نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در اغتشاشات ایران؛ نقض قواعد اساسی حقوق بینالملل
نازآفرین ناظمی، عضو هیئت علمی گروه حقوق بینالملل دانشگاه آزاد شیراز طی یادداشتی برای میزان به تشریح ابعاد حقوقی نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در اغتشاشات اخیر ایران پرداخته است.
متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
هفتم دیماه گذشته زمان شروع اعتراضات برخی از اقشار جامعه برای رساندن صدای خود به گوش مسئولان کشور بود؛ چنین اعتراضاتی که در فضای مسالمتآمیز رخ میدهد و از حقوق اساسی هر ملتی است بدون هرگونه تنشی صورت گرفت، اما این اعتراضات با برنامهریزی قبلی آمریکا و رژیم صهیونیستی مصادره شد و در نهایت هجده دی ماه منجر به یک سلسله عملیات تروریستی شد.
در زمان بروز این اغتشاشات، مقامهای آمریکایی و صهیونیستی از هیچ تلاشی در جهت افزایش تنش فروگذار نکردند؛ رئیسجمهور آمریکا وعدههای کمک را یکی پس از دیگری مطرح کرد و در عین حال با وعده وضع تحریمهای تازه نشان داد که هدف اصلی، اعمال فشار سیاسی بر ایران برای تن دادن به خواستههای این کشور است.
آمریکا به غیر از انجام عملیات روانی، عملیات میدانی را نیز در ایران انجام داد؛ این عملیات شامل ارائه تجهیزات و سلاح و مهمات و هدایت نیروهای آموزشدیده و تحریک آنها برای به نمایش گذاشتن یک خشونت آشکار بود که قرار بود به حساب ایران گذاشته شود.
در این سلسله عملیات، بسیاری از قواعد اساسی حقوق بینالملل نقض شد؛ اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها که در ماده دو منشور ملل متحد به آن اشاره شده است هم در عرصه نظامی و هم غیرنظامی به صراحت نقض شد.
طبق این اصل کشورها ملزم هستند که به حاکمیت ملی یکدیگر احترام بگذارند و این امر سنگ بنای همکاریهای بینالمللی است؛ کشورها باید از مداخله در اموری که صرفا در حوزه صلاحیت داخلی دولتها است خودداری کنند.
اصل عدم توسل به زور موضوع بند چهار ماده دو منشور ملل متحد نیز از دولتها میخواهد که از تهدید و توسل به زور علیه تمامیت ارضی، استقلال سیاسی یا هر رفتاری که با اهداف ملل متحد مغایرت دارد، خودداری کنند.
در این راستا فعالیتهای آمریکا با همکاری رژیم صهیونیستی مصداق بارز توسل به زور است که با حمایت از اغتشاشگران مسلح صورت گرفت.
علاوه بر این آمریکا و رژیم صهیونیستی با انجام تروریسم سازمانیافته و هدف قرار دادن افراد غیرنظامی بهمنظور کشتهسازی عمدی در جهت بدنام کردن جمهوری اسلامی ایران و تخریب اموال عمومی و بهمنظور ایجاد آشوب و هراس نقش اصلی را ایفا کردند.
تامین مالی شبکههای ماهوارهای معاند با هدف دروغپردازی پیرامون اتفاقات اخیر نیز در راستای همین فعالیتها انجام شده است؛ در آخرین حرکت، رئیسجمهور آمریکا با تهدید صریح، علاوه بر نقض اصل عدم مداخله، اصل تعرضناپذیری سران کشورها را نیز زیر پا گذاشت، حرکتی که خشم ملت انقلابی ایران را بیش از پیش برانگیخت.
این امکان وجود دارد که پس از جمعآوری مستندات مربوط به قتلهای خشونتبار بعد از هجدهم دیماه این فعالیتها در قالب جنایت علیه بشریت نیز قابل تعقیب باشد، زیرا این اعمال بهصورت گسترده و سازمانیافته علیه گروهی غیر نظامی صورت گرفته است.
حقوق داخلی آمریکا در ایالات مختلف برای اعتراضاتی که خارج از چارچوب اصول تظاهرات مسالمتآمیز باشد جریمههای سنگین و حبس از چند ماه تا چندین سال را وضع کردهاند، بهعلاوه در تمامی ایالتهای آمریکا برخورد نامناسب با مجری قانون میتواند تبعات ناگواری را برای مرتکب به همراه داشته باشد؛ این کشور در مقابله با اینگونه رفتارها سابقه ننگینی دارد که حتی در مواردی که مرتکب غیرمسلح بوده و صرفا از دستور مجری قانون تبعیت نکرده است در بسیاری موارد این فعالیتها و اعمال منجر به مرگ شده است.
- بیشتر بخوانید:
- روایت وبسایت آمریکایی از نقش فعال موساد در اغتشاشات ایران
- کارشناس مسائل بینالملل: پیگیری حقوقی و مستندسازی جنایتهای تروریستی آمریکایی-صهیونی ضروری است
بنابراین با توجه به اینکه آنچه در زمان اغتشاشات رخ داد هیچ شباهتی به اعتراض مسالمتآمیز نداشت و در عین حال منجر به شهادت تعداد زیادی از مدافعان امنیت و نیروهای انتظامی شد، میتوان دریافت هدف حمایت آمریکا از این اغتشاشات چیزی جز رسیدن به اهداف سیاسی نبوده اگرچه سابقه ترامپ نشان میدهد که نهتنها مدافع حقوق بشر نبوده و نیست بلکه خود از هیچ عمل خلاف حقوق بشری برای رسیدن به اهداف خود خودداری نخواهد کرد.
فعالیتهای اخیر ترامپ در رابطه با ربودن رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش و تلاش برای دستاندازی بر گرینلند بدون توجه به حق تعیین سرنوشت ساکنان آن تنها آخرین نمونههای این اعمال است؛ در رابطه با ایران، رئیسجمهور آمریکا سابقه ننگینی در مداخله دارد و اذعان واضح به این دخالتها به زمان ترور سردار سلیمانی نیز بازمیگردد و پس از آن حمله نظامی در جنگ دوازده روزه و در اغتشاشات دی ماه گذشته که در هر سه مورد رئیسجمهور آمریکا مسئولیت انجام این جنایات را برعهده گرفت.
اکنون طرح دعوا و شکایت از اعمال ارتکابی توسط آمریکا و در رأس آن ترامپ هم در جهت پاسخگو کردن و ایجاد مسئولیت بینالمللی و هم در جهت جبران خسارات یک مطالبه ملی است.
نباید از نظر دور داشت که سازمان ملل و نهادهای وابسته به آن امروزه بسیار غرضورزانه عمل میکنند.
طبق اظهارات اخیر آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، آمریکا برای اعمال نفوذ و قدرت خود گاهی از قواعد حقوق بینالملل فراتر رفته است.
گوترش، همچنین اذعان کرده که سازمان ملل علیرغم درگیر بودن در مناقشات مهم جهانی هیچ اهرمی ندارد و برای حل این مشکل نیازمند اصلاحات اساسی است.
او معتقد است که شورای امنیت سازمان ملل که اساسا برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی طراحی شده است دیگر نماینده جهان نیست و ناکارآمد است و لازم است در ترکیب اعضای دائم شورای امنیت بازنگری شود تا این سازمان اعتبار گذشته خود را بازیابد و همه کشورها در این سازمان صدایی داشته باشند.
این اظهارات نشاندهنده ضعف عمیق سازمان ملل در برابر کشورهایی مانند آمریکا است با وجود ضعف و سیاستزدگی سیستم قضایی بینالمللی، نفس تحت تعقیب قرار دادن مقامهای آمریکایی به واسطه مداخله در امور داخلی و تشویق تروریسم و اقدامهای خرابکارانه اگرچه ممکن است به نتیجه مطلوب نرسد یا دستکم زمانبر باشد، اما علاوه بر پاسخگو کردن آمریکا موجب روشن شدن افکار عمومی جهان در رابطه با جنایات این کشور میشود
انتهای پیام/