صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

نسل‌کشی در قامت تکفیر

۱۲ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۹:۰۹
کد خبر: ۳۹۱۸۲
دسته بندی‌: حقوق و قضا ، عمومی
خبرگزاری میزان: تاریخ اسلام را که ورق می‌زنیم در همان صفحات ابتدایی به لکه‌ای ننگ برمی‌خوریم که سندش به نام تندروهای مذهبی یعنی خوارج خورده است. تکفیری‌های امروز، برگردانی از همان تکفیری‌های صدر اسلام «خوارج» هستند.

: تاریخ اسلام را که ورق می‌زنیم در همان صفحات ابتدایی به لکه‌ای ننگ برمی‌خوریم که سندش به نام تندروهای مذهبی یعنی خوارج خورده است. تکفیری‌های امروز، برگردانی از همان تکفیری‌های صدر اسلام «خوارج» هستند.

تکفیر پدیده‌ای است که سایه‌ای دهشت‌ناک بر جامعه اسلامی انداخته و حق حیات که ابتدایی‌ترین حق بشر است را زیر پا نهاده و با اقدامات بی‌محابانه خود حقوق بشر را آماج تیرهای خود قرار داده و به جنایاتی خارج از حد تفکر بشر دست زده و همین مسئله موجب گره خوردن تکفیر با ترور و نسل‌کشی شده‌ است.

مختصات تکفیر و تکفیریان
به گزارش ، تکفیریان ندای بازگشت به جامعه اسلامی را سر می‌دهد و در این راه از هیچ چیز کم نمی‌گذارند. طوری فتوا می‌دهند و عمل می‌کنند که گویی اسلام دربست در اختیارشان است. دست به کافر خواندشان هم حرف ندارد. انگیزه تکفیر‌ها از نسبت دادن کفر، امر به معروف و نهی از منکر و بهانه‌شان برای حملات پی‌درپی و انجام عملیات‌های انتحاری، گسترش توحید و نفی بدعت، شرک و مظاهر آن است. دست زدن به کشتارهای بی‌رحمانه و جمعی، غلط‌کاری در دین و جمود عقلی و نهایتا وارونه نمایی چهره اسلام از خصوصیات بارز تکفیریان است. «خشونت» مشخصه بارز تکفیریان است که به طور مکرر و فزاینده‌ای بر سر کودکان و زنان فرود می‌آورند. یکی دیگر از ویژگی‌های تکفیری‌ها مقدس و مبتنی بر دین نشان دادن اعمالشان است. مثلا از اقدمات آنان این است که هر جنایتی که مرتکب می‌شود تکبیر می‌گویند. گفتنی است که اقدامات وحشی‌گرایانه تکفیریان به صرفا «شیعه‌کشی» ختم نمی‌شود؛ چرا که هرازچندگاهی بیانه‌هایی صادر می‌شود که مربوط می‌شود به اجبار دیگر پیروان ادیان به پذیرش دین اسلام که نپذیرفتن آن از سوی آنان موجبات قتل و کشتارشان را فراهم می‌آورد.

حق حیات بالاترین ارزش انسانی در اسلام
از دیدگاه اسلام حیات ملک طلق انسان است. اولین ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر، متضمن حق حیات و آزادی است. حق حیات در اسلام تا اندازه‌ای در دین اسلام محترم انگاشته شده است که در قرآن به صراحت بیان شده است که «هرکس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در زمین بکشد، چنان است که گویی هم انسان‌ها را کشته است.». بنابراین حق حیات مولود حقوق بشر امروزی نیست و اسلام این حق را برای انسان‌ها از صدها سال قبل قایل بوده است. بر اساس دیدگاه تمامی مذاهب اسلامی هر یک از افراد به توحید و اصول دین اسلام اعتقاد زبانی داشته باشد مسلمان و خون او محترم است و نمی‌توان با توسل به ظاهرگرایی کسی را مرتد و کافر خواند و به قتل او اقدام کرد.

تکفیر قتلگاه مسلمانان
تکفیر یکی از حربه‌هایی است که در تاریخ اسلام، معاندان قرآن و عترت آن را سر لوح اقدامات خویش قرار داده‌اند. تکفیریان را گروه‌های تندرو مذهبی معرفی می‌کنند در حالی که هیچ مذهب و دینی کشتارهای بی‌منطق و دلیل را برنمی‌تابد. تکفیری‌ها اهداف خود را برگرفته از اسلام می‌دانند و همواره تاکید می‌کنند که تا برپایی خلافت اسلامی از پای نخواهند نشست. اما اسلام رحمانی با مسلکی که آنان از خود برجای گذاشته‌اند به دور است و قاطعانه آن را رد می‌کنند. حرف حساب تکفیری‌ها فقط جنگ است و خون و کشتار. آنچه در افغانستان و پاکستان و بعد از آن در عراق رخ داد شاهد بر این ادعاست. تکفیریان که در حال تبدیل به یک شبکه جهانی دهشت افکنان هستند عملا با کشتارهای نامتعارف و وحشیانه خود علیه مسلمانان و به خصوص شیعیان در حال رقم زدن هولناکترین و غم‌بارترین جنایت یعنی "نسل‌کشی" هستند.

جرم انگاری نسل کشی
قتل عام یهودیان در جنگ دوم جهانی، قتل عام توتسی‌ها توسط هوتوها در دهه 90 در رواندا، قتل عام ارامنه در ترکیه در سال 1915 و کشتار اکراد و شیعیان عراق در دهه‌های 80و 90 توسط صدام، قتل عام فلسطینیان در صبرا، شتیلا و غزه توسط اسرائیل نمونه‌هایی از نسل کشی است که بر صفحات سیاه تاریخ بشریت نقش بسته است و گویی اکنون نوبت خنجر از غلاف درآمده تکفیر است که پرونده نسل‌کشی را همچنان باز بگذارد. اعلام غیرقانونی بودن جرم نسل کشی توسط سازمان ملل متحد در نیمه‌های قرن بیستم صورت گرفت. کنوانسیون "جلوگیری از نسل‌کشی" در 9 دسامبر 1948 در 19 ماده تصویب شد. ماده اول کنوانسیون تصدیق کرده است که کشتار جمعی چه در حین صلح و چه در حین جنگ، به موجب حقوق بین‌الملل جنایت نسل‌کشی محسوب می‌شود. همان‌طور که دیوان بین المللی دادگستری اذعان داشته است جلوگیری از نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل یک قاعده آمره است. بنابراین هیچ عذری و بهانه‌ای در ارتکاب و همچنین تاخیر در جلوگیری از آن قابل پذیرش نخواهد بود.

جای خالی واکنش شفاف مجامع بین‌المللی
جامعه جهانی به موجب بیانه‌‌های و قانون‌های بسیاری به منظور جلوگیری از وقوع فاجعه انسانی موظف است تا اقدامات عملی لازم را انجام دهد. حال باید دید که وظیفه اعلام جرم علیه کسانی که دست به این جنایات می‌ز‌نند با کیست؟ به نظر می‌رسد اولین گزینه "سازمان ملل متحد" است که طبق ماده 1 منشور، وظیفه حفظ صلح و امنیت بین المللی را برعهده دارد. مهم‌ترین رکن این سازمان که دارای صلاحیت الزام‌آور در قبال نسل‌کشی است شورای امنیت است. شورای امنیت براساس فصل 7 منشور برای رویارویی با تهدید صلح، نقض صلح یا عمل تجاوز مجاز به اعزام نیرو است. باتوجه به این اگر شورا نقض آشکار حقوق بشر در قلمرو دولتی را تشخیص دهد می‌تواند برای جلوگیری از آن دست به اقدامات لازم بزند. اما آنچه را که شاهدیم سایه انداختن انگیزه‌های سیاسی بر اجرای وظایف قانونی و انسانی است. به طوری که شورای امنیت در قبال این فجایع هولناک صرفا به صدور بیانه‌های توبیخی اکتفا کرده است. گفتنی است که بخش بزرگی از هزینه‌های سازمان ملل بررسی ماموریت اصلی این سازمان برای حفظ صلح و امنیت جهانی در نظر گرفته می‌شود تا اقدامات دسته جمعی موثر برای جلوگیری و برطرف کردن تهدیدات علیه صلح را به عمل آورد. بنابراین ورای وظیفه انسانی وظیفه قانونی هم ایجاب می‌کند که با تشکیل کمیته حقیقت‌یاب درصدد برپایی محاکمه و مجازات عاملان آن برآید. وظایفی که در هاله‌ای از ابهام و فراموشی جا خوش کرده است. دیوان کیفری بین المللی نهاد دیگری است که مدعی است با سازوکارهای حمایت که دارد موجب محدود شدن قدرت دولت‌ها در نقض حقوق بشر شده است. بر اساس ماده 5 اساسنامه این دیوان صلاحیت رسیدگی به جرایم نسل‌کشی، جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی و جنایت تجاوز را دارد.

بردباری؛ حدی بالای انسانیت و حقوق بشر
هیج دینی به اندازه دین اسلام بر ممنوعیت خودکشی و دیگر کشی پافشاری نکرده و این خود نشانگر بزرگ و عظیم بودن حق حیات برای انسان است. مکتب اسلام شرک و کفر را نمی‌پذیرد و معتقد است که در زمینه گسترش و حاکمیت توحید و دین نباید از تلاشی فروگذار کرد؛ منتها در کنار این توصیه و تلاش برای ترویج دین، مخالف اعمال و کاربرد هرگونه خشونت است. به طوری که در برابر عقیده مخالفان به صراحت می‌گوید که اجباری در دین نیست. در واقع مسئله تساهل و بردباری نسبت به عقیده مخالفان از اصول و آموزه‌های دین اسلام است. همچنان که استاد شهید مرتضی‌ مطهری‌ می‌گوید: یک‌ سلسله‌ آیات‌ ما در قرآن‌ داریم‌ که‌ در آن‌ تصریح‌ می‌کند که‌ دین‌ باید با دعوت‌ درست‌ بشود نه‌ با اجبار، این‌ هم‌ باز مؤ‌ید این‌ مطلب‌ است‌ که‌ اسلام‌ نظریه‌اش‌ این‌ نیست‌ که‌ به‌ زور به‌ مردم‌ بگوید: یا مسلمان‌ بشوی‌ و اگر نه، کشته‌ می‌شود. بنابراین کشتارهای کورکوانه ناشی از تعصبات مذهبی در هیچ یک از نظام‌های اسلامی جایگاهی ندارند. این گروه‌های تندرو به ظاهر مذهبی عملا با نادیده گرفتن تئوری عدم اجبار در دین به نام اسلام اعمال ناروای زیادی را رقم زدند و در مشوش نمودن چهره رحمانی اسلام از کوششی دریغ نکردند.

ندا هلیل، کارشناس ارشد حقوق بشر دانشگاه شهید بهشتی


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *