صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

سفر به اعماق انسان و صحنه، نگاهی به چهار اثر شاخص «چهل‌وچهارمین جشنواره تئاتر فجر» 

۰۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۴:۲۴
کد خبر: ۴۸۷۸۶۹۹
دسته بندی‌: فرهنگی ، عمومی
«چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر»، صحنه گردهمایی جسورانه‌ترین صداها و تجربه‌های بصری سال تئاتر ایران بود. 

در این میان، چهار نمایش نه تنها به دلیل استقبال مخاطب، که به خاطر فرم بی‌پروا و محتوای عمیقشان بیش از سایر آثار برجسته و بحث‌برانگیز شدند. این آثار، هر یک با زبان مخصوص به خود، از روان‌کاوی فرد مدرن تا آموزش هیجان به کودک را سوژه خود قرار دادند و تصویری چندوجهی از دغدغه‌های تئاتر امروز ایران ارائه کردند. 

بجنب مکبث، تراژدی پشت صحنه، جنونی در حین تمرین
نمایش «بجنب مکبث» به کارگردانی مصطفی حمیدی‌فر، با جابجایی هوشمندانه تراژدی شکسپیر از قصرهای اسکاتلند به پشت صحنه‌ای پرتنش، اثری روان‌شناختی و نوآورانه آفرید. این اثر با استفاده از تکنیک «تئاتر در تئاتر»، مرز میان زندگی شخصی بازیگران و نقش‌هایشان در نمایش «مکبث» را محو کرد و فروپاشی یک کارگردان زیر بار فشارهای کاری و روابط پیچیده انسانی را به تصویر کشید. قدرت اصلی نمایش در همین تبدیل قدرت سیاسی به فروپاشی روانی بود. بازی‌ها، به ویژه در نقش اصلی، توانستند سیر نزولی از جاه طلبی تا جنون را با ظرافت اجرا کنند و فضاسازی سرد و پرسایه صحنه نیز به تشدید این حس اضطراب کمک شایانی کرد. با این وجود، پیچیدگی همین فرم، اصلی‌ترین چالش اثر بود؛ چرا که مدیریت ریتم و جلوگیری از سردرگمی مخاطب در لایه‌های واقعیت و خیال، نیازمند مهارتی است که در برخی لحظات به طور کامل محقق نمی‌شد. 

کرشن دو، هزارتوی ذهن در یک حمام خوابگاه
در مقابل، نمایش «کرشن دو» نوشته پویا سعیدی و به کارگردانی فرشید روشنی بر ساختارشکنی و ایجاد تجربه‌ای هزارتوی برای مخاطب استوار بود. رویدادی که در حمام یک خوابگاه دانشجویی آغاز می‌شود، به سرعت به آزمایشگاهی فلسفی تبدیل می‌گردد که قواعد روایی و درک متعارف از زمان و مکان را به چالش می‌کشد. قدرت کارگردان در ایجاد یک تعلیق روانی و حس زوال عقل کنترل‌شده در تماشاگر بود، به طوری که مخاطب همواره در تلاش برای درک آنچه می‌دید، یک گام از اجرا عقب می‌ماند. لحظات بصری درخشان مانند صحنه پایانی با آن سکوت سنگین از نقاط قوت ماندگار این اثر تجربی بودند. اما این جسارت گاه به بهای از دست رفتن انسجام تمام می‌شد؛ بازی برخی بازیگران بیش از حد تلویزیونی و فاقد عمق لازم بود و شروع کند نمایش نتوانسته بود انرژی اولیه لازم را ایجاد کند. پایان‌بندی باز و مدرن اثر نیز به شدت بحث‌برانگیز بود و واکنش‌های مثبت و منفی فراوانی را برانگیخت. 

خشم قلمبه، آموزش زندگی روی صحنه برای کوچک‌ترین تماشاگران
در حالی که دو اثر پیشین مخاطب بزرگسال را هدف گرفته بودند، نمایش «خشم قلمبه» در بخش کودک و نوجوان، رسالتی آموزشی را با چاشنی سرگرمی پی گرفت. این اثر به کارگردانی مشترک سعید ابک و وحید نفر، با انتخاب هوشمندانه موضوع مدیریت خشم به یکی از پیچیده‌ترین هیجانات دوران کودکی پرداخت. نمایش با روایت داستان دختربچه‌ای که به دلیل عصبانیت‌هایش دوستانش را از دست می‌دهد از مسیر مستقیم نصیحت پرهیز کرد و با نمایش عواقب طبیعی رفتارنادرست؛ آموزش غیرمستقیم را در پیش گرفت. استفاده از شخصیت یک گربه به عنوان همدم خیالی راهکاری خلاقانه برای عینیت بخشیدن به احساسات انتزاعی بود. با این حال، اجرای تئاتر کودک همواره با چالش‌های خاصی همراه است؛ بازی بزرگسالان در نقش کودکان در برخی لحظات به اغراق و حالت کارتونی می‌گرایید و انرژی صحنه با وجود طراحی رنگارنگ، می‌توانست با تعامل پویاتری با تماشاگران کم‌سن‌وسال، اوج بیشتری بگیرد. اما بی‌تردید تلاش برای پرداختن به مهارت‌های زندگی از طریق درام، نقطه قوت ارزشمند این نمایش بود. 

اسب‌های طاعون، سوگ و جنون در قاب یک رویای سورئال
و در نهایت، نمایش «اسب‌های طاعون» به عنوان یکی از تلخ‌ترین و از نظر بصری خیره کننده‌ترین آثار جشنواره تماشاگر را به اعماق تراژدی و مکانیزم‌های دفاعی روانی می‌کشاند. این اثر با به تصویر کشیدن دنیای درونی زنی که پس از یک فاجعه هولناک شخصی به دنیای توهم پناه برده است، استعاره‌ای قدرتمند و فراموش‌نشدنی خلق کرد. ذهن زن برای گریز از درد غیرقابل تحمل مرگ فرزند، واقعیت را تحریف می‌کند و کودک را در قالب یک اسب زنده می‌پندارد. این ایده شاعرانه و عمیقاً غم‌انگیز، توسط فضاسازی بصری درخشان تکمیل می‌شد؛ نورپردازی سرد و یخ‌زده و طراحی صحنه رویاگونه، مستقیماً دنیای منجمد ذهن قهرمان داستان را به مخاطب منتقل می‌کرد. بازی استثنایی نقش اصلی که توانایی نمایش روان‌پریشی با ظرافتی کم‌نظیر را داشت، ستون فقرات این اجرا بود. با این حال، ریتم کند و فضای سنگین اثر آن را به تجربه‌ای دشوار و نیازمند تأمل عمیق تبدیل می‌کرد که ممکن بود برای بخشی از مخاطبان عام چندان دسترسی‌پذیر نباشد. 

جشنواره‌ای از جسارت و تکثر
در جمع‌بندی این چهار تجربه متنوع می‌توان گفت «جشنواره چهل‌وچهارم تئاتر فجر»، عرصه‌ای برای نمایش جسارت و تکثر بود. از اقتباس کلاسیک تا تجربه‌گرایی رادیکال، از تئاتر آموزشی تا تراژدی سورئال، هر اثر تلاش کرد تا به شیوه خود با مخاطب امروزی که با بحران‌های هویتی، هیجانات، پیچیدگی‌های ذهنی و زخم‌های روانی دست به گریبان است، گفت‌وگویی صادقانه آغاز کند. 

اگرچه هر یک از این آثار با کاستی‌هایی در زمینه اجرا، ریتم یا دسترسی‌پذیری روبرو بودند، اما نفس انتخاب چنین سوژه‌ها و فرم‌های جسورانه‌ای، خود نوید بخش حرکت تئاتر ایران به سمت عرصه‌های تازه‌تر و گفت‌وگوهای ضروری‌تر است. موفقیت نهایی در گام بعدی، یعنی پختگی بیشتر در اجرا برای تبدیل ایده‌های درخشان به آثاری کامل و ماندگار، نهفته خواهد بود.

 

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *