صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

شهید الله‌دادی؛ از افتخار در والفجر تا شهادت در محور مقاومت

۰۴ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۵:۳۹:۱۰
کد خبر: ۲۹۴۱۰
دسته بندی‌: سیاست ، دفاعی و مقاومت
خبرگزاری میزان: سردار شهید محمد علی الله دادی فرمانده مؤمن و ولایت‌مدار که در مقام مستشاری برای کمک به دولت و ملت سوریه در مقابله با تروریست‌های تفکیری- سلفی به این کشور عزیمت کرده بود، مشورت‌های تعیین کننده‌ای در راستای توقف و خنثی سازی جنایات و توطئه‌های این فتنه صهیونیستی - تروریستی در جغرافیای سوریه ارائه و نام و یاد خود را در زمره مدافعین و حامیان مقاومت اسلامی و ضد صهیونیستی ثبت کرد.

: سردار شهید محمد علی الله دادی فرمانده مؤمن و ولایت‌مدار که در مقام مستشاری برای کمک به دولت و ملت سوریه در مقابله با تروریست‌های تفکیری- سلفی به این کشور عزیمت کرده بود، مشورت‌های تعیین کننده‌ای در راستای توقف و خنثی سازی جنایات و توطئه‌های این فتنه صهیونیستی - تروریستی در جغرافیای سوریه ارائه و نام و یاد خود را در زمره مدافعین و حامیان مقاومت اسلامی و ضد صهیونیستی ثبت کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی میزان، مناقشات سوریه که در روزهای ابتدایی در قالب اعترا ض های مردمی به وجود آمده بود، خیلی زود ماهیت صهیونیستی خود را نشان داد و گروهک های مختلف تکفیری و وهابی به پشتوانه جبهه ضد مقاومت غربی-عربی، سوریه را به میدان کارزاری بین المللی برای تخریب چهره اسلام ناب محمدی(ص) و نابود کردن جبهه مقاومت تبدیل کردند.

جوانان پاک این مرز و بوم؛ همان ها که الفبای عشق و دلدادگی را از کودکی آموخته اند، همان ها که خدای رحمان و رحیم در شب های قدر به العفو العفو گفتن های آنان پیش ملائکه اش مباهات می کند، همان ها که پروانه وار گرد شمع نورانی ولایت فقیه می گردند و ذکر لبشان دعای برای ظهور منتقم آل محمد است، با لبیک بر شهادت طلبی و نفی صهیونیسم جهانی عازم جبهه های حق علیه باطل در محور مقاومت شدند.

لیکن جوانان دلباخته سالار شهیدان(ع) و فرزندان معنوی امام خمینی(ره) که گهواره نشینان روزهای انقلاب بودند، در دفاع از جبهه جهانی مقاومت به سوی خط مقدم شتافتند و در جوار حرم شریف حضرت زینب کبری(س) به خیل شهدای کربلایی پیوستند؛ به برکت خون شهدای مدافع حرم بود که اکنون محور مقاومت هنوز پا بر جا مانده است.

در این بین هم برخی سرداران رشید دوران هشت ساله دفاع مقدس که از غافله شهداء جا مانده بودند نیز ماموریت های مستشاری را برای حفظ آن چه که خط قرمز خود می دانستند، یعنی دفاع از حریم آل الله برگزیدند و به جمع مدافعان حرم در سوریه و عراق پیوستند. اگرچه برخی مدافعان حرم و مستشاران نظامی جمهوری اسلامی که در کنار برادران عرب زبان خود به حفظ محور مقاومت و دفاع از حریم اهل بیت(ع) مشغول بودند نیز به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت دست یافتند. سردار شهید الله دادی نیز یکی از این جا ماندگان از غافله شهادت بود.

هفته گذشته، شهید الله دادی به همراه گروهی از رزمندگان و نیروهای مقاومت اسلامی برای بازدید به منطقه قنیطره رفته بودند که ناگهان و به صورت ناجوانمردانه مورد حمله بالگرد نظامی رژیم صهیونیستی قرار گرفتند و بر اثر این جنایت، این سردار دلاور همراه با تعدادی از اعضای حزب الله به شهادت‌رسیدند.

حسن شمشادی، خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران درباره آخرین باری که شهید الله دادی را دیده است، گفته: شهید الله دادی پس از دعا هنگام خروج از حرم، سلام علیکی کرد؛ و با لبخندِ همیشگی‌اش، از هم جدا شدیم و خداحافظی کردیم. و من چه می‌دانستم که این اخرین دیدار است و دیدار بعد به ‫‏قیامت‬ می‌افتد.

این فرمانده مؤمن و ولایت‌مدار که در مقام مستشاری برای کمک به دولت و ملت سوریه در مقابله با تروریست‌های تفکیری- سلفی به این کشور عزیمت کرده بود، مشورت‌های تعیین کننده‌ای در راستای توقف و خنثی سازی جنایات و توطئه‌های این فتنه صهیونیستی تروریستی در جغرافیای سوریه ارائه و نام و یاد خود را در زمره مدافعین و حامیان مقاومت اسلامی و ضد صهیونیستی ثبت کرد.

شب قبلش او میهمان حرم حضرت زینب(س)‬ هم بود، مثل بسیاری روز‌ها و شب‌های دیگر، اما گویا این بار او را آوردند، همراه با چند هم رزم شهیدش، برای طواف و وداع.

شهید محمد علی الله دادی فرزند پاریز سیرجان بود که با شروع انقلاب وارد نهادهای انقلابی شد، وی در سال ۶۲ برای خدمت به مناطق محروم به کهنوج رفت، در دوران دفاع مقدس وی در لشکر ۴۱ لشکر ثارالله به عضویت در تیپ ادوات در آمد. وی پس از شهادت حاج مهدی زندی مسئولیت فرماندهی تیپ ادوات لشکر را بر عهده گرفت.

همرزم شهید الله دادی می گوید: او صاحب حماسه‌های بزرگ در هشت سال دفاع مقدس است و  در کربلای ۵ در جنگ تن به تن که خودم شاهد بودم حضور داشت ،شهید الله دادی انسانی زاهد بود که جلسات قرآن ایشان هرگز تعطیل نمی‌شد و همواره روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه روزه‌دار بودند.

محمد علی با شروع جنگ تحمیلی فرصت بازگشت به دانشگاه را تا پایان جنگ از دست داد و 15 روز پس از حمله ارتش رژیم بعثی عراق به ایران اسلامی در تاریخ 14 مهرماه 1359 به اتفاق دوست و هم‌رزم همیشگی‌اش سردار شهید مهدی‌زندی‌نیا عازم جبهه شد و به شهر مقاوم سوسنگرد رفت.

39 روز بعد در تاریخ 23 آبان ماه 1359 لشکر 9 زرهی عراق اقدام به محاصره سوسنگرد کرد در این شرایط به همه رزمندگان داخل شهر سلاح دادند و به محمدعلی یک تفنگ ژ3 رسید اما به شهید زندی‌نیا هیچ چیز نرسید هر دو به همراه گردان خمپاره‌انداز شهید حسین علم‌الهدی در کنار نیروهای ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران وارد خط مقدم شدند.

از همین جا علاقه‌شان به سلاح خمپاره‌انداز آغاز و تا پایان جنگ از این سلاح دور نشدند تا جایی که پس از چندی در زمره‌ بهترین کاربران این سلاح به حساب آمدند، سردار شهید محمدعلی الله‌دادی از اواسط سال 1361 به عضویت سپاه در آمد و قبل از عملیات خیبر به گردان ادوات لشکر 41 ثارالله ملحق شد.

شهید الله‌دادی از خاطرات دفاع مقدس خود چند ماه قبل از شهادتش می‌گوید: در اوایل جنگ فرماندهی داشتم به نام سردار شهید پایدار، هنگامی که می‌گفت هیچ کس حق ندارد سرش را از خاکریز بالا بگیرد، هیچ کس بالا نمی‌گرفت، چون فرمان فرمانده را برای خودمان به مانند تکلیف شرعی می‌پنداشتیم، اطاعت‌پذیری در حد بسیار بالایی انجام می‌گرفت و ما در جبهه اگر می‌خواستیم رزمنده بازیگوشی را تنبیه کنیم، او را در عملیات شرکت نمی‌دادیم و همین کافی بود تا ساعت‌ها گریه کند، سخت‌ترین تنبیه در دوران دفاع مقدس عبارت بود از وارد نکردن نیرو در موج اول نبرد.

وی افزود: این شرایط در آن سوی خط و در بین نیروهای بعثی متفاوت بود و صدام برای هر عملیات موفقی از نیروهایش تقدیر مادی می‌کرد، برای مثال او همیشه به نیروها و فرماندهانی که کار خوب انجام می‌دادند یک شمشیر و یا کلتی به نام طارق هدیه می‌داد و اگر هم عقب‌نشینی می‌کردند، شروع به اعدام مقصران می‌کرد اما امام راحل هیچ‌گاه احدی را حتی توبیخ شفاهی هم نکرد و اگر گاه بر حسب نیاز و یا اجبار مجبور به عقب‌نشینی می‌شدیم از ما دلجویی و امید را در دلمان زنده می‌کرد.

الله‌دادی بیان کرده بود: همین امر تفاوت بین رزمندگان در این سوی خط و بعثی‌ها را در آن سو نشان می‌داد و به واقع ایجاد فرهنگ ولایت‌پذیری هنری است که در ذات انسان و به ویژه رزمندگان اسلام وجود داشت و بیشتر از دل بر می‌آمد.

وی خاطرنشان کرده بوده : این هنر امام راحل و مقام معظم رهبری است که همه ما را در کنار هم قرار داده ما به هنگام دفاع مقدس زیارت عاشورا، دعا کمیل و ندبه می‌خواندیم و گریه می‌کردیم و از سویی در شب عملیات مقتدرانه بر دشمن هجوم برده و او را نابود می‌ساختیم.

شهید الله‌دادی عنوان کرده بود: به جرأت می‌توانم بگویم از ابتدا تا انتهای جنگ هیچ تودیع و معارفه‌ای در لشکر 41 ثارالله انجام نگرفت، هنگامی که نیمه شعبان در قرارگاه اهواز از سردار شهید زندی‌نیا به عنوان پاسدار نمونه تقدیر به عمل آمد، او بیمار شد و دیگر نمی‌توانست راه برود و آن روز من زیر بغلش را گرفتم تا بلند شود از تقدیر زبانی آن چنان ناراحت شد که در میان جمع گفت «ای کاش زنده نبودم».

وی تاکید کرده بودند : این چنین روحیاتی سبب شده بود تا در جبهه با تمام وجود برای پیروزی استفاده کنیم، کسی به ما برای ورود به تیپ تخصصی ادواتی رعد، آموزش نداد ما خودمان این تیپ را از دل جنگ پایه‌ریزی کردیم و سپس هر کجا گره‌ای در کار بود با تلاش و پشتکار و کسب علم به صورت خودجوش آن را برطرف می‌کردیم.

شهید مقاومت بیان کرده بودند : برای مثال یکی از اتفاقاتی که در عملیات والفجر هشت برای تیپ ادوات لشکر ثارالله پیش آمد، عبارت بود از اینکه گلوله‌های محدودی که برای ثبت تیر ارسال می‌کردیم، درست به هدف نمی‌خورد و مشکل را هم نمی‌توانستیم پیدا کنیم، یک روز در سنگر نشسته و مشغول نگاه کردن بر روی نقشه بودم، بیسیم هم روشن بود، صدای دیده‌بان و آتشبار را می‌شنیدم که دارند به هم گرا می‌دهند به فکرم رسید من هم موقعیت‌هایی را که آن‌ها به هم می‌گویند بر روی نقشه مرور کنم.

وی گفته بودند: جای دیده‌بان را می‌دانستم و دیدم موقعیتی از سوی وی اعلام شد که با نقشه هم‌خوانی نداشت، بیسیم را برداشتم و گفتم فلانی جایت را عوض کردی، گفت نه و موقعیت‌ها را بر مبنای نقشه می‌گویم و همین جا مطمئن شدم که اشتباه از نقشه است از بقیه فرماندهان و سردار شهید مهدی زندی‌نیا هم کمک خواستم و نقشه را چندین بار مورد بررسی قرار دادیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که نقشه یک کیلومتر اختلاف دارد، یعنی اگر ما همه کارهای شناسایی و گراگیری و ثبت موقعیت‌های دشمن را هم درست انجام می‌دادیم با توجه به مختصات نقشه، باز این گلوله یک کیلومتر آن‌طرف‌تر بر زمین می‌خورد.

الله‌دادی تصریح کرده بود: حالا باید برای اطمینان برویم و عکس‌های هوایی منطقه را مورد بررسی دوباره قرار دهیم، چون مقیاس نقشه‌ها بر مبنای عکس‌های هوایی مشخص می‌شد با دیدن عکس‌ها که قبل از انقلاب توسط خارجی‌ها گرفته شده بود، مطمئن شدیم بدون دقت بوده و سایه نخل‌ها و ساختمان‌ها در آنها به خوبی تفسیر نشده‌اند.

وی خاطرنشان کرده بود: همان‌ روز با فرماندهی قرارگاه عملیاتی هماهنگ کردیم و یک فروند پهباد را به بالای منطقه فرستادیم تا دوباره عکس هوایی آن منطقه را با دقت بیشتری تهیه کنیم، پس از بررسی عکس‌های جدید، اشکال مشخص شد و ما موفق شدیم منطقه را از نو تفسیر کرده و نقشه جدیدی طراحی کنیم.

این شهید بزرگوار عنوان کرده بود: سپس در عمل با استفاده از قطب‌نما و موتورسیکلت، هر بلوک نقشه را از لب رودخانه بهمن‌شیر تا اروند رود مورد تطبیق قرار داده و اطمینان کسب کردیم که همه چیز درست شده و دیگر دشمن نمی‌تواند حتی یک متر از تیررس‌مان خارج شود و بدینوسیله ما پیروز عملیات والفجر هشت شدیم و هنوز هم به آن افتخار می‌کنیم.

طرحها و مشورت‌های این شهید مقاومت  در راستای توقف و خنثی سازی جنایات و توطئه‌های فتنه صهیونیــــستی تکفیری موجبات عقب نشینی گسترده گروه داعش و جبهه النصره را از مناطق وسیعی از سوریه ایجاد نمود و رهایی ملت سوریه را از چنگال دشمنان این کشور به همراه داشت. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *