمده به کمپین ریاستجمهوری ترامپ است. او رئیس United Jewish Appeal-Federation نیویورک و چهره مهمی در جامعه یهودیان آمریکایی حامی رژیم صهیونیستی است. روآن در تلاش برای سرکوب انتقادهای دانشگاهی و دانشجویی از نسلکشی رژیم اشغالگر پیشرو بود و در برکناری لیز مگیل، رئیس دانشگاه پنسیلوانیا در سال ۲۰۲۴ نقش داشت.
نیکولای ملادنوف دیپلمات بلندمدت بلغارستانی است که در پارلمان اروپا و سازمان ملل خدمت کرده است. او با بلر در گروه چهارجانبه (که ظاهراً مسئول ترویج راهحل دو دولتی بود، اما کاملاً شکست خورد) همکاری داشت و از توافقنامههای عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی حمایت کرد. ترامپ او را «نماینده عالی غزه» نامیده، بنابراین نقش مرکزی فراتر از عضویت در GEB خواهد داشت.
یاگیر گابای صهیونیست با شهروندی قبرس و سرمایهدار حوزه املاک است. او در فشار بر اریک آدامز، شهردار وقت نیویورک برای سرکوب خشونتآمیز اعتراضات ضد نسلکشی در دانشگاه کلمبیا نقش داشت.
سیگرید کاگ دیپلمات بلندمدت سازمان ملل و وزیر خارجه سابق هلند است. او تا ژوئن گذشته هماهنگکننده ویژه سازمان ملل برای روند صلح خاورمیانه بود. کاگ درباره انتصابش در GEB اظهارنظری نکرده و مشخص نیست آیا این نقش را پذیرفته یا خواهد پذیرفت.
نه تنها هیچ فلسطینیای در هیئت اجرایی غزه نیست، بلکه هیچکس با سابقه دفاع از منافع و نگرانیهای فلسطینیان هم وجود ندارد.
هیئت اجرایی که هیئت اجرایی غزه بهعنوان مشاور به آن خدمت میکند، شامل بسیاری از اعضای هیئت اجرایی غزه است؛ ویتکوف، وایلز، کوشنر، بلر و روآن، به علاوه مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا و رابرت گابریل، معاون مشاور امنیت ملی آمریکا.
ترامپ همچنین آجای بانگا، رئیس بانک جهانی و مارتین ادلمن، وکیلی با روابط نزدیک به ترامپ را به هیئت اجرایی منصوب کرد.
آریه لایتاستون، مشاور سابق سفیر دوره نخست ترامپ در اراضی اشغالی و جاش گروئنبام، فرد نزدیک به ویتکاف و کوشنر بهعنوان مشاور EB منصوب شدند.
فلسطینیان در برنامهریزی آینده غزه جایی ندارند
در حالی که هیچ صهیونیستی در هیئت اجرایی نیست، این هیئت پر از حامیان این رژیم و نتانیاهو است. این موضوع ماموریت مبهم کل این پروژه را نگرانکنندهتر میکند.
تنها نقشی که در حال حاضر برای فلسطینیان در غزه تصور شده، اجرای تصمیمهایی است که دیگران برایشان گرفتهاند.
به عبارت دیگر، فلسطینیانی که میخواهند به هر شکلی در غزه حضور داشته باشند، باید آزمون حمایت از کنترل خارجی آمریکایی بر نوار غزه را بگذرانند. همین شرط برای هر کسبوکار، سازمان غیردولتی یا حتی فرد که بخواهد در بازسازی غزه مشارکت کند، اعمال خواهد شد.
- بیشتر بخوانید:
- پارادوکسهای اخلاقی بیپایان جنگ غزه
- افزایش آمار شهدای غزه؛ شمار نوزادان قربانی سرمای هوا به رقم ۱۰ رسید
در ایدهآل ترامپ و جرد کوشنر، غزه به یک «شهر شرکتی» عظیم تبدیل میشود. بیشتر خط ساحلی به گردشگری اختصاص مییابد. بخش عمده مرز شرقی غزه با اراضی اشغالی به مناطق صنعتی و دیتاسنترهای عظیم اختصاص پیدا میکند که بدون شک بازتاب سرمایهگذاریهای عظیم ترامپ و دوستانش در هوش مصنوعی است.
در میان اینها، مناطق مسکونی با پارکها، زمینهای کشاورزی و اماکن ورزشی از هم جدا میشوند. در کرانه باختری، چنین پارکها و مناطق کشاورزی بهطور معمول بهعنوان مناطق نظامی بسته اعلام شده و توسط نیروی اشغالگر برای مقاصد دیگر استفاده میشوند.
اشغال غزه توسط آمریکا
این قطعنامه آیندهای نزدیک را تصور میکند که در آن حماس داوطلبانه خلع سلاح شده، رژیم صهیونیستی از غزه خارج شده و نیروی ثباتبخش بینالمللی به سرکردگی آمریکا ISF کنترل امنیتی را برعهده گرفته که توسط هر فلسطینی باقیمانده در غزه استقبال میشود.
نتانیاهو آشکارا میگوید که رژیمش اجازه هیچ بازسازیای در غزه را نمیدهد. او همچنین اعلام میکند که رژیم صهیونیستی کنترل امنیتی بر غزه را برای همیشه حفظ خواهد کرد. این رژیم به آمریکا اطلاع داده که میخواهد منطقه تحت کنترلش در غزه را گسترش دهد (که اکنون بیش از نیمی از نوار را در بر میگیرد)، همانطور که طرح ترامپ میخواهد.
اسرائیل ظاهراً طرح عملیات نظامی عمدهای را آماده کرده (بازگشت به نسلکشی تمامعیار) که قصد دارد در مارس (اسفند/فروردین) آغاز کند مگر اینکه آمریکا اجازه ندهد.
در نهایت، ابهام زیادی درباره ترکیب احتمالی ISF وجود دارد. در حالی که بسیاری از کشورها متعهد به حمایت از خلع سلاح غزه شدهاند، بسیاری هم ابراز بیمیلی کردهاند که اگر این نیرو مجبور به مقابله با گروههای مقاومت مسلح فلسطینی شود، بخشی از آن باشند.
دلیل خوبی برای این بیمیلی وجود دارد. آنچه در غزه در حال شکلگیری است، نوعی اشغال خارجی جدید است. این بار، آمریکا نیروی پیشرو در زمین خواهد بود مگر اینکه اجازه دهد رژیم صهیونیستی دوباره تهاجم کند. این بزرگترین شکست در فهرست بلند شکستهای او خواهد بود و ادعایش را مبنی بر پایان دادن به جنگها در سراسر جهان زیر سوال میبرد.
انتهای پیام/