سینمای ایران و ریلهای گم شدهاش در توسعه فرهنگی/ تمسخر دوران طلایی انقلاب در فیلمهای کمدی!
در طول تاریخ، دولتها و حکومتها در سراسر جهان از سینما به عنوان ابزاری قدرتمند برای پیشبرد اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود بهره بردهاند. در آمریکا با بهرهگیری از ژانر وسترن، مفاهیمی همچون قانونپذیری و احترام به قانون را در جامعه نهادینه کردند.
در اروپا، پس از دو جنگ جهانی، سینما نقش مهمی در ترغیب مردم به تلاش و کوشش برای بازسازی کشورها و همچنین هلوکاست ایفا کرد.
اما در ایران، متاسفانه، این رویکرد سیستماتیک و هدفمند کمتر دیده میشود. در سال جاری، شاهد اکران دو فیلم با محوریت شهید علی هاشمی و سعید قهاری و همچنین ساخت سریال تلویزیونی بازهم درباره شهید علی هاشمی بودیم؛ هر سه اثر در اصل، یک پیام را منتقل میکردند که این امر، فرصتهای ارزشمندی را برای نمایش ابعاد مختلف زندگی این دو شهید بزرگوار و سیر تحول آنها از دست داد. عدم مدیریت صحیح این فرصت، پرسشهایی را در مورد برنامهریزی و هدفمندی در حوزه سینما مطرح میکند.
آمار اکران فیلمها در سال جاری نیز حاوی نکات قابل تاملی است. از حدود ۷۰ فیلم اکران شده از ابتدای سال تا کنون ۲۱ اثر در ژانر کمدی قرار دارند. متاسفانه بسیاری از این فیلمها به جای خلق محتوای فاخر و سازنده به ارائه تصویری گزینشی و سطحی از مسائل اجتماعی در دوران پس از انقلاب میپردازند، دورانی که تبلور همدلی و ایثار در کشور بود.
در ژانر درام که قرار است به موضوعات اجتماعی بپردازد نیز فیلمهای شاخص و اثرگذاری که به حل معضلات نپرداخته باشند، بیشمارند. فیلمهایی نظیر «پیرپسر» که در صدر جدول فروش این ژانر قرار دارد چه مشکلی از جامعه را به تصویر کشیده و چه راه حلی ارائه داده است؟ یا فیلمهای «زن و بچه» و «لاکپشت» که به واسطه غوغای تبلیغاتی مورد توجه قرار گرفتند در غیاب این تبلیغات چه حرفی برای گفتن داشتند؟
حتی در ژانر کودک که باید به تربیت و آموزش نسل جوان اختصاص داشته باشد نیز شاهد ضعفهایی هستیم. با اکران نزدیک به ۱۰ فیلم کودک، چه برنامهای برای کودکان در نظر گرفته شده است؟ آیا از کودکان در مورد فیلمهایی که دیدهاند سؤال شده است تا مشخص شود که به اهداف مورد نظر دست یافتهایم؟
به جای تمرکز بر آمار و ارقام و تبدیل کشور به یک اداره آمارسازی بزرگ، وقت آن است که سینمای ایران و مسئولان امر به فکر ایجاد زیرساختهای فرهنگی برای نسلهای جوان باشند. باید به سمتی حرکت کنیم که سینما بتواند نقش اصلی خود را در تربیت و آموزش جامعه ایفا کند و از نفوذ خوراکهای فرهنگی بیگانه که در بستهبندیهای جذاب و فریبنده تزریق میشوند، جلوگیری کنند.
برای تحقق این هدف، نیازمند بازنگری در سیاستهای فرهنگی و حمایت از تولید محتوای هدفمند و سازنده هستیم. لازم است:
۱- تدوین برنامههای جامع و بلند مدت: برنامههای سینمایی باید با در نظر گرفتن نیازهای جامعه و با هدف ارتقای سطح فرهنگ و دانش عمومی تدوین شوند.
۲- حمایت از فیلمهای باکیفیت و اثرگذار: دولت و سازمانهای دولتی باید از تولید و اکران فیلمهای باکیفیت و اثرگذار که به مسائل اجتماعی و فرهنگی میپردازند، حمایت کنند.
۳- تقویت زیر ساختهای فرهنگی: ایجاد و تجهیز سالنهای سینما در مناطق محروم و روستایی، برگزاری جشنوارههای فیلم در شهرهای مختلف کشور و حمایت از فیلمسازان مستقل، از جمله اقداماتی است که میتواند به تقویت زیرساختهای فرهنگی کمک کند.
۴- ارزیابی مستمر و بازخوردگیری: باید به طور مستمر اثربخشی فیلمهای اکران شده را ارزیابی کرد و از طریق نظرسنجیها و بازخوردگیری از مخاطبان به بهبود کیفیت فیلمها و برنامههای سینمایی پرداخت.
سینمای ایران با ظرفیتهای بینظیر و هنرمندان برجستهای که دارد میتواند نقش مهمی در توسعه فرهنگی و اجتماعی کشور ایفا کند. اما برای تحقق این هدف نیازمند یک تغییر رویکرد اساسی و حرکت در مسیر هدفمندی و برنامه ریزی بلند مدت هستیم. سینمای ایران باید ریلهای توسعه فرهنگی را پیدا کند و به جای آمار و ارقام سینما را به سمت تولید محتوای ارزشمند سوق دهد تا بتوند تاثیرگذار باشد.
انتهای پیام/