صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

آن سوی صحنه‌های تئاتر/نگاهی به پس پشت پرده چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر 

۰۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۲۲:۰۲
کد خبر: ۴۸۷۸۴۰۲
آنچه می‌خوانید؛ گزارشی تحلیلی است از حال و هوای این روز‌های تئاتر، در "چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر" و روایتی‌ست از آن سوی صحنه‌های تئاتر که در پشت پرده‌های رنگین و مخملی سالن‌های نمایش جریان دارد.  

"چهل و چهارمین دوره جشنواره تئاتر فجر" در حالی برگزار شد که تئاتر ایران در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی و اجتماعی خود قرار دارد. جشنواره‌ای که قرار بود ویترینِ توانمندی‌های هنری کشور باشد، این بار نه تنها با تحسین‌ها، بلکه با طوفانی از انتقاد‌ها و متأسفانه هجمه‌های لفظی و فحاشی در فضای مجازی و محافل هنری مواجه شد. برای درک این پدیده، باید لایه‌های مختلف این رویداد و بستر اجتماعی آن را بررسی کنیم. 

شکاف میان متن و واقعیت 

از منظر محتوایی، یکی از اصلی‌ترین نقد‌های وارد شده به این دوره، فاصله میان «آرمان‌های انقلابی» و «واقعیت‌های نمایشی» بود. رسالت جشنواره تئاتر فجر باید تبلور اندیشه‌های ناب انقلاب اسلامی و دغدغه‌های مردم باشد. با این حال در بسیاری از آثار، شاهد تکرار فرم‌های کهنه و کلیشه‌ای بودیم که نه قادر به گفت‌وگوی با نسل جدید بودند و نه تصویر درستی از جامعه امروز ایران ارائه می‌دادند. 

بسیاری از کارگردانان به جای غواصی در اعماق مسائل واقعی جامعه و ارائه راهکار‌های هنری و متعهدانه به سمت موضوعات امن و پیش پا افتاده گریختند یا در دام تفسیر‌های سلیقه‌ای از دین و جامعه گرفتار شدند. این سطحی‌نگری باعث شد تا مخاطب باهوش تئاتر، احساس کند که هنر نمایشی در حال تبدیل شدن به ابزاری برای تایید وضع موجود است نه ابزاری برای نقد سازنده و تعالی. فقدان «نقد درونی» در آثار باعث شد که تئاتر، شفافیت و پویایی لازم را برای جذب مخاطب عام از دست بدهد. 

خشم اهالی تئاتر و مخاطبان از کجاست؟ 

فضای ملتهب و پر از فحاشی علیه هنرمندان حاضر در جشنواره، ریشه در چند عامل عمیق دارد که نادیده گرفتن آنها خطای استراتژیک است. 
جامعه هنری ایران، به ویژه تئاتر که همیشه در حاشیه بوده است، اکنون با فشار‌های اقتصادی شدیدی دست‌وپنج نرم می‌کند. وقتی هنرمند تئاتر در شرایط سخت معیشتی، بودجه‌های کلان صرف شده برای برخی تولیدات کم اثر جشنواره‌ای را می‌بیند در حالی که خودش برای اجرای یک نمایش ساده با کمبود امکانات مواجه است، طبیعی است که دچار نوعی حسادت و سپس خشم جمعی شود. این فحاشی در ظاهر به هنرمندان توهین می‌کند، اما در باطن فریاد اعتراض به توزیع ناعادلانه منابع است. 

احساس بی‌تاثیری و حاشیه‌نشینی

بسیاری از اهالی تئاتر معتقدند که جشنواره فجر دیگر نماینده واقعی پتانسیل‌های تئاتر ایران نیست. به واقع نوعی نارسیسیم افراطی که غالبا حاشیه‌نشینان تئاتری به‌دان مبتلا هستند و در گئده‌های کافه‌ای در خیال خود بنیان‌های هنری جهان را با آثاری که هرگز مجال اجرا پیدا نمی‌کنند، سبب شده تا هم‌کیشان فعال و حرفه‌ای‌تر خود را به باد الفاظی، چون «حکومتی بودن» و «هنر سفارشی» برچسب بزنند. 

آنها معتقدند که داوری‌ها و انتخاب‌ها تحت تأثیر سیاست‌زدگی‌هایی است که باعث می‌شود آثار شایسته و متعهد واقعی نادیده گرفته شوند. این حس انزوا باعث می‌شود تا هنرمندان حاشیه‌نشین، خشم خود را به هنرمندان حاضر در جشنواره خالی کنند. 

تحلیل‌های غلط و رادیکال پوپولیستی

حقیقت این است اهالی هنر نمایش در ایران چه مخاطبان و چه هنرمندان از نظر سواد سیاسی و اجتماعی معمولا بسیار ضعیف هستند و این موضوع را اضافه کنید به سیاهه مشکلات، تشریفات وعدم بودجه کافی هنرنمایش که سبب شده تا بر موج رسانه‌های بیگانه نشسته و سعی بر تعطیلی هنر پیشگامی، چون تئاتر را داشته باشند. شاید بهترین پاسخ به این قشر چیزی نباشد جز جمله معروف بهرام بیضائی فقید: «جهان را چاره‌ای جز فرهنگ نیست.» 
پس اگر نارضایتی و اتفاق و پلشتی به جامعه آسیب‌زده و سبب شکاف و توزیع نامتوازن منابع است با کار و کار و کار فرهنگی و هنری باید به آن اعتراض کرد.

شکاف نسلی و زبانی

نسل جدید تماشاگر و هنرمند، زبان و ادبیات متفاوتی دارد. وقتی آثار جشنواره نمی‌توانند با زبان امروز و دغدغه‌های واقعی نسل جدید (که با بحران‌های هویتی، اجتماعی و اقتصادی دست‌وپنج نرم می‌کند) صحبت کنند، مخاطب به جای نقد هنری، به سمت طعنه و فحاشی می‌رود؛ چون فضای گفتگوی منطقی و منتقدانه را مسدود می‌بیند و یا سواد این نوع اعتراض مدنی را ندارد. 

ضرورت بازگشت به ارزش‌های اصیل

انتقاد و فحاشی اگرچه از نظر اخلاقی نکوهیده است، اما به عنوان یک «پدیده اجتماعی» زنگ خطری برای مدیران فرهنگی کشور است. مردم و هنرمندان منتقد، خواهان تئاتری هستند که صادقانه، شجاعانه و با پایبندی به ارزش‌های اسلامی-ایرانی، درد‌های جامعه را درمان کند. 
اگرچه برخی از هنرمندان تحت فشار‌های سنگین رسانه‌ای و فضای مجازی قرار گرفتند، اما واقعیت این است که هنرِ پوچ و جدا از مردم، نمی‌تواند در برابر طوفان اعتراضات دوام بیاورد. جشنواره تئاتر فجر باید به جای تبدیل شدن به محلی برای خودنمایی‌های صرف، به تریبونی برای بیان حقیقت‌های عریان و متعهدانه تبدیل شود. 

همه خالی‌های جاودانه ریالی در تئاتر

نکته‌ای که قبل از جمع‌بندی نباید فراموش شود، بودجه جشنواره تئاتر فجر است. هزینه تولید تئاتر به ظن یکی از اعضای هیئت مدیره کانون کارگردانان خانه تئاتر طی سال‌های اخیر ۱۰ برابر شده است. این درحالی است که بنا به اعلام وحید فخرموسوی دبیر چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر ۱۳ میلیارد هم از آن کم شده ا ست. 
حال آنکه مسئولین فرهنگی کشور ویژه وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی بانگ هر چه باشکوهتر برگزار شدن جشن پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌کوبد. 
مصداق بارز دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را…

به هر روی چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر در حصار ورقه‌های آهنینی و حلبی شکلی که خورشید زیبا و دوست‌داشتنی چهارراه ولیعصر، مجموعه بی‌همتای تئاتر شهر را سالیان سال است گرفتار کرده، آغاز شد و با کیفیت آثار به نمایش درآمده همراه با برف روز‌های نخست بهمن ماه ۱۴۰۴ یخ زد، باید دید طی روز‌های آتی دیگر آثار یخ جشنواره را آب می‌کنند یا در همچنان بر همان پاشنه می‌چرخد. 

مخلص کلام تئاتر ایران در یک پیچ تاریخی است. فحاشی و هتاکی علیه هنرمندان، راهکار نیست و باید محکوم شود، اما ریشه‌یابی آن نشان می‌دهد که جامعه هنری از وضعیت موجود راضی نیست. برای عبور از این بحران، نیاز به شفافیت در بودجه‌ریزی، نگاهی عدالت‌محور به حمایت از آثار و مهم‌تر از همه، تولید آثاری است که با «روح واقعی انقلاب اسلامی» و «دغدغه‌های حقیقی مردم» همسو باشد، نه آثاری که تنها به دنبال کسب جایزه و رضایت مدیران هستند. 


همان‌ها که دم از تعطیلی تئاتر می‌زنند، به کشتن چراغ زندگیِ هنری افراد آمده‌اند، اما زندگی در تئاتر جریان دارد و تئاتر را خاموشی نیست. تئاتر از مردم است و باید روایت مردمی باشد، تئاتر آینه طبیعت است و برداشتی از زندگی در قاب صحنه، تئاتر یکسره خود زندگی است و چراغ تئاتر خاموش نشدنی است. 

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *