صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

دکترین «دانرو»؛ بازنویسی رویکردهای استعماری آمریکا

۲۸ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰:۰۳
کد خبر: ۴۸۷۷۱۵۴
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
ترامپ با بازنویسی دکترین مونرو در حال گسترش استعمارگری و مداخله جویی آمریکا به سراسر جهان است.

آمریکا سال جدید را با اجرای جدی «دکترین دانرو» که بازآفرینی دکترین استعماری مونرو در سال ۱۸۲۳ توسط دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا است، آغاز کرد.

به گزارش میدل‌ایست آی، این واژه جدید پس از بمباران ونزوئلا توسط آمریکا و ربودن رئیس‌جمهور آن، نیکولاس مادورو و همسرش در ۳ ژانویه (۱۳ دی) رواج یافت؛ در حالی که این دکترین ادعای بازپس‌گیری حوزه نفوذ آمریکا در نیمکره غربی را دارد، در واقع یک پروژه تصرف جهانی است که بی‌شباهت به سیاست استعماری آمریکا نیست که از زمان جنگ جهانی دوم رواج داشته است.

آمریکا فقط در ماه گذشته، حمله‌‌هایی را علیه کشور‌های تولیدکننده نفت در ۳ قاره انجام داده است که بسیار فراتر از نیمکره غربی گسترش یافته است.

آمریکا در ۱۹ دسامبر (۲۸ آذر) و ۱۰ ژانویه (۲۰ دی)، سوریه را بمباران کرد و مدعی شد که عوامل داعش را که در ۱۳ دسامبر (۲۲ آذر) ۲ سرباز آمریکایی و مترجم آن‌ها را کشته بودند، هدف قرار داد؛ این سربازان بخشی از بیش از ۲ هزار سرباز آمریکایی بودند که مناطق نفت‌خیز سوریه را اشغال کرده بودند، جایی که از سال ۲۰۱۴ نفت سوریه را استخراج و فروخته و درآمد حاصل از آن را به جیب زده‌اند.

در همین حال، پس از چندین اعلامیه تهدیدآمیز ترامپ درباره اینکه مسیحیان نیجریه توسط گروه‌های تروریستی کشته می‌شوند، در ۲۵ دسامبر (۴ دی) وی به‌عنوان «هدیه کریسمس» به بزرگ‌ترین کشور تولیدکننده نفت آفریقا حمله هوایی کرد.

وی ادعا کرد که در صورت تداوم حمله گروه‌های تروریستی به مسیحیان مجددا به نیجریه حمله می‌کند.

در آمریکای جنوبی، حمله غیرقانونی ترامپ به ونزوئلا که منجر به کشته شدن بیش از ۱۰۰ نفر شد و ادعا‌های بعدی وی درباره اینکه آمریکا اکنون کشوری را که اتفاقا بزرگ‌ترین ذخایر نفتی اثبات‌شده در کره زمین را دارد، «اداره» خواهد کرد، بر محوریت نفت در دکترین استعماری فعلی واشنگتن تاکید کرده است.

ترامپ اکنون نگاه خود را به گرینلند، یک سرزمین نیمه خودمختار متعلق به دانمارک با پتانسیل عظیم نفتی که مدت‌هاست توجه آمریکا را به خود جلب کرده است، دوخته است؛ وی دانمارک را با زور تهدید می‌کند و برنامه‌های نظامی برای حمله به این جزیره دارد «چه بخواهند چه نخواهند».

رندی فاین، نماینده جمهوری‌خواه کنگره، حامی سرسخت سرقت زمین و نسل‌کشی رژیم صهیونیستی، به‌تازگی لایحه‌ای را در مجلس نمایندگان ارائه کرد که از الحاق گرینلند به آمریکا حمایت می‌کند.

اصرار آمریکا بر کنترل نفت جهان ۲ بُعد دارد: حفظ تسلط خود بر قیمت نفت و تضمین اینکه دلار تنها ارز برای تجارت انرژی باقی بماند و کنترل صادرات و دسترسی به نفت به شیوه‌هایی که رقیب اصلی اقتصادی آن، چین، را محدود کند.

این‌ها نگرانی‌های جدیدی برای نخبگان استعماری آمریکا نیستند، اما به دوران پس از جنگ جهانی دوم برمی‌گردند، زمانی که واشنگتن سیاست تغییر حکومت‌ها را برای کمک به خود در دستیابی به نفت کشور‌های مستقل در سراسر جهان آغاز کرد.

کارنامه اقدام‌های نظامی آمریکا برای فتوحات نفتی

نخستین کودتای تحت حمایت سیا پس از جنگ جهانی دوم در مارس ۱۹۴۹ در سوریه انجام شد که منجر به سرنگونی رئیس‌جمهور قانونی این کشور و انتصاب یک نظامی همکار با آمریکا و رژیم صهیونیستی شد؛ جای تعجب نیست که انگیزه آن زمان هم نفت بود.

امتناع رئیس‌جمهور قانونی سوریه از اجازه دادن به آمریکایی‌ها برای ساخت خط لوله ترانس عربی، برای انتقال نفت عربستان که در آن زمان متعلق به شرکت‌های آمریکایی بود از طریق سوریه به مدیترانه، به منظور دور زدن حمل‌ونقل پرهزینه از طریق کانال سوئز، خشم آمریکا برانگیخت.

رئیس‌جمهور دست‌نشانده در ادامه و بلافاصله طرح یادشده را تایید و شروع به مذاکره با رژیم صهیونیستی در مورد طرح‌هایی برای اخراج مردم فلسطین به عراق کرد؛ پس از کودتا، خطوط لوله از طریق ارتفاعات جولان ساخته شد و در صیدا در لبنان به پایان رسید.

پس از فتح و اشغال جولان توسط رژیم صهیونیستی، عربستانی‌ها، سوری‌ها، لبنانی‌ها و اردنی‌ها به کنترل رژیم صهیونیستی بر ۵۰ کیلومتر از خط لوله رضایت دادند.

این خط لوله تا سال ۱۹۷۶، زمانی که حمل‌ونقل نفتکش ارزان‌تر شد، به پمپاژ نفت از طریق سرزمین‌های اشغالی ادامه داد.

تصرف میدان‌های نفتی سوریه توسط آمریکا از سال ۲۰۱۴، همان سنت استعماری را ادامه می‌دهد، به‌ویژه که یک سال پیش به سقوط حکومت بشار اسد کمک و حکومت جدید در دمشق را مطیع خودکامگی خود کرد.

دومین کودتای تحت حمایت آمریکا در دوران پس از جنگ، سرنگونی دولت محمد مصدق، نخست‌وزیر ایران، در آگوست ۱۹۵۳ بود که نفت ایران را ملی کرده بود و سپس توسط شرکت‌های نفتی انگلیسی غارت می‌شد.

عملیات آژاکس، یک تلاش مشترک سیا و MI۶ بود: سیا اراذل و اوباش را فرستاد تا در اعتراض‌های ضد دولتی ساختگی شرکت کنند و راهپیمایان طرفدار مصدق را آزار دهند؛ این کودتا، سرعت غارت مداوم کشور توسط شرکت‌های نفتی غربی را تسهیل کرد.

در مورد ونزوئلا، نفت این کشور در دست شرکت‌های نفتی آمریکایی باقی ماند تا اینکه دولت سرانجام در سال ۱۹۷۶ این صنعت را ملی کرد، همانطور که بسیاری از کشور‌های تولیدکننده نفت در آن دوره این کار را انجام دادند.

ملی‌سازی‌های بیشتر در زمان رئیس‌جمهوری هوگو چاوز در سال ۲۰۰۸ دنبال شد؛ تحریم‌های آمریکا به‌طور پیوسته افزایش یافت و تا سال ۲۰۱۴، تحت دولت باراک اوباما که به همان اندازه استعمارگر بود، به سطوح بی‌سابقه‌ای رسید.

در همان سالی بود که اوباما میادین نفتی سوریه را تصرف کرد؛ تحریم‌های بیشتری در دوره اول دولت ترامپ و بعدا در دوره بایدن اعمال شد.

آشفتگی بهانه‌های کلیشه‌ای استعمارگری برای سرنگونی این دولت‌ها از اتهام‌های تروریسم (مانند سوریه و لیبی قبل از آن) گرفته تا قاچاق مواد مخدر (ونزوئلا و کلمبیا) را شامل می‌شود و البته اتهام خنده‌دار داشتن سلاح‌های کشتار جمعی که از سال ۲۰۰۳ علیه عراق برای توجیه تهاجم و اشغال امپریالیستی خود به‌کار گرفت.

در مورد گرینلند، ترامپ استدلال جدیدی را اضافه کرده است که در حقوق بین‌الملل سابقه ندارد: اینکه این سرزمین «برای امنیت ملی آمریکا حیاتی» است.

به دشواری می‌توان گفت که ربایش مادورو جرم جدیدی است؛ آمریکا پیش از این تعدادی از روسای جمهور را ربوده و از قدرت برکنار کرده است: یکی از این موارد مانوئل نوریگا، از دست‌نشاندگان و نوچه‌های سابق آمریکا در پاناما، در سال ۱۹۹۰ بود و البته با همکاری فرانسه، ژان برتراند آریستید، رئیس‌جمهور منتخب هائیتی، در سال ۲۰۰۴، پس از آن که از فرانسه که میلیارد‌ها دلار از کشور را غارت کرده بود، غرامت خواست، ربوده شد.

کارنامه کودتا‌های مورد حمایت آمریکا

فهرست کودتا‌های مورد حمایت سیا از زمان جنگ جهانی دوم به‌ویژه در آمریکای لاتین به ده‌ها مورد می‌رسد و این کودتا‌ها توسط نفت و مواد معدنی که آمریکا به دنبال آن هاست، هدایت می‌شوند.

ادواردو گالیانو، روزنامه‌نگار و مورخ برجسته آمریکای لاتین در کتاب خود با عنوان «رگ‌های باز آمریکای لاتین» که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد، برخی از کودتا‌های تحت حمایت آمریکا در دهه ۱۹۶۰ را فهرست کرد.

هیچ‌یک از اقدام‌هایی که آمریکا در ماه‌های گذشته انجام داده است، جدید نیستند؛ آمریکا پس از حمایت از سرنگونی معمر قذافی در سال ۲۰۱۱ با متحدان اروپایی خود و همچنین میادین نفتی سوریه و اکنون ونزوئلا با گرینلند و نیجریه در تیررس آن در حال حرکت به سمت کنترل نفت لیبی است.

مسلما این طرح پشتیبان برای کنترل جریان نفت در جهان به جز روسیه، است؛ این امر آمریکا را قادر می‌سازد تا اقتصاد چین را به طور موثرتری مختل کند.

این می‌تواند هدف اصلی «دکترین دونرو» باشد: پروژه‌ای که نه تنها نیمکره غربی، بلکه کل جهان را هدف قرار می‌دهد.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *