صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

«داستان مرد تنها» منتشر شد

۱۲ آذر ۱۴۰۲ - ۱۶:۲۴:۲۲
کد خبر: ۴۷۴۷۵۰۹
«داستان مرد تنها» نوشته مریم ابراهیمی از سوی انتشارات جمکران منتشر شد.

خبرگزاری میزان - در کنار پرداختن به هشت سال دفاع مقدس، نوشتن از شهدای مدافع حرم، امروزه یک فریضه ارزشی و فرهنگی به شمار می‌رود. در این روز‌های پرتلاطم که ارزش جهاد در میان امت اسلامی رنگ و رویی ویژه گرفته، انتشارات جمکران با انتشار رمان «داستان مرد تنها»، نقش خوبی در ارزش‌سازی فرهنگی ایفا کرده است.کتاب «داستان مرد تنها» تلاشی است در این راستا که می‌تواند در قالب رمانی نیمه بلند بخش‌هایی از زندگی چنین جوانانی را به ما نشان بدهد.

این کتاب که یک رمان بزرگسال است به قلم خانم «مریم ابراهیمی» منتشر شده و با زبانی روان و داستانی پرکشش، روانه قفسه نشر شده است.
داستان زندگی آقا خبیر، داستان متولی امامزاده ای‌است که در زندگی‌اش رنج‌های زیادی را متحمل شده است. خبیر، نه فقط با زلزله رودبار بلکه بار‌ها و بار‌ها زندگی‌اش روی گسل آزمایش‌های روزگار، تکان خورده است.

اما همه این رنج‌ها، خبیر را به معنای اسمش نزدیک کرده است. انگار او در میان همه این تلاطم‌ها معنایی از زندگی و ارزش‌های اصیل را کشف کرده است که نویسنده می‌کوشد به ما نشان بدهد.
داستان از زبان خانمی روایت می‌شود که در قبرستان قم، خبیر را شناخته است و با رفت و آمدی که بر مزار بی‌بی‌اش داشته، پی به شخصیت ارزشمند خبیر و زندگی پرفراز و نشیبش برده است. رازی که خانم ابراهیمی قدم به قدم در صفحات کتاب از زندگی خبیر برایمان روشن می‌کند، طعم گسی دارد. طعمی که شاید به این زودی‌ها یادمان نرود.

خیبر در دورانی از زندگی خود علاقهمند و شیفته «حاج آقا فخر تهرانی» می‌شود. ولی از بد روزگار امکان ملاقات با ایشان را بدست نمیآورد و به واسطه علاقه‌اش به ایشان به قم می‌رود و در امامزاده‌ای در نزدیکی محل دفن آقا فخر متولی امامزاده می‌شود.

نام اصلی آقافخر «سید ذبیح الله قوامی» است، ولی با نام «حاج آقا فخر تهرانی» شناخته شدهتر است. پس از وفاتش، «آیت الله سید محمدرضا بهاء الدینی» فرمود: «آقا فخر "سلمان زمان" بود.»
او در دوران جوانی، روزی از روز‌ها با عارف واصل؛ شیخ مرتضی زاهد (رحمة الله علیه) برخورد کرد. کسی نمی‌داند در آن لحظات بین آن دو چه حرف‌هایی رد و بدل شد؟ ولی هرچه بود نفس قدسی شیخ مرتضی مسیر و سرنوشت جوان تهرانی را متحول کرد و از آن روز به بعد گویی انسان جدیدی متولد شد. حتی ظاهرش هم عوض شد. تمام لباس‌های به روز خود را کنار گذاشت و عبایی به دوش انداخت.

عشق به لقاء پروردگار و جذبه اتصال با، ولی الله زمان (علیه السلام) شور عشقی درون حاج آقا فخر به وجود آورده بود و روز به روز عطش وصال محبوب در وی شدت می‌گرفت؛ و سرانجام کار به آنجا رسید که در امام زمانش ذوب شد و به قول معروف؛ "ره صد ساله را یک شبه طی کرد" و متصل به دریای بی کران معرفت الله گردید.
کتاب «داستان مرد تنها» به قلم «مریم ابراهیمی» در ۱۵۶ صفحه و به قیمت ۸۵ هزارتومان توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و روانه بازار نشر شده است.

بخشی از کتاب:
نگاهم می‌افتد به گنبد فیروزه ای. کنار قبر بی بی که بنشینی رو به قبله، مسجد جمکران، درست مقابلت است و گنبدش چشمانت را نوازش می‌دهد. این قبرستان را دوست دارم، شاید، چون مشرف به مسجد جمکران است. در تمام مدتی که برای خبیر حرف می‌زدم، چشم دوخته بود به گنبد.

 انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *