صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

مو به مو؛ سریالی که آرام پیش می‌رود اما می‌ماند

۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۱۷:۰۱
کد خبر: ۴۸۷۵۹۷۶
«مو به مو» در نخستین نگاه، بیش از آنکه یک سریال برای سرگرمی باشد، تصویری صادقانه از زیست امروز مردم است.

 پرویز شهبازی که در سینما با نگاهی انسانی و جزئی‌نگر شناخته می‌شود، این بار همان زبان را وارد قالب سریال کرده و اثری ساخته است که ریشه در واقعیت دارد؛ واقعیتی که نه در سطح کلان سیاسی بلکه در انحنای شانه‌های خمیده کارگران، در سکوت سفره‌های بی‌حرف خانواده‌ها و در چشمان مردمانی قابل لمس است که هر روز با انتخاب‌های ناخواسته مواجه می‌شوند. در فضایی از بحران‌های اقتصادی و اجتماعی که جامعه امروز را احاطه کرده است. 
«مو به مو» روایتگر آدم‌هایی است که نه قهرمانند و نه شکست‌‌خوردگان مطلق، بلکه انسان‌هایی هستند  گرفتار در روزمرگی که گاه سنگین‌تر از هر درام ساختگی است. این سریال بدون آنکه شعار بدهد نشان می‌دهد چطور تورم، بی‌ثباتی و فشارهای روانی به آرامی روابط انسانی را فرسوده می‌کنند. عشق، خانواده و حتی اخلاق، در جهان سریال نه مفاهیمی آرمانی بلکه عناصری در معرض چالش‌اند. 
کارگردانی شهبازی مهم‌ترین نقطه قوت اثر است. او مغلوب منطق تعلیق‌های سریع و رویدادهای انفجاری رایج در شبکه نمایش خانگی نشده است و با ریتمی آگاهانه، فرصت مشاهده و تأمل را در اختیار بیننده قرار می‌دهد. در این جهان سکوت به اندازه دیالوگ معنا دارد. قاب‌ها ساده و نزدیک‌اند، دوربین نه تماشاگر دور بلکه همراه شخصیت‌هاست، طراحی صحنه و لباس و موسیقی نیز در همین چارچوب کمینه‌گرا عمل می‌کنند، همه‌چیز در خدمت جهان‌بینی اثر است. 
در بازیگری، بازی‌ها بر پایه واقع‌گرایی استوارند. هانیه توسلی و میرسعید مولویان نقش‌هایی ارائه می‌دهند که بر احساسات پنهان و واکنش‌های ریز متکی‌اند نه بزرگ‌نمایی. شخصیت‌ها زندگی می‌کنند نه بازی. همین انتخاب باعث شده است که جهان سریال باورپذیر شود. 
فیلمنامه نیز بر همین واقع‌گرایی تکیه دارد. دیالوگ‌هایی از جنس زندگی؛ بدون آرایش ادبی و بدون تلاش برای تحت‌تأثیر قرار دادن، اما همین انتخاب، گاه موجب می‌شود برخی لحظات کم‌تنش‌تر از آن باشند که مخاطب انتظار دارد. از بزرگ‌ترین نقدهایی که می‌توان به سریال وارد کرد ریتم کند و ساختار روایت آرام آن است. برای مخاطبی که از شبکه نمایش خانگی انتظار فرار از تلخی روزمره دارد، این کندی ممکن است خسته‌‌کننده باشد. 
«مو به مو» نه با اتفاقات بزرگ بلکه با انباشت لحظات کوچک پیش می‌رود؛ همین ویژگی برای برخی امتیاز و برای برخی ضعف است، 
اما باید توجه داشت که این ریتم نه از کمبود دراماتیک بلکه از منطق ساختاری اثر برمی‌خیزد. شهبازی با حذف هیجان‌های ساختگی قصد دارد به زندگی نزدیک شود. اینجا لحظه‌ای که شخصیت از نفس می‌افتد، خودش یک درام است. اگر گاه تلخی سریال محسوس است دلیلش نزدیکی به زندگی واقعی است؛ زندگی که همیشه جذاب نیست، اما همیشه مهم است. 
در مجموع «مو به مو» برخلاف بسیاری از تولیدات معاصر شبکه نمایش خانگی که به سمت جلوه‌های دهان ‌پرکن سوق یافته‌اند، اثری متکی بر صداقت و مشاهده است. هرچند ممکن است پاسخگوی نیاز مخاطب پرهیجان نباشد، اما برای آن دسته از بینندگان که به دنبال آثاری در پیوند با واقعیت اجتماعی و انسانی هستند تجربه‌ای ارزشمند به شمار می‌رود. تماشای این سریال تنها تماشای قصه دیگران نیست؛ آینه‌ای است که گاه بی‌رحمانه اما لازم، ما را بازمی‌تاباند.


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *