صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

گزارش|

روایت یک مددجو از کمک دادستان همدان برای اخذ رضایت از هزار و ۳۵ شاکی/ مددجوی زندان همدان پس از ۱۱ سال حبس آزاد شد

۰۶ تير ۱۴۰۲ - ۰۸:۰۰:۰۲
کد خبر: ۴۷۲۰۰۴۸
دسته بندی‌: قضایی ، حقوقی
دادستان همدان با مصلحت اندیشی و با استفاده از ظرفیت‌های قانونی موجود، آزادی یک مددجوی زن را پس از ۱۱ سال از زندان فراهم کرد تا با اقدامات لازم بتواند رضایت شکات خود را اخذ و بدهی خود را با آن‌ها تسویه کند.

خبرگزاری میزان - بانویی هستم که با بی تجربگی در فعالیت اقتصادی، هر چه رشته بودم پنبه شد و با میلیارد‌ها بدهی به یک باره با یک هزار و ۳۵ شاکی که پولشان را می‌خواستند روبه رو شدم، اما با ورود مستقیم دادستان همدان و کمک خیران، در نهایت با جلب رضایت از این تعداد شاکی پرونده ام مختومه و پس از تحمل نزدیک به ۱۱ سال حبس، آزاد شدم.

روزگاری با روی آوردن به فعالیت اقتصادی برای خود کارآفرینی پر جنب و جوش بودم. اسم و رسمی داشتم و برو بیایی. علاوه بر اخذ نمایندگی چندین استان برای ۲۱ نفر هم به طور مستقیم اشغالزایی ایجاد کرده بودم، حتی با خیرین مدرسه ساز هم همکاری می‌کردم و مرا به عنوان بانویی فعال می‌شناختند.

سوء مدیریتم سبب ۱۱ سال حبس شد

اما، حیف و صد‌ها حیف. آن روز‌ها و کجا و روز‌های در بند کجا، یک روز، دو روز، سه روز و همچنان نزدیک به ۱۱ سال است در بندم، بند نسوان در زندان همدان. تجربه کار اقتصادی را آنچنان که باید نداشتم و با عدم مدیریت صحیح خود، هرچه رشته بودم پنبه شد. تا چشم باز کردم دیدم که با یک هزار و ۳۵ شاکی مواجه شده ام و بیش از ۱۲ میلیارد تومان بدهی. خدای من! شوخی هم نبود، طلبکارانم حق داشتند و، اما کاری از دست من ساخته نبود. پولشان را می‌خواستند. در نهایت رد مال و سه سال حبس شد حکم من و زندگی برایم شد جهنم.

دادستان همدان، کشتی به گِل نشسته ام را نجات داد

آنقدر کفگیرم به ته دیگ خورده بود که حتی نتوانستم وکیل اختیار کنم و به دلیل عجز از پرداخت جریمه، ۱۰ سال و ۹ ماه در زندان به سر بردم. کشتی رویاهایم به گِل نشسته بود و ناامید از هرجا روز‌ها و شب‌ها به در و دیوار زندان نگاه می‌کردم، یک اشتباه کوچک و ندانم کاری چه به روزگار من آورده بود!

با خود هزاران بار می‌گفتم؛ یعنی می‌شود ورق زندگی من برگردد و به آن روز‌های خوش قبل از زندان بازگردم. امید به آزادی نداشتم تا اینکه سال ۱۳۹۸، که گفتند دادستان جدید برای بازدید به زندان نسوان آمده، می‌خواهد مشکلات زندانیان را بررسی کند. گفتم او نیز مثل بقیه، می‌آید و می‌رود، سری می‌زند و حرفی، قولی هم شاید بدهد و پایش را که از زندان بیرون گذاشت، رفت که رفت و کاری برایم انجام نمی‌دهد.

اما گویا آن روز قرار بود بخت با من یار شود و دادستان به پرونده‌های جرایم مالی که متهمش بر اثر اشتباه غیرعمد به زندان افتاده بود، توجه‌ای خاص داشت و با نگاهی ویژه و با بهره گیری از امتیازات و ارفاقات قانونی به آنان مرخصی می‌داد تا خارج از زندان برای اخذ رضایت از شکات خود تلاش کنند. حق با او بود؛ زندان که باشی کسی بیرون از زندان دلش برایت نمی‌سوزد، باید خود بیرون بیایی و با هر برنامه ریزی رضایت طلبکاران را جلب کنی.

آن روز، مددجویان یکی یکی درخواست‌های خود را رو در رو، چهره به به چهره برای آقای خانجانی دادستان همدان مطرح می‌کردند و من هم سیر تا پیاز اتفاقات افتاده را برایش گفتم؛ که به پیر و به پیغمبر هیچ گاه نمی‌خواستم پول طرف هایم را بالا بکشم و این را هم قاضی پرونده متوجه شده، اما چه کنم که توان مالی برای راضی کردن طلبکارانم را ندارم و او تمام قد گوش داد. با وجود آن که نگران بودم دادستان همدان برود و پشت سرش را هم نگاه نکند، نمی‌دانم چرا آن روز از رفتارش دلم آرام گرفت. 

نجات دهنده من دقیقاً خود خودش بود، آمده بود و امید‌های مرا زنده کرد. دادستان به من گفت توکلت به خدا باشد من که هستم. حالا که غیرعمد و ناخواسته گرفتار زندان شدی وثیقه‌ای بگذار و از زندان خارج شو، برو و با کمک خیران و هر آن که می‌شناسی طلبکاران و شاکیان خود را راضی کن؛ و این شد که با مرخصی‌های طولانی و تکرار آن مرخصی ها، در خارج از زندان با بانویی خیری که مرا به او معرفی کرده بودند، یک زمین به من هبه شد و دو وکیل به دنبال کار‌های من افتادند. زمین فروخته شد و با همکاری تنگاتنگ آن بانوی خیر، مهربان و دوست داشتنی، طلبکارانم را یکی یکی با رد مال راضی کردم و طلب حلالیت گرفتم. هرچند تعداد اندکی از آنان باقی مانده، اما رضایت می‌گیرم.

شاهکار دستگاه قضایی همدان برای آزادی زندانیان جرایم مالی

مرخصی‌های من از زندان مدام به دستور آقای دادستان تمدید می‌شد. در این مدت قوانین سایر کشور‌ها به ویژه کشور‌های مسلمانی به مانند مالزی را هم مطالعه کردم، متوجه شدم که این نوع برخورد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با افرادی مشابه من، یعنی دادن مرخصی برای خروج از زندان در راستای اخذ رضایت از شکات، شاهکار است و البته اجرای ارفاقات قانونی توسط دادستان همدان برای کمک به افرادی به مانند من بسیار ستودنی است. پیگیری‌هایی که هیچ گاه از سوی افراد دیگر ندیدم.

شوق پرواز یک زندانی همدان پس از تحمل ۱۱ سال حبس 

من امروز پرنده‌ای هستم که بال‌های شکسته ام، با اعتماد دادستان همدان ترمیم شده و بیش از یک ماهی می‌شود که به طور رسمی از زندان آزاد شده ام. شوق پرواز دارم. اما دیگر بی گدار به آب نمی‌زنم.

حبس زدایی جزء اولویت‌های دادستانی همدان

حبس زدایی جزء اولویت‌های دستگاه قضایی است. در همین راستا حسن خانجانی موقر دادستان همدان در برنامه‌ای مدون، به مناسبت‌های مختلف در زندان حضور یافته و چهره به چهره با زندانیان ملاقات کرده تا بتواند با یافتن راهکار‌های قانونی گره گشای مشکلات آنان باشد.

دادستان همدان نسبت به پرونده‌های مرتبط با جرایم مالی قابل گذشت، نگاهی ویژه دارد و در این زمینه برنامه‌های خود را پیش می‌برد و یکی از دلایل بازدید‌های مکرر او از زندان هم برای شناسایی این گونه مشکلات زندانیان است تا راهکاری قانونی با هدف نهایی آزادی آنان و کاهش آسیب‌های اجتماعی ارائه دهد.

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *