روایت اسارت نوجوان های ایرانی در زندان های صدام/خودم یکی از آن 23 نفر هستم
:نویسنده کتاب "آن بیست و سه نفر" گفت: من خودم یکی از آن بیست و سه نفر هستم و چون در عرصه روزنامه نگاری و داستان نویسی فعالیت می کنم،فکر کردم که خود من بهتر است که این کتاب را بنویسم زیرا در تمام اتفاقاتی که افتاده بود حضور داشتم.
احمد یوسف زاده در خصوص کتاب "آن بیست و سه نفر" در گفت و گو با خبرنگار فرهنگ و هنر گفت: در اردیبهشت شصت ویک، در جریان عملیات بیت المقدس تعدادی از نوجوانان زیر هجده سال به اسارت عراقی ها درآمدند. اسارت این افراد که تعداد آنها ٢٣ نفر بود، این فرصت را به عراق داد تا از آنها بهره برداری تبلیغاتی کند. صدام به دنیا اعلام کرد که ایران کودکان ایرانی را با زور به جبهه ها می فرستد و او تصمیم دارد تا این بچه ها را به مادرانشان برگرداند.
وی در ادامه افزود: از طرفی ایران هم زیر بار این موضوع نمی رفت و کلا منکر چنین موضوعی بود و واقعه جالب این ماجرا دیدار صدام ودخترش با این ٢٣ اسیر ایرانی در کاخ بغداد است. در این ملاقات صدام به اسرای ایرانی گفت که شما کودکید، باید الان توی مدرسه باشید، نه میدان جنگ. ما خواهان صلحیم. اما ایران به آتش جنگ دامن می زند. همه کودکان دنیا، مثل بچه های ما هستند. ما می خواهیم شما را آزاد کنیم. بروید خانه هاتان. بروید درس بخوانید، دکتر بشوید، مهندس بشوید و برای من نامه بدهید. بعد هم صدام و دخترش با آنان یک عکس یادگاری می گیرند و جلسه تمام می شود. موضوع برگشت آنها به ایران با مشکل مواجه می شود و در نهایت پس از اعتصاب غدای پنج روزه آنها را به اردوگاه اسرا منتقل می کنند.
نویسنده کتاب "آن بیست و سه نفر" گفت: من هنگامی که دیدم این اتفاق در هیچ جنگی نیافتاده است و هر چقدر که مطالعه کردم دیدم که این ماجرا از رشادت بیست و سه نوجوان ایرانی جایی ثبت نشده است به این فکر افتادم که کتابی با همین موضوع و اتافاقات افتاده برای آن بیست وسه نفر بنویسم که کمکی از مستند "گروه بیست و سه "هم گرفتم که به کارگردانی مهدی جعفری در تلوزیون پخش شد.
یوسف زاده در ادامه اظهار کرد: من خودم یکی از آن بیست و سه نفر هستم و چون در عرصه روزنامه نگاری و داستان نویسی فعالیت می کنم،فکر کردم که خود من بهتر است که این کتاب را بنویسم زیرا در تمام اتفاقاتی که افتاده بود حضور داشتم.
وی در ادامه در خصوص فعالیت خود گفت: قصه های حسن هارونی را در دست نگارش دارم.حسن هارونی شخصیت شناخته شده ای در میان اسرای هشت سال جنک تحمیلی هستند،حسن هارونی شخصیتی شوخ طبع و ماجرا جو داشت که باعث دردسر نیروهای بعثی می شد .
نویسنده کتاب "آن بیست و سه نفر" در پایان گفت:این کتاب در قالب خاطره - داستان نوشته میشود. تمام خاطرات واقعیاند و قالب داستانی اثر به ارتباط مخاطب نسل جوان با محتوای کتاب کمک میکند. این داستان دو شخصیت اصلی دارد که یکی از آنها حسن هارونی و دیگری افسری عراقی به نام رحیم است؛ فردی فوقالعاده زیرک و موذی بود و به جز هارونی هیچ کس نمیتوانست در برابر او ایستادگی کند.