صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

خواستند اتوبوس را با سرنشینانش آتش بزنند / حمله با شمشیر و قمه به جرم خدمت به مردم

۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۵:۴۶
کد خبر: ۴۸۷۶۴۶۲
بوق ممتد، صدای جیغ، ترس، بوی بنزین، انفجار، زبانه‌های حریق و وحشت سرنشینان اتوبوس‌هایی که سعی دارند خودشان را نجات دهند. این روایت یک فیلم ترسناک نیست؛ روایت شب‌هایی است که بر تهران و رانندگان اتوبوس‌های ناوگان حمل‌ونقل عمومی آن در حالی که حامل مسافر بودند، گذشت.

به گزارش خبرنگار شهر؛ تهران چند شب است با وحشتی که اغتشاشگران به جان مردم انداخته‌اند روی آرامش ندیده است. در این میان اموال عمومی هم از این قاعده مستثنی نبوده‌اند و مورد حمله اغتشاشگران قرار گرفتند.

در این میان حمله به اتوبوس‌هایی که خالی از سرنشین نبوده‌اند از مواردی است که تعجب خیلی‌ها را برانگیخته است. این حمله وحشیانه تنها می‌تواند یک پیام داشته باشد؛ این افراد نه تنها به دنبال آشفتگی کشور هستند بلکه پشت دست دشمنان تروریست حرکت می‌کنند. چرا که مردم عادی حتی اگر معترض هم باشند، اما افرادی که تنها گناهشان تردد با وسیله حمل و نقل عمومی بوده است را مورد ضرب و شتم قرار نمی‌دهند یا وحشت به جانشان نمی‌اندازند.

مردانی که صبح برای خدمت به شهروندان رفتند و با پیراهن خونین برگشتند

برای چند لحظه تصور کنید همسر، برادر یا حتی یکی از نزدیکانتان برای خدمت رسانی به مردم راهی محل کار می‌شود، اما شب‌هنگام با ظاهری درهم ریخته و وحشت زده به خانه بازمی گردد و می‌گوید ممکن بود جان خود را از دست بدهد. این روایت رانندگان اتوبوس‌هایی است که در چند روز اخیر مورد ضرب و شتم و حمله اغتشاشگران قرار گرفته‌اند. مردانی که صبح برای خدمت به شهروندان رفتند و با پیراهن خونین برگشتند، رانندگانی که با کمک نیروی انتظامی یا شهروندان عادی که بعضا سرنشین اتوبوس بوده‌اند جان خود را نجات داده‌اند، اما هنوز می‌توان وحشت و آشفتگی را در چشمانشان دید.

می‌خواستند خودم را هم به آتش بکشند

راهی یکی از مراکز دپو اتوبوس‌های سوخته شرکت اتوبوسرانی شدیم. اول از همه سراغ پیرمردی رفتیم که با حسرت به یکی از اتوبوس‌های سوخته نگاه می‌کرد. رضا باغانی نام راننده است. با احتیاط نزدیکش می‌شویم دوستانش می‌گویند از روز حادثه دل و دماغ حسابی ندارد، می‌گویم پدر جان چه کسی این بلا را سر اتوبوس‌ها آورده است. از کوره در می‌رود و می‌گوید «معلوم است یک عده مزدور از خدا بی خبر» سر صحبت را باز می‌کنیم، می‌گوید: ساعت دقیق اتفاق را نمی‌دانم حوالی ساعت ۸ بود که مسیر رسالت را به سمت مدائن می‌رفتم، سال هاست که در خط ۲۰۸ کار می‌کنم. سر میدان ۴۶ بود که عده زیادی اغتشاشگر جلوی اتوبوس من را گرفتند.

می‌پرسم چه طور توانستند جلوی اتوبوس را بگیرند و او می‌گوید: «نرده‌های آهنی بی. آر. تی‌ها را کندند و انداختند جلوی اتوبوس، اول با سنگ به شیشه‌های اتوبوس حمله کردند. سریع در را باز کردم تا مردم پیاده شوند. باید مردم را می‌دیدید که با چه وحشتی از اتوبوس پیاده می‌شدند و تک و توک صورت‌ها و دست هایشان خونی بود.»

مکثی طولانی کرده ادامه می‌دهد: «مرد جماعت این کار را نمی‌کند من همسن پدرشان بودم چند جوان گردن کلفت به من حمله کردند و با زور از اتوبوس مرا بیرون کشیدند و اتوبوس را جلوی چشمانم آتش زدند. در حالی که نمی‌تواند جلوی بغضش را بگیرد می‌گوید: «نمی دانی دخترم چه حس وحشتناکی را تجربه کردم، می‌خواستند خودم را هم بیاندازند داخل اتوبوس و آتش بزنند که یک مرد هیکلی که خدا پدر و مادرش را رحمت کند به دادم رسید و نگذاشت به من آسیبی برسد.»

با سلاح سرد به من حمله کردند

مرد درشت اندامی است بعید است کسی بتواند در خیابان با او زورآزمایی کند، اما به قول خودش در یک حمله ناعادلانه مغلوب شد و جلوی چشمش اتوبوسی که سال‌ها راننده اش بود را به آتش کشیدند. رضا سلیمی زاده راننده خط ۵ است. داستان را اینطور برایمان روایت می‌کند: «از ایستگاه علم و صنعت به سمت آرژانتین مسافران را سوار کردم. بین ایستگاه اول و دوم بودم که حوالی ساعت ۹ شب پشت ترافیک سنگینی گیر کردم. تا ایستگاه سرسبز خودم را رساندم. اغتشاشگران صد متر جلوتر جلوی اتوبوس را گرفتند. سریع با اخطار یگان ویژه در‌های اتوبوس را باز کردم تا مسافران پیاده شوند همزمان اغتشاشگران شروع به پرتاپ سنگ به اتوبوس کردند و شهروندان زیادی هم دچار آسیب شدند. راستش آدم تا با چشم خودش نبیند، باورش نمی‌شود. یکی با لوله‌های آهنی، یکی با قمه، دیگری با شمشیر من را محاصره کردند و با دسته قمه به من حمله ور شدند.»

‌می‌پرسم چطور اتوبوس را آتش زدند و او در حالی که بغض تلخی را می‌بلعد پاسخ می‌دهد: «جلوی چشم خودم باک موتور یکی از موتوری‌ها را خالی کردند و ریختند روی صندلی راننده و فندک زدند.»

خواستم کودک را نجات بدهم اتوبوس را به آتش کشیدند

یکی از رانندگان که از گوش‌های شکسته اش معلوم است کشتی گیر بوده برایمان تعریف می‌کند، با من که نتوانستند کاری کنند، اما اگر یگان ویژه نبود قطعا به مردم رحم نمی‌کردند. او با قدرت خاصی حرف می‌زند، انگار ته دلش کینه اغتشاشگران رسوب کرده: «این‌ها افراد عادی نبودند اغتشاشگرانی بودند که می‌خواستند هر طور شده تعداد زیادی از مردم را به قتل برسانند. فقط تنها کاری که توانستم بکنم، بعد از نجات خودم نجات یک بچه بود که مادرش را گم کرده بود تا او را به یگان ویژه تحویل دادم دیگر نتوانستم اتوبوس را از دست آنان که وحشی وار به اموال عمومی این ملت حمله کرده بودند نجات دهم. درست در حین اینکه می‌خواستم بچه را نجات بدهم با سنگ به ماشین حمله کردند همان دقایق اول اتوبوس منهدم شد و بعد آن را به آتش کشیدند.» آهی از سر حسرت می‌کشد و می‌گوید: «درست یادم هست یکی که معلوم بود لیدر است فریاد می‌زد کسی که فیلم بگیرد سرش به تنش اضافه کرده است.»

در این شب‌ها گروگان گیری هم داشتیم

معاون بهره برداری اتوبوسرانی منطقه ۳ به خبرنگار شهر می‌گوید: «پنج شنبه شب با یک گروگانگیری مواجه شدیم. ساعت حدود ۷ و نیم غروب بود که صدای راننده را می‌شنیدم، اما او نمی‌توانست صحبت کند. راننده به هر سختی خودش را به میدان رسالت رساند گویی همان جا زیر تونل با جمعی از اغتشاشگران رو‌به‌رو شده و آنها اتوبوس را به آتش کشاندند. خوشبختانه راننده جان سالم به در برد، اما اینطور که برای ما تعریف کرد، کسانی که اتوبوس را به آتش کشیدند حدود ۷، ۸ نفر بودند. با این دست فجایع در شب‌های بعد هم رو‌به‌رو شدیم که اغتشاشگران مسیر را می‌بستند، سطل زباله‌ها را آتش می‌زدند و اتوبوس را به آتش می‌کشاندند.»

مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد: «معلوم بود این افراد لیدر دارند. پنج شنبه شب تصمیم گرفته بودند که تمام اموال عمومی را به آتش بکشند. به طوری که صحنه‌های دلخراشی را رقم زدند و همان شب اتوبوس ما هم به آتش کشیده شد و کاملا سوخت. در این حوادث یکی از ماموران گشت به نام ابراهیم سعادت که برای نجات شهروندان رفته بود نیز به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.»

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *