برای او که "سید شهیدان اهل قلم شد" ..
برای او که " سید شهیدان اهل قلم شد " ..
نسل جدید و جوان و تشنه ی معرفت زمانی می تواند به وجود مردی چون مرتضی آوینی بسیار افتخار کند که به آزادمردی او و جهاد فی سبیل الله ایمان بیاورد..
در روزگاری که اگر کسی در حوزه هنر وسینما اظهار نظر می کرد طرد می شد و به نوعی خودباختگی در برابر فرهنگ غرب متهم می شد مرتضی آوینی نظریه های رایج زمان خود را می شناخت وبراساس آنها حرف می زد و حتی آنها را نقد می کرد ونظر خود را مطرح می ساخت . بعدها آوینی سینما را نیز در قالب مستند تجربه کرد .
خودش می گوید : " تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم .من هم سالهای سال در یکی از دانشکدههای هنری درس خواندهام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام.
ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمیدانستم گذراندهام. من هم سالها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیستهام. ریش پروفسوری و سبیل نیچهای گذاشتهام و کتاب «انسان تک ساحتی» هربرت مارکوز را -بیآنکه آن زمان خوانده باشماش- طوری دست گرفتهام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه کتاب هایی میخواند، معلوم است که خیلی میفهمد.»... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشدهام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمیشود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمیآید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.
و حالا از یک راه طی شده با شما حرف میزنم. دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستم. اما کاری را که اکنون انجام می دهم نباید با تحصیلاتم مربوط دانست. حقیر هرچه آموختهام از خارج دانشگاه است. بنده با یقین کامل میگویم که تخصص حقیقی درسایه تعهد اسلامی به دست میآید و لاغیر. قبل از انقلاب بنده فیلم نمیساختهام اگر چه با سینما آشنایی داشتم. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است. اگر چه چیزی – اعم از کتاب یا مقاله – به چاپ نرساندهام. با شروع انقلاب حقیر تمام نوشتههای خویش را اعم از تراوشات فلسفی، داستانهای کوتاه، اشعار و .... در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که «حدیث نفس» باشد ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاوردم. هنر امروز متأسفانه حدیث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان هستند. به فرموده خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی«رحمهالله علیه» "
اما عنوان زیبای " سید شهیدان اهل قلم " به ایشان آن هم از سوی رهبر معظم انقلاب که خود ادیب و فرهیخته و اهل معرفت است ، خود سندی است بر ویژگی خاص و منحصربفرد فکری و اعتقادی شهید مرتضی آوینی.
میتوان گفت مهمترین ویژگی آوینی متفکر بودن او بود نوشته های آوینی تاریخ انقضا ندارد و چراغ راه است .
آوینی گرچه با مستند تصویری " روایت فتح " که از جبهه های نبرد حق علیه باطل در نگاه بسیاری شناخته شد و دل ها را فتح کرد اما اگر نبود قلمی که او بر کاغذ می نشاند و نبود نوشته هایی که بر تصاویر مینشست و به آنها نور دوچندان می داد ، او برای ما مرتضی آوینی نمی شد.
گمان میکنم زمانی که رهبر معظم انقلاب آوینی را صاحب قلم می دانند و او را " سید شهیدان اهل قلم " معرفی می کنند ، در حقیقت ما را به شناخت مرتضی دعوت می نمایند ، شناخت اندیشه ی مرتضی که در این روزگار تفاوت های اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی را برایمان راحت تر می کند.