صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

واگرایی استراتژیک ریاض و ابوظبی؛ اختلافی فراتر از چارچوب یمن

۱۹ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۵:۰۲
کد خبر: ۴۸۷۵۸۵۳
دسته بندی‌: جهان ، غرب آسیا و آفریقا
تحولات اخیر جنوب یمن اختلاف پنهانی را که میان امارات و عربستان وجد داشت را آشکار کرد؛ اختلافی که دامنه آن تنها محدود به جغرافیای یمن نیست و از منبع گسترده‌تری نشأت می‌گیرد.

یک دهه پس از آنکه عربستان و امارات یک کمپین نظامی مشترک را در یمن مدیریت کردند، این دو متحد اکنون خود را در این کشور در مقابل یکدیگر می‌بینند.

قدرتمندترین کشور‌های جهان عرب وارد یک اختلاف عمومی بی‌سابقه بر سر یمن، کشوری با موقعیت استراتژیک با سابقه درگیری‌های حل‌نشده، شده‌اند.

به‌تازگی عربستان در یک تشدید نظامی بی‌سابقه، به یک محموله اماراتی حامل خودرو‌های جنگی که به مقصد یمن در حرکت بود، حمله کرد و سپس ابوظبی را به اقدام‌های «بسیار خطرناک» و به خطر انداختن امنیت ملی ریاض متهم کرد.

با گذشت سال‌ها از آغاز جنگ یمن، اختلافاتی بین جناح‌های رقیب ظاهر شد که برنامه‌های رقابتی آنها ناخواسته شکافی بین دو متحد خاورمیانه‌ای، ریاض و ابوظبی، ایجاد کرد.

دولت مستعفی یمن که تحت نظر شورای ریاستی مورد حمایت عربستان فعالیت می‌کند، در سال ۲۰۲۲ برای متحد کردن جناح‌های پراکنده تأسیس شد؛ این شورا فرماندهی ائتلافی سست از بقایای نظامی منظم، شبه‌نظامیان قبیله‌ای و گروه‌هایی را در مرکز و جنوب یمن بر عهده دارد.

این نیرو‌ها پایگاه‌های پراکنده‌ای را در اختیار دارند، عمدتا در استان مرکزی مأرب، بخش‌هایی از تعز و عدن در جنوب؛ از سال ۲۰۱۵، عربستان عملیات هوایی و دریایی گسترده‌ای را با استقرار محدود نیرو‌های زمینی برای حمایت از این گروه و مقابله با تهدید فزاینده در مرز جنوبی خود انجام داده است.

از طرف دیگر شورای انتقالی جنوب (STC) یک نهاد جدایی‌طلب مورد حمایت امارات در جنوب یمن است که در سال ۲۰۱۷ برای حمایت از احیای دولت یمن جنوبی که در سال ۱۹۹۰ پس از اتحاد این کشور از بین رفت، تأسیس شد.

شبه‌نظامیان همسو با این گروه از طرف ابوظبی حمایت می‌شوند و نقش مهمی در نبرد‌ها در طول جنگ، از جمله در هفته‌های اخیر، ایفا کرده‌اند.

چرا عربستان و امارات بر سر یمن با هم درگیر هستند؟

این دو کشور در سال ۲۰۱۵ مداخله نظامی را در یمن آغاز کردند، اما برنامه‌های متفاوت، آنها را به حمایت از جناح‌های رقیب سوق داد؛ حمایت امارات از جدایی‌طلبان جنوبی که به دنبال استقلال هستند، مستقیما با حمایت عربستان از شورای ریاستی در تضاد است.

پس از سال‌ها تلاش متوقف شده برای پایان دادن به جنگ، نیرو‌های تحت حمایت امارات در اوایل دسامبر حمله‌ای سریع را آغاز کردند و کنترل استان‌های نفت‌خیز -که گاهی از نیرو‌های تحت حمایت عربستان گرفته می‌شد- را به دست گرفتند که منجر به درگیری‌های مرگ‌بار شد.

تنش‌ها زمانی به اوج خود رسید که حملات هوایی ائتلاف عربستان یک محموله خودرو‌های اماراتی را در بندر المکلا در جنوب یمن هدف قرار داد و ابوظبی را به به خطر انداختن امنیت ملی خود متهم کرد.

امارات از آن زمان اعلام کرده بود که نیرو‌های خود را از یمن خارج می‌کند.

در مدت زمان بی‌سابقه‌ای، عربستان موفق شد امارات را مجبور کند تا نیرو‌های باقی‌مانده خود را در کمتر از ۲۴ ساعت از جنوب یمن خارج کند؛ پس از آنکه لفاظی‌های عیدروس الزبیدی در نوامبر گذشته شبیه به یک کودتای نظامی با هدف تصرف استان‌های جنوبی تحت عنوان «احیای دولت یمن جنوبی» شد، شورای انتقالی جنوب حمله خود را به سمت المهره، حضرموت و سایر نقاط جنوب و شرق آغاز کرد. تا هفته اول دسامبر، کل جنوب عملاً به حوزه نفوذ آن تبدیل شده بود.

درست زمانی که ناظران معتقد بودند واقعیت جدیدی در نقشه قدرت یمن در حال ظهور است -که با گسترش عملیات نظامی شورای انتقالی جنوب و آماده‌سازی افکار عمومی جنوب برای پذیرش جدایی به‎عنوان یک نتیجه سیاسی چشمگیر از تغییر توازن قدرت مشخص می‌شود - اقدام عربستان غافلگیرکننده بود.

این اقدام صرفا به یک مسیر سیاسی و دیپلماتیک با هدف ترغیب شورای انتقالی به لغو گامی که عربستان آن را برای تلاش‌های ادعایی ائتلاف در یمن مضر می‌دانست، پایبند نبود؛ در عوض، این رویکرد به شکل یک پیام نظامی نمود یافت که در بمباران بندر المکلا آشکار شد.

پس از آن، حمایت از درخواست رشاد العلیمی، رئیس شورای ریاستی برای خروج نیرو‌های اماراتی باقی‌مانده از یمن، درخواستی که به‎عنوان یک فرمان سلطنتی سعودی ارائه شد، صورت گرفت.

طبیعتا، یک ناظر ممکن است فرض کند که اختلاف بین دو طرف محدود به مرز‌های یمن است؛ با این حال، بذر واگرایی استراتژیک آنها در سال ۲۰۱۹ در نتیجه اعتقاد امارات به بی‌فایده بودن جنگ در یمن پدیدار شد؛ این اعتقاد ناشی از زوال مشروعیت بین‌المللی جنگ و ناتوانی آن در دستیابی به یک پیروزی قاطع بود.

امارات به دنبال رهایی از نفوذ عربستان در خلیج فارس و دنبال کردن یک پروژه مستقل بود که به آن اجازه می‌داد خود را در منطقه متمایز کند.

بنابراین، واقعیت رابطه بین دو طرف چیزی عمیق‌تر از صرفا فقدان اجماع در یمن را نشان می‌دهد؛ اختلاف نظر بین عربستان و امارات در مورد منافع استراتژیک مربوطه‌شان، فراتر از چارچوب یمن است و به اختلاف نظر گسترده‌تری در مورد چگونگی ایجاد یک چشم‌انداز جامع برای روابط منطقه‌ای و بین‌المللی آنها اشاره دارد.

در حالی که امارات معتقد است که تقسیم یمن به شمال و جنوب و قادر ساختن آن به کنترل بنادر یمن در عدن، المخاء و المکلا، علاوه بر جزایر استراتژیک سقطری و میون، اهداف متعددی را که با اهداف استراتژیک منطقه‌ای آن همسو هستند، برآورده می‌کند، با نتایج مورد انتظار توافق ابراهیم نیز همسو است.

این نتایج به‌عنوان فراتر از فرآیند‌های صلح سنتی پیش‌بینی می‌شوند و هدف آنها تبدیل خاورمیانه به موجودیت‌های تکه‌تکه با نقش‌های عملکردی و فاقد حاکمیت به معنای سنتی آن است؛ این امر با شبکه‌های امنیتی و اقتصادی فراملی جایگزین می‌شود که گسترش نفوذ دریایی، کنترل بر مراکز استراتژیک و توسعه نفوذ منطقه‌ای فراتر از اندازه جغرافیایی آن را تسهیل می‌کنند.

در مقابل، یک دیدگاه متضاد سعودی پدیدار می‌شود؛ این دیدگاه معتقد است که هدف اصلی هرگونه تلاشی در یمن یا هر کشور دیگری باید بر حفظ یک واقعیت حاکمیتی متمرکز باشد که از تبدیل شدن به موجودیت‌های عملکردی که می‌توانند آنچه را که عربستان برای منافع استراتژیک خود حیاتی می‌داند، تهدید کنند، جلوگیری کند.

با بررسی موضع عربستان در یمن، می‌توان متوجه شد که این کشور به سمت تلاش برای از بین بردن مدل مدیریت منازعه امارات در منطقه، و نه فقط نفوذ آن در یمن، گرایش دارد؛ این کشور، امارات را به عنوان پروژه‌ای که تلاش می‌کند نقشی مستقل و فعال ایفا کند و از هنجار‌های سنتی روابط بین‌الملل در منطقه منحرف شود، هدف قرار داد.

ماهیت واقعی موضع منفی عربستان نسبت به امارات صرفاً به اقدام‎های آن در یمن وابسته نیست، بلکه منعکس کننده ماهیت دیدگاه سعودی است؛ . پادشاهی عربستان، به دلیل جغرافیا، منابع و نماد‌های مذهبی و ملی، خود را به عنوان قانونگذار محلی اصلی برای هرگونه ترتیبات منطقه‌ای می‌بیند.

دیدگاه عربستان که تاکنون نشان‌دهنده تعهد به مفهوم سنتی دولت و جلوگیری از تجزیه آن به‌منظور حفظ یک اقتدار مرکزی و قابل کنترل است، اساسا با دیدگاه اماراتی که تمایل به حمایت از نهاد‌ها و شبه‌نظامیان نیمه‌مستقل دارد که خارج از کنترل دولت فعالیت می‌کنند، در تضاد است. 

انتهای پیام/ 



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *