صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

حکایت نمک خوردن و نمکدان شکستن در این روزهای ورزش/ ذبح اخلاق و معرفت پای منافع شخصی

۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۱۵:۲۱:۳۳
کد خبر: ۴۲۶۹۹۴۰
دسته بندی‌: ورزشی ، سایر حوزه ها
تسلیم شدن در برابر فرهنگ کشوری بیگانه و تمسک به کلمه نازیبای پناهندگی بطور قطع اقدامی مذموم به شمار می‌رود.

خبرگزاری میزان - این روزها بحث جلای وطن توسط نخبه‌های ورزشی و پناهنگی یا تغییر تابعیت آنها در محافل ورزش گرم و داغ است، اتفاقی که به یک لکه سیاه در کارنامه ورزشی و مدیران آن تبدیل شده و اگر تدبیری برای آن اندیشیده نشود، تبعات سنگینی در آینده نه چندان دور برای کشور داشته باشد. این موضوع از چند زاویه قابل بحث بررسی است اما دو وجه اصلی آن ورزشکار و مسئولان ورزش کشور هستند که باید دید هرکدام از این طرفین با چه ترتیبی به وظایف و مسئولیت‌های خود در این راستا عمل می‌کنند.

اما شوربختانه برخی از ورزشکاران بدون عنایت به آموزه‌های فرهنگی و دینی، مبادرت به این حرکت غیراخلاقی می‌کنند و به اصطلاح نمک می‌خورند و نمکدان می شکنند. انصاف نیست ورزشکاری که در کشورمان از مزایای پیشرفت بهره برده و به مدارج ترقی رسیده دست به دامان بیگانگان شود و دلش برای زندگی در خارج از ایران غنج بزند.

اصولاً ورزش بهترین ابزار برای سلامتی جامعه و انسان سازی است که این مهم ریشه در باورهای عمیق دین مبین اسلام دارد، لذا پشت کردن به مربیان دلسوز و خانواده با آموزه‌های اخلاقی همخوانی ندارد. زیر پا گذاشتن فضائل اخلاقی و پایبند نبودن به آیین جوانمردی که در ورزش ایران زمین جایگاه ممتازی دارد، قابل توجیه نیست.

اینکه سهمی برای قصور مسئولان و مدیران ورزش کشور در این میان قائل نباشیم بی‌انصافی است، اما موضوع اصلی این است که یک ورزشکار که از بودجه و امکانات کشورش استفاده کرده و به بهانه‌های واهی، درخواست پناهندگی یا تغییر تابعیت داشته باشد تا با پرچم کشوری بیگانه در رقابت‌های المپیک و جهانی حضور یابد اصلاً زیبنده نیست.

هر چند همانطور که گفته شد نمی‌توان نقش ناکارآمدی مدیران ورزش را در این میان نادیده گرفت، اما بی‌مهری و کم لطفی این دسته از ورزشکاران در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از مدال آوران و افتخار آفرینان پس از دوران بازنشستگی، زندگی در دیگر کشورها را انتخاب کرده و بدون کوچکترین دغدغه‌ در ایران تردد می‌کنند.

ادامه زندگی در آنسوی مرزها اگر به همین منوال باشد هیچ ایرادی به آن روا نیست، اما بی‌اعتنایی به یک عمر زحمات خانواده و مربیان زحمتکش را چگونه می‌توان توجیه کرد؟!

مگر امثال علی دایی‌ها، رسول خادم‌ها، بهداد سلیمی‌ها، حسن یزدانی‌ها، خواهران منصوریان و… در همین آب و خاک رشد نکرده و مایه مباهات نشدند؟! کدامیک از این مدال آوران در دوران اوج خود با وجود انبوهی از مشکلات دست به چنین اقدامات ناجوانمردانه‌ای زدند؟

قائل بودن به اخلاق و قدرشناسی از مقام شامخ معلم در عرصه ورزش اهمیت بسزایی دارد و طبعاً بایکوت این آموزه‌ها و دست به دامان غریبه‌ها شدن با هویت ملی و رفتار اخلاقی سازگار نیست.

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *