صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

تبعیض علیه معلمان محجبه در مدارس آلمان/حضور اقلیتی زنان اروپا در عرصه‌های مدیریت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی

۱۹ فروردين ۱۳۹۴ - ۰۹:۳۱:۵۲
کد خبر: ۴۰۰۸۲
دسته بندی‌: سیاست ، عمومی
خبرگزاری میزان: اسماعیل یاوزکان گفت: زنان هنوز علی‌رغم تحصیلات یکسان، حقوق کمتری از مردان دریافت می‌کنند و کارفرمایان هم به جذب مردان تمایل بیشتری دارند تا زنان. همچنین ما زنان بسیار کمی را در عرصه‌های مدیریت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می‌بینیم.

: اسماعیل یاوزکان گفت: زنان هنوز علی‌رغم تحصیلات یکسان، حقوق کمتری از مردان دریافت می‌کنند و کارفرمایان هم به جذب مردان تمایل بیشتری دارند تا زنان. همچنین ما زنان بسیار کمی را در عرصه‌های مدیریت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می‌بینیم.

روز جمعه 13 مارس 2015 (22 اسفند 93) رسانه‌های آلمانی از لغو قانون ممنوعیت حجاب برای معلمان مدارس در شهر کارلزروهه واقع در جنوب آلمان خبر دادند. تا پیش از این هیچ معلم زن مسلمانی در مدارس، حق داشتن روسری نداشت و دادگاه قانون اساسی آلمان از سال 2003 مجوز حجاب برای معلمان مسلمان را منوط به نظر دادگاه‌های ایالتی در هر بخش کرده بود.
دکتر "اسماعیل یاوزکان" (Ismail H. Yavuzcan) اصالتاً ترک‌تبار، فارغ‌التحصیل تاریخ، جامعه‌شناسی، اسلام‌شناسی و علوم تربیتی از دانشگاه شهر کلن است. وی هم اکنون عضو مرکز الهیات اسلامی دانشگاه، استاد جامعه‌شناسی، مشاور تربیت مذهبی در دانشگاه "ابرهارد کارلز" شهر توبینگن آلمان است.

به بهانه تصویب قانون جدید در دادگاه شهر کارلزروهه، خبرنگار سیاسی ، گفتگویی را با آقای دکتر "اسماعیل یاوزکان" ترتیب داده که مشروح آن را در ذیل می‌خوانید.

برداشته شدن قانون منع حجاب برای معلمان زن در شهر کارلزروهه آلمان، مسلماً خبر بسیار خوبی برای اقلیت مسلمان این کشور اروپایی است. شما چقدر امیدوارید که با تصویب این حکم، سایر نابرابری‌های اجتماعی که مهاجران مسلمان با آن دست به گریبان هستند نیز برداشته یا حداقل از شدت آن‌ها کاسته شود؟
این حکم دادگاه ایالتی آلمان، گام مهمی در جهت به رسمیت شناختن مسلمانان آلمان است، البته هنوز باید صبر کنیم ببینیم چه طور قرار است این حکم اجرا بشود، چون در سایر ایالت‌ها هنوز قانون ممنوعیت حجاب به قوت خود باقی است. آن‌ها هم باید در قوانین خود تجدیدنظر کنند و احکامشان را با احکام جدید مطابقت دهند. ایالت‌های دیگر تاکنون هیچ قدمی در این رابطه برنداشته‌اند و حتی صحبت‌های برخی سیاستمداران مثلاً از ایالت بادن‌وتنبرگ ما را نگران کرده که نکند اصلاً ممنوعیت حجاب برداشته نشود.
ماده 4 قانون اساسی آلمان، اصل آزادی عقیده را تشریح می‌کند:
1) آزادی عقیده و آزادی ابراز عقیده و جهان‌بینی برای پیروان هر یک از ادیان محفوظ و خدشه‌ناپذیر است.
2) اجرای تمامی احکام مذهبی به شرط عدم مزاحمت برای دیگران آزاد است.
همانطور که می‌بینیم، نه تنها داشتن هر عقیده‌ای آزاد است، بلکه اجرای احکام دینی نیز قانوناً تضمین شده، ولی در عمل با مشکلات فراوانی روبرو هستیم؛ مثلاً وقتی قرار است مسجدی ساخته شود، هم شکایت‌های مردمی سرازیر می‌شود و هم پروسه دریافت مجوز بسیار بیشتر از حد معمول طول می‌کشد؛ شروع بهانه‌جویی‌ها هم از صدای اذان و بلندی مناره‌هاست.
گذشته از این‌ها، شاهد تبعیض کارفرمایان علیه زنان محجبه هستیم و آنان اغلب مجبورند حقوق بدیهیِ خود را از دادگاه مطالبه کنند. همچنین در مورد ذبح اسلامی مشکلات بسیاری هست. ما مجوز ذبح اسلامی را از دادگاه عالی آلمان در دست داریم، اما سازمان‌های مربوطه در وقت عمل، موانع بی‌شماری سر راهمان می‌گذارند. مسلمانان مجبورند خوراک مصرفی‌شان را از خارج اروپا تأمین کنند که این مسئله نیز به بهانه‌های بهداشتی و حمایت از حقوق حیوانات، مشکلات عدیده‌ای برایمان ایجاد می‌کند.


یکی دیگر از مشکلات بزرگ، ایجاد کلاس درس علوم اسلامی است. ماده 7 قانون اساسی آلمان، گذراندن درس دینی را جزو دروس اجباری می‌خواند و تنها درسی‌ست که در قانون اساسی تثبیت شده است. بر این اساس از مقطع دبستان، دروس دینی برای مسیحیان کاتولیک و پروتستان ارائه می‌گردد. فقط والدین کودک حق دارند تا قبل از 13 سالگی (که هرکس می‌تواند خودش درباره شرکت در کلاس دینی تصمیم بگیرد)، فرزندشان را از شرکت در آن منع کنند.
در آلمان بیش از 600 هزار دانش‌آموز مسلمان زندگی می‌کنند، ولی تنها بخش اندکی از آن‌ها از کلاس دینی بهره‌مند می‌شوند و اکثریت از آن محرومند. چرا؟ یکی از دلایل این است که اجرای کلاس‌های درسی و ازجمله درس دینی، در هر یک از ایالات متفاوت و مختص به خودش است. در برخی ایالات (بادن‌وتنبرگ، بایرن، نیدرزاکسن) درس دین اسلام به طور آزمایشی پیاده می‌شود، در حالی که در بعضی ایالات دیگر (نوردراین‌وستفالن و هسن) این درس تدریجاً حذف شده است.
اصلی‌ترین مشکل ما این است که از یک طرف معلم خوب نداریم و از طرف دیگر در هر یک از ایالات، گروه‌های مذهبی اسلامی چندان منسجمی هم نداریم و همان‌هایی هم که داریم، شرایط لازم را ندارند. واقعاً در خیلی جاها خلاء همکاری مسلمانان با یکدیگر احساس می‌‍‌‌شود.
باید بگویم خبرهای ناگواری از آتش‌سوزی مراکز اسلامی، خط خطی کردن دیوارهای مساجد با علائم نازی‌ها و ضرب‌وشتم زنان مسلمان به گوش می‌رسد. علاوه بر این والدین مسلمان به دلیل شرکت ندادنِ دخترانشان در برنامۀ استخر یا اردوهای مختلط هم دشواری‌هایی دارند.
ممنوعیت حجاب برای معلمان آلمان که در قانون به آن اشاره شده، با نام "تهدید صلح در مدارس" توجیه می‌شود، به نظر شما واقعاً داشتن روسری، صلح در مدارس را تهدید می‌کند؟! اگر بله، چطور و اگر خیر، لطفاً بفرمایید کاربرد این قبیل عبارات به عمد یا غیرعمد، چه تأثیری بر اسلام‌هراسی موجود در جوامع غربی، بالأخص در قشر جوان دارد؟
اینکه "روسری یا چادر صلح در مدارس را تهدید می‌کند" یک فرض کاملاً بی‌دلیل است. در این باره تاکنون نه تحقیقی صورت گرفته و نه کوچکترین موردی دیده شده است؛ برعکس تا امروز تمام همکاران من که باحجاب در محل کار حاضر شدند، در بین همکاران دیگر و دانش‌آموزان جایگاه بسیار ارزشمندی داشته‌اند. با این حال متأسفانه از آلمان و اتریش خبرهایی مبنی بر تحت فشار قرار گرفتن معلمان محجبه گزارش شده است.
معلمان محجبه می‌توانند به غنای مدارس کمک شایانی کنند، چون از یک سو نشاندهنده رسمیت مسلمانان در جامعه هستند و از سوی دیگر خودشان مثال‌های عینی هستند که به دانش‌آموزان صبر و بردباری و احترام به عقاید دیگران را یاد می‌دهد. متأسفانه برخی از معلمان و والدین در دام دیدگاه‌های اسلام‌ستیزانه گرفتارند و لازم است به طور جدی روی آن‌ها کار شود. قطعاً پروسۀ طولانی و دشواری برای ما که در یک جامعۀ چندفرهنگی و مهاجرپذیر به سر می‌بریم، پیش روست.
اعتراضات گروه راستگرای افراطی "پگیدا" در آلمان نشان داد که بینش سیاسی آلمان، شدیداً نیاز به روشنگری دارد. تظاهرات‌ها علیه پگیدا هم نشان داد که ما در مسیر درست قدم گذاشته‌ایم.
در خبرها شاهد بودیم که از یک طرف امکان تدریس واحدهای دروس الهیات اسلامی به برخی دانشگاه‌های آلمان فراهم شده است، از طرف دیگر هنوز ممنوعیت حجاب برای معلمان در چند ایالت وجود دارد. " دروس اسلامی ارائه شود و حجاب ممنوع باشد؟"؛ شما این تضاد عجیب را چگونه توجیه می‌کنید و آیا شخصاً گامی در جهت رفع این مشکل برداشته‌اید؟
همانطور که در جواب سوال اول گفتم، ما امیدواریم که قانون ممنوعیت حجاب کلاً لغو شود. مسلماً این یک تضاد است که بیاییم زنان محجبه را آموزش بدهیم ولی آخرش آن‌ها را وارد شغل نکنیم. من به شخصه همه جا در بین عموم، در مصاحبه‌هایم و حتی در محافل رسمی از لغو قانون ممنوعیت حجاب دفاع کرده‌ام. همکاران من در همین مرکز الهیات اسلامی و سایر مراکز هم بارها نسبت به این قانون موضع‌گیری کرده‌اند. لذا امیدواریم در مسیر اجرایی شدن این حکم، دوباره به سنگ‌اندازی‌های جدیدی برنخوریم.
شما نزدیک به یک ماه پیش در مصاحبه‌ای اظهار داشتید: «در کلاس درس دینی، دانش‌آموزان نسبت به تقویت نگاه انتقادی ورزیده می‌شوند تا تصویر مستدل و محکمی از اسلام پیدا کنند و در دام متعصبان و راه‌های انحرافی سقوط نکنند.» چرا این اتفاق باید در کلاس درس دینی بیفتد؟
کلاس درس دینی باید دانش‌آموزان را به بلوغ فکری برساند. درست است که ما می‌خواهیم آنها را به اسلام رهنمون کنیم، اما باید وسعت دید هم به آنان بدهیم که بتوانند خودشان انتخاب کنند. لازمۀ تفکر باز این است که نگاه انتقادی دانش‌آموزان نسبت به سنت و مدرنیته را تقویت کنیم. مسلماً این انتظار خیلی بالایی است. دروس اسلامی که در بسیاری از کشورهای اسلامی ارائه می‌شود، بیشتر به دنبال شناساندن آموزه‌های مذهبی به آن‌هاست، ولی چنین رویکردهایی برای دانش‌آموزان مسلمان در اروپا کافی نیست و باید با مطالبات، نگرانی‌ها، سؤالات و نیازهای همین دانش‌آموزان مطابقت داده شود.


در بسیاری مواقع می‌بینیم کلاس درس دینی فقط محدود به معلم و موضوع تدریس است، بدون اینکه دانش‌آموز، ارتباط این موضوعات با زندگی روزمره‌اش را بفهمد. این به هیچ وجه کافی نیست. نوجوانان و جوانان، خیلی سؤال دارند و باید بتوانند تمام پرسش‌هایشان را آزادانه در کلاس مطرح کنند. در این راه، مشاوران وظیفه خطیری دارند. آن کلاس درس دینی که فقط بچه‌ها را به نظر معلمشان ارجاع بدهد، فایده‌ای ندارد. جوانان، در فضاهای متنوعی سیر می‌کنند (دوستان، شبکه‌های اجتماعی، گروه همسالان و غیره)؛ یک کلاس دینی اگر می‌خواهد موفق باشد، باید به همه این‌ها توجه کند و درکشان کند.
به تازگی روز 8 مارس، روز جهانی زنان را پشت سر گذاشته‌ایم. به نظر شما اتحادیه اروپا تاکنون چه اقداماتی برای احقاق حقوق زنان انجام داده و چه کاستی‌های حقوقی- قانونی در مجمع قانونگذاری اتحادیه اروپا (به عنوان مدعی‌ترین مجری حقوق زنان در دنیا) هنوز وجود دارد؟
مسئله زنان، قرن‌هاست جهان را به خود مشغول کرده است. هم بسیاری از کشورهای اروپایی و هم سایر کشورهای دنیا، احقاق حقوق زنان را در قوانین خود گنجاندند و مصرّانه پیگیر تبعیض‌ها علیه زنان شدند. وجدان عمومی هم در این زمینه حساس شده است. مشکلات ما کمتر در زمینه قانونگذاری بوده و بیشتر در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی نمود دارد؛ مثلاٌ زنان هنوز علی‌رغم تحصیلات یکسان، حقوق کمتری از مردان دریافت می‌کنند و کارفرمایان هم به جذب مردان تمایل بیشتری دارند تا زنان. همچنین ما زنان بسیار کمی را در عرصه‌های مدیریت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می‌بینیم.
قطعاً نباید این نکته را فراموش کنیم که رهایی و عدالت برای زنان در غرب، نقش آنان در خانواده و روابط زن و مرد را دستخوش تغییراتی کرده که این تغییرات، لزوماً در جهت مثبت نبوده‌اند.
با تشکر فراوان از اینکه وقت ارزشمند خود را در اختیار میزان قرار دادید.
مصاحبه کننده: فاطمه طاهری


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *