صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

تحریم‌ها؛ سلاح مداخله‌گری غرب با خسارت جانبی از غیرنظامیان

۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۰:۰۴
کد خبر: ۴۸۷۸۸۵۰
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
تحریم‌ها به‌عنوان شکل بی‌سروصدای جنگ‌ها غیرنظامیان را به‌عنوان خسارت جانبی به‌جا می‌گذارند.

در سال ۲۰۲۶، الگوی غیرقابل انکاری در سراسر جهان دیده می‌شود؛ جنگ نه‌تنها با بمب و سرباز، بلکه از طریق همزاد بی‌سروصدای آن، یعنی تحریم‌ها، آغاز می‌شود؛ این موارد شامل طیف گسترده‌ای از اقدام‌های قهری، ازجمله محدودیت‌های تجاری و سرمایه‌گذاری، کنترل‌های مالی، فهرست‌های سیاه بانکی، مسدود کردن دارایی‌ها و محدودیت‌های ویزا و سفر می‌شود.

به گزارش گاردین، تحریم‌ها که تحت زبان دموکراسی اعمال می‌شوند، معمولا علیه کشور‌های خارج از باشگاه کشورهای غربی قرار دارند، به‌عنوان سلاح استفاده می‌شوند و پیامد‌های مخربی برای جوامعی دارند که اغلب هیچ تهدیدی ایجاد نمی‌کنند، بلکه از تبعیت سیاسی امتناع می‌کنند.

تحریم‌ها ابزار‌های خیرخواهانه‌ای برای حافظان حقوق بشر نیستند؛ آن‌ها وسیله‌ای برای جنگ اقتصادی هستند و غیرنظامیان به‌عنوان خسارت جانبی در نظر گرفته می‌شوند.

تحریم‌ها به‌عنوان «اقدام‌های هدفمند» فروخته می‌شوند، اما در عمل، آن‌ها به‌عنوان موانع گسترده‌ای بر سر راه تجارت و امور مالی عمل می‌کنند که در میان جمعیت‌ها موج می‌زند؛ تحقیقات تجربی تایید می‌کند که تحریم‌ها در آمریکای لاتین و کارائیب به‌طور قابل توجهی رشد اقتصادی را کاهش می‌دهند، نابرابری درآمدی را بدتر می‌کنند و فقر را تشدید می‌کنند و محدودیت‌های مالی و تجاری ازجمله مخرب‌ترین آن‌ها هستند.

بیش از ۴ دهه است که دولت‌ها از واشنگتن گرفته تا لندن و بروکسل، تحریم‌ها را به‌عنوان ابزار فشار، به‌عنوان دیپلماسی اصولی ارائه می‌دهند؛ واقعیت موجود در سراسر کارائیب و آمریکای لاتین، آشکار است؛ در کوبا، هائیتی، نیکاراگوئه، ونزوئلا و فراتر از آن، تحریم‌ها به سازوکار‌هایی برای خفه کردن اقتصادی پایدار تبدیل شده‌اند.

این سیاست خارجی در آمریکا بین تندرو‌ها و صلح‌طلب‌ها (از ریگان تا ترامپ) در نوسان بوده است؛ از ماناگوا در سال ۱۹۸۵ تا کاراکاس در سال جاری، الگو، تحریم‌ها به‌عنوان اهرم استراتژیک است که به‌طور متناوب با ادعا‌های جنگ با مواد مخدر، جنگ با تروریسم، حقوق بشر یا به‌تازگی رقابت ژئوپلیتیکی توجیه می‌شود.

تحریم نیکاراگوئه توسط دولت ریگان در سال ۱۹۸۵ این موضوع را آشکار کرد؛ با ممنوعیت تجارت و حمل‌ونقل، شریان‌های اقتصادی را قطع کرد و رکود و سختی را به همراه آورد؛ این اقدام‌ها چنان گسترده بود که دیوان بین‌المللی دادگستری ICJ حکم داد که آن‌ها تعهد‌های پیمان دوجانبه را نقض کرده‌اند.

هائیتی ناسازگاری اخلاقی تحریم‌ها را آشکار می‌کند؛ نه به خاطر سرپیچی از نظم جهانی، بلکه به دلیل ضعف در رعایت آن مجازات می‌شود.

ونزوئلا که زمانی یکی از ثروتمندترین صادرکنندگان نفت در آمریکای لاتین بود، نشان می‌دهد که چگونه تحریم‌ها رنج را تشدید می‌کنند؛ دارایی‌هایی به ارزش میلیارد‌ها دلار در بانک‌های غربی مسدود شده و توانایی دولت برای پرداخت هزینه واردات، سوخت و خدمات را محدود کرده است؛ در ژانویه ۲۰۲۶، این اجبار با ربودن رئیس‌جمهور ونزوئلا و همسرش به اوج خود رسید و محاصره اقتصادی را به نیروی فراسرزمینی تبدیل کرد.

تاثیر این تحریم‌ها در هائیتی بسیار مخرب است؛ هائیتی که قرن‌ها بدهی و دخالت خارجی آن را فلج کرده است، ناسازگاری اخلاقی تحریم‌ها را آشکار می‌کند.

منطق تحریم‌ها با گذشت زمان تغییر کرده است؛ در طول جنگ سرد، آن‌ها ابزاری برای مقابله با نفوذ اتحاد جماهیر شوروی بودند؛ امروزه از آن‌ها برای جلوگیری از ایجاد روابط کشور‌های جنوب جهان استفاده می‌شود؛ همزمان با تلاش واشنگتن برای احیای دکترین استعماری مونرو برای تثبیت مجدد سلطه نیمکره غربی، کشور‌ها با تنوع بخشیدن به روابط خارجی خود و تعمیق مبادلات با دیگران واکنش نشان داده‌اند، اقدامی که تحریم‌ها به دنبال مجازات آن هستند.

این امر پیامد‌های اقتصادی واقعی دارد؛ این شهروندان عادی هستند که سنگین‌ترین هزینه را می‌پردازند.

تحریم‌ها اغلب با ادعای جایگزینی انسانی برای جنگ (به‌اصطلاح ابزاری اخلاقی برای پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر) مورد حمایت قرار می‌گیرند، اما تاریخ خلاف این را نشان می‌دهد.

در مداخلات آمریکا، از گرانادا تا پاناما، اجبار بار‌ها در پوشش زبان آزادی قرار گرفته و در عین حال بی‌ثباتی بلندمدت را به دنبال داشته است؛ از مداخله‌های جنگ سرد ریگان گرفته تا توقیف‌های دریایی ترامپ در کارائیب که نفت ونزوئلا را هدف قرار داد، ماشین زور و اجبار اقتصادی به سختی متوقف شده است.

آمریکا مداخله‌گرترین بازیگر در تاریخ مدرن بوده است؛ تحقیقات نشان می‌دهد که از آغاز قرن نوزدهم، زمانی که هائیتی به دومین کشور در قاره آمریکا تبدیل شد که استقلال خود را به دست آورد، تا سال ۲۰۲۲، آمریکا تقریبا ۴۷۷ مداخله نظامی و سیاسی انجام داده که ۱۱۴ مورد از این مداخله‌ها پس از سال ۱۹۸۹ بوده است.

از کارائیب و آمریکای لاتین گرفته تا غرب آسیا و آفریقا، جایی که ده‌ها مداخله صورت گرفته است، الگو ثابت بوده است؛ اگر هدف مداخله‌ها، امنیت واقعی انسان بود، گسترش معافیت‌های بشردوستانه، دسترسی مالی به غذا و دارو و حمایت از توسعه جهانی چندجانبه موثرتر از تحریم‌های طولانی‌مدت بود؛ در عوض، تحریم‌ها همچنان ابزار‌هایی برای اهرم ژئوپلیتیکی هستند که به‌طور نامتناسبی توسط کشور‌های قدرتمند به‌کار گرفته می‌شوند.

برای میلیون‌ها نفر در سراسر کارائیب و آمریکای لاتین، جنگ واقعی علیه تروریسم یا دکترین‌ها و ایدئولوژی نیست، بلکه علیه فرسایش تدریجی فرصت‌ها و عزت اقتصادی که با تحریم‌ها همراه است؛ اگر قدرت‌های غربی واقعا به دنبال همسایگانی باثبات و مرفه هستند، باید به جای سلطه و طمع، تعاملی مبتنی بر رفاه مشترک را دنبال کنند.

انتهای پیام/


برچسب ها: تحریم آمریکا

ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *