صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

دختر سر راهی که مهندس فیزیک هسته‌ای شد +عکس

۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۸:۲۹
کد خبر: ۳۱۵۱۱۰
مریم یک کودک سرراهی بوده که نزد پدر و مادرخوانده‌‌اش بزرگ شده و هم اکنون با مدرک مهندسی فیزیک هسته ای صاحب سه فرزند است.
به گزارش گروه فضای مجازی ، مریم که حالا ۴۲ سالگی­‌اش را درکنار سه فرزندش می‌گذراند و فارغ التحصیل فیزیک هسته‌ای است، در پی واقعیتی است تا راز زندگی‌اش را روشن کند.
 
دختر سر راهی که مهندس فیزیک هسته‌ای شددختر سر راهی که مهندس فیزیک هسته‌ای شد.

 شنیدن واژه تلخ «سر راهی» در ۶ سالگی
 
حوالی سال‌های ۶۱ - ۶۰ مریم، خود را برای رفتن به مدرسه و بازی‌های کودکانه با همسن و سالانش آماده می‌کرد که نخستین بار، همبازی‌هایش به او نسبت «سر راهی» دادند. این واژه آنقدر سنگین بود که حالا پس از ۳۵ سال هنوز بغض لانه کرده در گلویش را راحت نمی‌گذارد.

 چرا هیچ‌کدام از روایات پیداشدنم شبیه به هم نیست؟!
 
بانو مریم، قصه زندگی اش را برای جویندگان عاطفه این گونه بازگو می‌کند: «پس از آنکه فهمیدم من فرزند واقعی این خانواده نیستم دلم شکست و غم بزرگی برشانه‌هایم نشست. هیچ روزی آرام و قرار نداشتم تا بدانم پدرم کیست و مادرم کجاست؟! چرا هیچگاه قصه‌ای که از پیدا شدنم می‌شنوم، یکسان نیست؟! «کنار نانوایی»، «کنار باغچه بیرون یک خانه ویلایی» و «درون باغچه» ...!
مهندس مریم در ادامه می‌گوید: «پس از پیدا شدنم از سوی یک خانواده مرفه ساکن در غرب تهران، یک هفته میهمان این خانواده بودم و پس از آن به بهزیستی تحویلم دادند. بعد‌ها که بزرگتر شدم، پی بردم خانواده‌ای که پیدایم کرده بودند، پیش از تحویل دادنم به بهزیستی، با خانواده دیگری در شرق تهران که سال‌هاست بچه‌دار نمی‌شد، هماهنگ می‌کنند تا پس از طی مراحل اداری آن خانواده مرا به فرزندخواندگی قبول کنند و قیم قانونی‌ام شوند.»
 
 از تناقض در گزارش بهزیستی تا پیشنهاد برای آزمایش دی‌ان‌ای
 
همین مسائل باعث بروز تردید مریم می‌شود و پس از استقلال در زندگی به دنبال هویت واقعی خود می‌گردد. در ابتدا با بررسی اسناد، شواهد و قرائن موجود در بهزیستی، درمی‌یابد که گزارش‌های متناقضی درباره چگونگی پیدا شدنش وجود دارد! کار به شکایت می‌رسد و در میانه راه بر اساس برخی از شنیده‌ها و شواهد، احساس می‌کند که در اظهارات محمد- پسر خانواده یابنده -که حالا دکترا دارد، تناقضاتی وجود دارد. محمد چند ماه پس از یافتن مریم، به انگلیس سفر می‌کند و سال ۷۷ به ایران برمی‌گردد. همین مسأله، پرسش بی پاسخی برای مریم می‌شود که آیا او با من نسبتی دارد؟ مریم حتی به خاطر شباهت‌های بسیار زیادش با دکتر محمد، او را تشویق می‌کند تا آزمایش دی ان‌ای انجام دهند، ولی از ترس آنکه مبادا دکتر محمد در برخی از ادارات دوستانی داشته باشد و ممکن است بعد‌ها این قضیه برایش دردسرساز شود از پیشنهادش منصرف می‌شود و با همان نام خانوادگی پدرخوانده‌اش کنار می‌آید، ولی از دکتر محمد می‌خواهد برای یافتن پدر و مادر واقعی‌اش به او کمک کند.
 
 مادرم را نمی‌بخشم
 
مریم می‌گوید: من کینه‌ای نیستم، اما اگر بدانم مادرم در شرایط دشواری مرا ر‌ها نکرده است او را هیچ وقت نمی‌بخشم. چون از همان کودکی با وجود داشتن پدر و مادرخوانده‌ای مهربان، هیچگاه همانند سایر کودکان بزرگ نشده‌ام و حالا فقط مادرم را می‌خواهم و بس.
 
 
 
انتهای پیام/
 
 : انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه های داخلی و خارجی لزوماً به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفاً جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای منتشر می شود.
 
 



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *