صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

منطق جنایت در غزه زیربنای گسترش اشغالگری در شاخ آفریقا؛ نقض حقوق بین‌الملل تحت حمایت غرب

۰۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۴:۵۰
کد خبر: ۴۸۷۴۰۹۱
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
رژیم صهیونیستی با منطقی که محاصره و نسل‌کشی را در غزه توجیه می‌کند، در حال گسترش اشغالگری به شاخ آفریقا است.

رژیم صهیونیستی در اقدامی بحث‌برانگیز به‌عنوان نخستین بازیگر جهانی اقدام به شناسایی سومالی‌لند کرد؛ اقدامی که واکنش‌های شدید بین‌المللی را درپی داشت.

اتحادیه آفریقا به سرعت تعهد تزلزل‌ناپذیر خود را به وحدت و تمامیت ارضی سومالی مجددا تایید کرد؛ مصر و ترکیه این اقدام رژیم صهیونیستی را به‌عنوان دخالت غیرقانونی محکوم کردند؛ عربستان پا را فراتر گذاشت و هشدار داد که به رسمیت شناختن سومالی‌لند نقض قوانین بین‌المللی است و حاکمیت سومالی را تضعیف می‌کند؛ در موگادیشو، دفتر نخست‌وزیر سومالی، سومالی‌لند را بخش جدایی‌ناپذیر کشور سومالی نامید.

دلایل متعددی در رابطه با اقدام یادشده رژیم صهیونیستی وجود دارند؛ نگاهی به نقشه جغرافیا موضوع مهمی را روشن می‌کند، هرچند همه واقعیت تصمیم اخیر رژیم صهیونیستی را آشکار نمی‌کند.

سومالی‌لند به‌عنوان بخشی از کشور آفریقایی سومالی در سال ۱۹۹۱ اعلام استقلال کرد؛ در بیش از ۳ دهه گذشته هیچ کشوری رسما حاکمیت سومالی‌لند را به دلیل احترام به تمامیت ارضی سومالی و مخالفت اتحادیه آفریقا با ترسیم مجدد مرز‌های دوران استعمار اعلام نکرد.

تنگه باب‌المندب یک گلوگاه حیاتی است که دریای سرخ (به کانال سوئز/مدیترانه) و خلیج عدن (اقیانوس هند) را به هم متصل می‌کند، مسیری حیاتی برای تجارت اروپا-آسیا، به‌ویژه نفت و گاز، با خطوط اصلی که از عرض باریک ۲۰ مایلی آن، در نزدیکی بنادری مانند جیبوتی، عدن و جزایر حنیش عبور می‌کنند؛ سومالی‌لند به خطوط کشتیرانی جهانی که اکنون به زبان «امنیت» و «ثبات» ترجمه می‌شود، نزدیک است.

این نگاه به نقشه نشان می‌دهد که به رسمیت شناختن سومالی‌لند به‌عنوان یک کشور به معنای دوستی رژیم صهیونیستی نیست، حتی به خود سومالی‌لند هم مربوط نیست.

رئیس‌جمهور سومالی‌لند، با استفاده از شرایط ایجادشده از تصمیم رژیم صهیونیستی استقبال کرده و حتی آمادگی خود را برای پیوستن به توافق عادی‌سازی روابط اعلام کرد؛ شاید این موضوع روی کاغذ دیپلماسی به نظر بیاید، اما واقعیت چیز دیگری است: سلطه بدون اعلام.

مواضع سومالی در قبال رژیم صهیونیستی هم در این رابطه و در کنار جغرافیا باید در نظر گرفته شود؛ کمتر از ۲ هفته قبل از اعلام تصمیم رژیم صهیونیستی برای شناسایی سومالی‌لند، وزیر خارجه سومالی داشتن هرگونه رابطه با رژیم صهیونیستی را انکار کرد.

این موضع با دیپلماسی صریح سومالی در مورد غزه تقویت می‌شود؛ سفیر سومالی در سازمان ملل در سال جاری، رژیم صهیونیستی را به ارتکاب نسل‌کشی در غزه متهم کرد و بار‌ها خواستار لغو محاصره شد و موگادیشو را به‌طور قاطع در میان منتقدان سرسخت این رژیم در مجامع چندجانبه قرار داد.

جنجال‌های طولانی بر سر گزارش‌هایی درباره اینکه مقام‌های آمریکایی و صهیونیستی مقاصد کشور‌های ثالث ازجمله سومالی و سومالی لند را برای فلسطینی‌های آواره از غزه، بررسی کرده‌اند، نیز در واکاوی دلایل اقدام رژیم صهیونیستی در به رسمیت شناختن سومالی‌لند مطرح می‌شوند.

حقوق بین‌الملل، اجماع آفریقایی و نهاد‌های چندجانبه اصلی همچنان سومالی‌لند را به‌عنوان بخشی از سومالی به رسمیت می‌شناسند؛ آفریقای پسااستعماری اصل مرز‌های موروثی را انتخاب کرد، زیرا ترسیم مجدد آن‌ها، به‌ویژه تحت فشار خارجی، به‌ندرت به صلح منجر شده است.

داستان تصمیم رژیم صهیونیستی برای به رسمیت شناختن سومالی‌لند را نمی‌توان بدون در نظر داشتن واقعیت غزه روایت کرد؛ رژیم صهیونیستی در حالی دست به این اقدام زد که همچنان به انکار به رسمیت شناختن و موجودیت سیاسی اولیه فلسطینی‌هایی که تحت اشغال زندگی می‌کنند، ادامه می‌دهد.

برای فلسطینی‌ها، آوارگی اجباری یک بحث سیاسی نیست، بلکه یک آرشیو خانوادگی است که با نام‌ها و کلیدها، در روستا‌هایی که اکنون فقط در خاطره وجود دارند، حمل می‌شود.

به همین دلیل است که گزارش‌هایی درباره اینکه سومالی‌لند می‌تواند روزی به‌عنوان محل دفن فلسطینی‌هایی که به زور از غزه رانده شده‌اند، عمل کند، بسیار نگران‌کننده است.

 

ماه‌ها پیش، کیت کلارنبرگ، روزنامه‌نگار، هشدار داد که بحث‌های رژیم صهیونیستی پیش از این یک مستعمره سابق انگلیس با جایگاه بین‌المللی شکننده را به‌عنوان مکانی که فلسطینی‌ها می‌توانند به آنجا فرستاده شوند، مشخص کرده است، دقیقا به این دلیل که اخراج آن‌ها خشم جهانی بسیار کمتری را برمی‌انگیزد.

پرسش مهم که در این رابطه مطرح می‌شود این است که آیا آمریکا پشت این ماجراست؟ پروژه ۲۰۲۵ رئیس‌جمهور آمریکا که گفته می‌شود بخش عمده‌ای از دکترین دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ را هدایت می‌کند، صراحتا خواستار به رسمیت شناختن سومالی‌لند به‌عنوان مانعی در برابر موقعیت رو به وخامت آمریکا در جیبوتی، جایی که نفوذ چین افزایش یافته، شده است.

تد کروز، سناتور آمریکایی در تابستان سال جاری با اشاره به حمایت سومالی‌لند از رژیم صهیونیستی و توافق‌نامه آبراهام، از ترامپ خواست که سومالی‌لند را به رسمیت بشناسد، اما در واشنگتن، هنوز نگرانی‌هایی وجود دارد که چنین اقدامی می‌تواند پیامد‌هایی برای آمریکا درپی داشته باشد.

سومالی‌لند اکنون در معرض خطر تبدیل شدن به یک کشور کوچک دیگر قرار دارد که حاکمیت آن مشروط است؛ به رسمیت شناخته شده است نه به این دلیل که مردمش آن را مطالبه کردند، بلکه به این دلیل که موقعیت مکانی آن مفید واقع شد.

آنچه را در شاخ آفریقا در حال وقوع است، نمی‌توان از جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه جدا کرد؛ همان منطقی که زندگی فلسطینی‌ها را یکبار مصرف، قابل جابجایی و به‌طور نامحدود قابل مدیریت می‌کند، اکنون فراتر از فلسطین تمرین می‌شود و به زبان بندرها، پایگاه‌ها، به رسمیت شناختن و ثبات منطقه‌ای ترجمه می‌شود.

گسترش اشغال همیشه خود را به‌عنوان اشغال اعلام نمی‌کند؛ همیشه با دیوار‌ها و ایست‌های بازرسی نمی‌رسد؛ گاهی اوقات به‌عنوان به رسمیت شناختن می‌آید؛ گاهی اوقات به‌عنوان مشارکت؛ گاهی اوقات از طریق نفوذ عمیق رژیم صهیونیستی در اقتصاد‌ها با میلیارد‌ها دلار تجارت دوجانبه.

غزه شرایط را روشن می‌کند و نشان می‌دهد که توهم «اسرائیل بزرگ» در نهایت به چه چیزی نیاز دارد: کنترل بدون پاسخگویی، گسترش بدون پیامد و نظم منطقه‌ای که در آن زندگی به جای احترام، اداره می‌شود و سومالی‌لند نیز از این منطق مستثنی نیست.

کسانی که این سیستم را از طریق سکوت یا تسهیل فعال می‌کنند، بازیگران فرعی نیستند، آن‌ها ضروری هستند؛ همان رویکردی که محاصره، گرسنگی و آوارگی گسترده در غزه را توجیه می‌کند، همان چیزی است که شاخ آفریقا را به زمینی برای بازآرایی، استفاده از اهرم و جذب تبدیل می‌کند.

به رسمیت شناختن سومالی‌لند توسط رژیم صهیونیستی نوعی دیپلماسی بادآورده است که زیرساخت بخشی از معماری گسترده‌تر سلطه و اشغال که از غزه تا دریای سرخ امتداد دارد، به یاد آورده خواهد شد، معماری‌ای که توسط کسانی که نزدیکی به قدرت را با عایقی در برابر هزینه‌های آن اشتباه گرفتند، حفظ شده است.

نقشه‌های جغرافیایی صرفا مرز‌ها را نشان نمی‌دهند، آن‌ها نشان می‌دهند که اشغالگران تا چه اندازه می‌توانند پیش بروند.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *