هنر زیر بار التهاب خُرد میشود/ چرا جشنوارههای فجر به حمایت نیاز دارند؟
در شرایطی که جامعه ایران ماهها فشار روانی، تنش اجتماعی و نااطمینانی ناشی از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و اغتشاشات را تجربه کرده است، هر رویدادی که بتواند فضای عمومی را از التهاب دور کند، نقش مهمی در بازسازی روان جمعی ایفا میکند. کشور در دورهای قرار دارد که بخش بزرگی از مردم از اخبار منفی، درگیریهای لفظی و دوقطبیهای فرساینده خسته شدهاند و بهدنبال نشانههایی از ثبات، آرامش و بازگشت زندگی عادی میگردند. در چنین وضعیتی، آغاز زنجیره جشنوارههای فجر از تئاتر تا سینما، موسیقی و هنرهای تجسمی، میتواند کارکردی فراتر از یک رویداد هنری صرف داشته باشد و بهعنوان یک کنش اجتماعی معنادار عمل کند.
هنر، زبان مشترک جامعه است
هنر همواره زبانی بوده که توانسته بدون اجبار و شعار، با طیفهای مختلف جامعه ارتباط برقرار کند. جشنوارههای هنری زمانی اهمیت مضاعف پیدا میکنند که جامعه نیاز به گفتوگو، همدلی و تخلیه هیجانی دارد. در این شرایط، سالنهای تئاتر، سینماها، اجراهای موسیقی و گالریها به فضاهایی تبدیل میشوند که مردم در آنها دوباره کنار هم مینشینند، میخندند، فکر میکنند و احساس مشترک را تجربه میکنند. این تجربه جمعی، حس گسستخورده اجتماع را ترمیم میکند و نشان میدهد که هنوز امکان باهمبودن وجود دارد.
پیوستگی جشنوارهها و تداوم هیجان مثبت
یکی از ویژگیهای مهم جشنوارههای فجر، پیوستگی زمانی آنهاست که از تئاتر آغاز میشود و به سینما، موسیقی و هنرهای تجسمی میرسد. این تداوم، امکان شکلگیری یک جریان پایدار از توجه عمومی و هیجان اجتماعی را فراهم میکند. جامعهای که در ماههای گذشته با شوکهای پیاپی مواجه شده است، به رویدادهایی نیاز دارد که بهصورت تدریجی، اما مستمر، حس نشاط را تزریق کنند. این پیوستگی اجازه نمیدهد که توجه عمومی بهسرعت فروکش کند و میتواند فضای فرهنگی کشور را برای چند هفته در مدار گفتگو و تجربه هنری نگه دارد.
نقش جشنوارهها در بازسازی اعتماد اجتماعی
برگزاری منظم و محترمانه جشنوارهها میتواند نشانهای از کارکرد طبیعی نهادهای فرهنگی باشد و به بازسازی اعتماد اجتماعی کمک کند. وقتی مردم میبینند که چرخه فرهنگ و هنر همچنان فعال است و هنرمندان همچنان امکان ارائه اثر دارند، احساس تداوم و ثبات تقویت میشود. این احساس به جامعه پیام میدهد که زندگی فرهنگی متوقف نشده و میتوان در دل دشواریها نیز به خلق و ارائه معنا ادامه داد. چنین پیامی برای جامعهای که از بحران عبور میکند، اهمیت روانی بالایی دارد.
هنرمندان بهعنوان سرمایههای اجتماعی
هنرمندان و مخاطبانی که در این جشنوارهها شرکت میکنند، بخشی از سرمایه اجتماعی کشور محسوب میشوند و حضور آنها صرفاً یک انتخاب شخصی یا حرفهای نیست. این افراد در همین جامعه زندگی کردهاند، از همین شرایط تاثیر پذیرفتهاند و دغدغههای مشابهی با دیگر شهروندان دارند. وقتی هنرمندی تصمیم میگیرد اثرش را در جشنواره ارائه دهد، در واقع مسئولیت اجتماعی خود را در قبال فرهنگ و هنر این سرزمین ایفا میکند. این کنش، نیازمند حمایت و درک است، نه هجمه و طرد!
پیامدهای منفی هجمه به رویدادهای فرهنگی
هجمه به جشنوارهها و هنرمندان شرکتکننده، در نهایت به تضعیف فضای فرهنگی کشور منجر میشود و شکافهای اجتماعی را عمیقتر میکند. وقتی هنر به میدان تسویهحسابهای سیاسی و احساسی کشیده میشود، امکان نقشآفرینی ترمیمی خود را از دست میدهد. جامعهای که هنرمندانش را در بزنگاههای حساس تنها میگذارد یا آنها را هدف فشار قرار میدهد، بهتدریج ظرفیت تولید معنا و امید را کاهش میدهد. این روند در بلندمدت به زیان همه جریانهای اجتماعی تمام میشود.
ضرورت حمایت نهادی و رسانهای
نهادهای فرهنگی و رسانهها در این مقطع نقش مهمی در شکلدهی به افکار عمومی دارند. اگر این نهادها بتوانند با ادبیاتی آرام، حرفهای و غیرتقابلی درباره جشنوارهها سخن بگویند، فضا را برای مشارکت گستردهتر مردم فراهم میکنند. حمایت بهمعنای نادیده گرفتن نقد نیست، بلکه بهمعنای ایجاد زمینهای است که نقد در آن سازنده، محترمانه و معطوف به بهبود باشد. چنین رویکردی میتواند جشنوارهها را به فرصت گفتگو بدل کند، نه میدان تقابل!
نشاط جمعی بهعنوان نیاز فوری جامعه
نشاط جمعی یک امر تزئینی یا لوکس نیست و در شرایط فرسودگی اجتماعی به یک ضرورت تبدیل میشود. جشنوارههای هنری میتوانند این نشاط را به شکلی طبیعی و غیرتحمیلی ایجاد کنند. حضور مردم در رویدادهای فرهنگی، احساس مشارکت و دیدهشدن را تقویت میکند و به کاهش انباشت خشم و ناامیدی کمک میکند. جامعهای که امکان شادی دارد، بهتر میتواند با چالشهای خود مواجه شود.
چشمانداز پیشرو
در مجموع، برگزاری جشنوارههای فجر در شرایط کنونی میتواند نقشی کلیدی در آرامسازی فضا و بازگرداندن توجه جامعه به وجوه خلاق و انسانی زندگی ایفا کند. این رویدادها اگر با حمایت، درک و پرهیز از هجمه همراه شوند، میتوانند به سرمایهای برای انسجام اجتماعی تبدیل شوند. هنر در این مقطع نه ابزار انکار واقعیت، بلکه راهی برای عبور سالمتر از آن عمل میکند.
انتهای پیام/