غبارروبی از قفسههای غریب کتاب در منازل
خبرگزاری میزان: فعالیتهای جنبی مانند نقد و بررسی و جلسات منظم شعر و داستان و نقد فیلم و... یکی از امتیازهای هیأت داوران برای انتخاب برگزیدگان جشنواره «کتابخانههای خانگی و مجتمعهای مسکونی» است؛ ویژگیای که علاوه بر اهداف مترتب، فراهمکننده بستری برای پاسخگویی به یک نیاز اجتماعی است.
: فعالیتهای جنبی مانند نقد و بررسی و جلسات منظم شعر و داستان و نقد فیلم و... یکی از امتیازهای هیأت داوران برای انتخاب برگزیدگان جشنواره «کتابخانههای خانگی و مجتمعهای مسکونی» است؛ ویژگیای که علاوه بر اهداف مترتب، فراهمکننده بستری برای پاسخگویی به یک نیاز اجتماعی است.
به گزارش و به نقل از گزارشی که نرگس عاشوری در "ایران" ارائه کرده «خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی دارد؛ یا کتابهای خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.» قولی معروف از ویکتور هوگو که لابد شامل حال دوران ما هم میشود؛ دورانی که هر چند ارزش مشترک حاکم بر ذهن مردمانش به نحوی تغییر یافته است که به قول مدیر کل نهاد کتابخانههای عمومی کشورمان نسل جوانش از پایین بودن مدل گوشیشان خجالت میکشند اما از کتابنخوانیشان نه. در میان همین صدها هزار جوانی که دغدغه گذران اوقات فراغتشان بهرهمندی از تکنولوژیهای جدید ارتباطی و شبکههای اجتماعی است، هستند آدمهایی که همچنان دلمشغولیشان برای لذت بخش کردن این ساعات ملالتبار «بزرگترین اختراع بشر» به قول ویلیام شکسپیر، یعنی «کتاب» است و ترجیح میدهند به جای دخیل بستن به فضای مجازی و آدمهایش به قفسههای کتاب متمسک شوند و مطالعه کنند و به تعبیر شاعر و نویسنده بریتانیایی، ساموئل اسمایز، با دانشمندان طرف صحبت شوند و اندیشههای اصحاب فرهنگ را به تفکرشان پیوند بزنند.
گروههایی هر چند محدود که قرارهایشان و دور هم جمع شدنهایشان در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی هم معرفی و گفتن از کتابهایی است که تا به حال خواندهاند. گروههایی که با دستاویز قرار دادن سنتهای ریشهدار کشورمان نظیر اهدا و نذر و تعاون در این سالها تلاش کردهاند به سهم دانایی و داراییشان برای بسط فرهنگ کتابخوانی و فعالیتهای فرهنگی سازنده، گام بردارند و با بدعت نهادن آیینهای خودجوش منشأ اقبال جامعه به کتاب و مطالعه شوند؛ اقدامهایی که سازنده است.
تقویت روحیه جمعی و اعتماد عمومی
نمونه باشکوه این سنتها کتابخانههایی است که بدون وابستگی به هیچ اداره و نهاد رسمی به صورت خودجوش در خانه، آپارتمان، مغازه و حتی کارخانه شکل گرفتهاند و اهداف و فعالیتهای مفیدشان در معرفی و معاوضه کتاب آنقدر ارزشمند بوده است که مدیران فرهنگی را متوجه راهاندازی جشنوارهای به این منظور کند؛ جشنوارهای برای کتابخانههای خانگی!
جشنوارهای که نخستین دوره آن در سال 1381 توسط انجمن نویسندگان کودک و نوجوان با همکاری معاونت هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران و با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی، تشویق دارندگان کتابخانههای خانگی به امانت دادن کتاب و انجام فعالیتهای جنبی و جمعی فرهنگی برگزار شد؛ جشنوارهای برای کتابخانههایی که از طرف مردم و بدون وابستگی اداری و نهادی به هیچ سازمانی در مجتمعهای مسکونی، مغازهها، کارگاهها، مدارس و... راهاندازی میشوند و علاوه بر خودجوش بودن یکی از مهمترین ویژگیهای آن دارا بودن کتابهای کودک و نوجوان است؛ شاخصهای که ارتباطی مستقیم با هدف بنیانگذاران این جشنواره دارد. در واقع هدف از راهاندازی این جشنواره از سوی انجمن نویسندگان و کودکان دغدغه نویسندگان در رشد و اعتلای سطح مطالعه و فرهنگ مردم است و به اعتقاد صاحبنظران این حوزه این کتابخوانی والدین است که کودکان را ترغیب به مطالعه میکند و همین کودکان کتابخوان تضمینکننده رشد و اعتلای ادبیات و فرهنگ جامعه میشوند.
علاوه بر این، فعالیتهای جنبی مانند نقد و بررسی و جلسات منظم شعر و داستان و نقد فیلم و... یکی از امتیازهای هیأت داوران برای انتخاب برگزیدگان جشنواره است؛ ویژگیای که علاوه بر اهداف مترتب، فراهمکننده بستری برای پاسخگویی به یک نیاز اجتماعی است.
به هر حال با هر متر و معیاری که حساب کنیم بنمایه جشنواره کتابخانههای خانگی ساختار مردمی است، چرا که از بودجه دولتی استفاده نمیکند بنابراین میتواند بر اساس سلیقه و نیاز گروهی شکل بگیرد و به تبع آن با انجام فعالیتهای جنبی فضایی صمیمی و سالم برای شکلگیری تعاملات اجتماعی ایجاد کند، آن هم در زمانهای که با شیوع تکنولوژیهای ارتباطی مجازی، خطر درونی شدن فردگرایی در کمین جامعه ما است. ضمن اینکه اساساً امانت دادن کتاب کاری گروهی است و فی نفسه روحیه تعاون و اعتماد و همکاری را گسترش میدهد. بنابراین استفاده از کتابخانههای خانگی علاوه بر تقویت روحیه جمعی خبر از وجود اعتماد عمومی میدهد که جامعه امروز به آن نیاز دارد.
استقبال نوجوانان از جشنواره کتابخانههای خانگی
«جشنواره کتابخانههای خانگی» پس از وقفه چند ساله بعد از دومین دوره آن در سال 86 حالا سومین دورهاش را با اضافه شدن پسوند «و مجتمعهای مسکونی» برگزار کرده و به قولی روند رو به رشدی هم داشته است؛ سر و شکل بهتری پیدا کرده و شرکتکنندگانش هم بیشتر شده است. تعداد شرکتکنندگان در جشنواره امسال که اواخر آبانماه و همزمان با هفته کتاب برگزار شد 56 نفر از سراسر کشور بودند که 10 نفر به عنوان برگزیده و 2 نفر شایسته قدردانی معرفی شدند.
علاوه بر این به گفته دبیر سومین جشنواره سراسری کتابخانههای خانگی و مجتمعهای مسکونی این جشنواره یک تفاوت دیگر هم داشته است.
عزتالله الوندی در این باره به ایران میگوید: «تعدادی شرکتکننده نوجوان برای نخستین بار در این جشنواره شرکت کردند. نوجوانانی که بر اساس اطلاعرسانیهای دورههای پیشینتلاش کرده بودند تا کیفیت وکمیت کتابخانههایشان را تقویت کنند و آن را توسعه و گسترش بدهند.» او در ادامه درباره دلایل این وقفه چند ساله هم میگوید: «از ابتدا قرار خاصی بر این نبود که جشنواره به صورت مشخص چند سالانه باشد. به هر حال این جشنواره به لحاظ محتوایی موضوعیت سالانه شدن ندارد و به لحاظ اقتصادی هم نیازمند صرف هزینه است که بر این اساس از ابتدا تصمیم بر آن شد که هر چند سال یک بار برگزار شود.»
لزوم حمایتهای دولتی بدون دخالتهای ناموجه
جشنواره کتابخانههای خانگی نشان از بالندگی و تأثیرگذاری نهادها برای ترویج کتابخوانی است اما فارغ از میزان تأثیرگذاری چنین حرکتهایی در سطح خرد، اظهارنظر کارشناسان بر این نکته متمرکز است که جریانساز شدن چنین حرکتهایی نیازمند حمایتهای رسمی دولت است و باید نگاهی کلان پشت ایجاد این کتابخانهها باشد.
به عنوان نمونه عدهای از تحلیلگران بر این باورند که پس از تشویق و اهدای جوایز ضروری است برگزیدگان مورد آموزش حرفهای قرار بگیرند تا از این پس قادر به ایجاد جذابیت و معرفی آثار همدلانه و مناسب به اعضا باشند.
موضوعی که بنا بر گفته الوندی در بیانیه هیأت داوران این دوره جشنواره شامل مجید رخشانی، رامبد جوان، یدالله گودرزی، مهدی یوسفی و فاطمه زمانی هم آمده است: «این موضوع در بیانیه هیأت داوران آمده است که به منظور گسترش فرهنگ کتابخوانی و آکادمیکتر شدن آن پیشنهاد شود که وزارت ارشاد تمهیدی بیندیشد تا با کمک انجمن نویسندگان کودک و نوجوان امکان و اسباب آموزش کتابداران خانگی فراهم شود تا با آموزش صحیح و درست ارائه خدماتشان در کتابخانههای خانگی بهتر انجام بگیرد.»
اما از سوی دیگر دخالتهای مترتب بر حمایتهای رسمی و دولتی و یکسانسازی و چارچوب دار کردن این کتابخانهها و به تبع آن سلب خصوصیات ویژه و یگانه این کتابخانهها از نکات غیرقابل اغماض و تشویشهایی است که کارشناسان بر آن تأکید دارند.
دبیر سومین دوره جشنواره کتابخانههای خانگی با تأکید بر این موضوع میگوید: «قرار نیست این حمایتها به گونهای باشد که چنین پیامدهایی داشته باشد و مطمئن باشید این اتفاق نمیافتد برای اینکه خیلی از این کتابخانهها در روستاها تشکیل شده و با کمترین امکانات توانستهاند بیشترین بهره را ببرند.»
افراشتن عَلَم اعتراض علیه گلایههای مسئولان
الوندی در تأیید صحبتهای خود کتابخانه «فاطمهها» را مثال میزند که بهعنوان کوچکترین کتابخانه کشور در اتاقی ۹ متری و خشت و گلی با سقفی چوبی در روستای دهکهان از توابع کهنوج کرمان توسط سهدختر نوجوان به نام <فاطمه> تشکیل شده است و حالا با 200عضو، جهانی هم شده است یا از کتابخانه دیگری در روستای محروم اکنلو از توابع کبودرآهنگ نام میبرد که 4 هزار عضو فعال دارد. او همچنین از یکی از برگزیدگان این دوره یاد میکند که در ارتفاع 4200متری دماوند کتابخانهای برای کوهنوردان تأسیس کرده است و در ادامه میگوید: «یکی دیگر از شرکتکنندگان در جشنواره امسال در کارگاه تولید گل و گیاه کتابخانهای تشکیل داده بود و برای همسایههای اهل کتاب خود خدمات کتابداری و کتابخوانی راه انداخته بود».
خیاط خانهای که کتاب امانت میدهد یا رانندهای که در وسیله نقلیه خود کتابخانهای را طراحی کرده است و... نمونهای از دهها مورد عجیب و خوشحالکننده دورههای قبل این جشنواره است که همگی به تعبیر داستاننویس معاصر کشورمان، یوسف علیخانی، بلند کردن علم اعتراض در مقابل مسئولانی است که مدام درمصاحبههایشان از آمار مطالعه و کتابخوانی گلایه دارند و گویای این واقعیت است که با وجود افزایش قیمت کتاب و عوامل اقتصادی و تغییرات مدام اجتماعی و گسترده شدن تکنولوژی مردم همچنان وفادارانه یار مهربان و دوستدار کتابند؛ البته اگر آثار همدلانه تولید و معرفی شود.
او در ادامه صحبتهای خود به ایران میگوید: «به عنوان کسی که حداقل 4-23 سالی است که فعالیت میکند و حالا به عنوان ناشر، این قید را برای خودم قرار دادهام که هرگز یک شاعر، نویسنده و مترجم را بهعنوان مخاطب در نظر نگیرم چون آنها را بهعنوان تولیدکننده میشناسم.مخاطبها، مردمی هستند که متأسفانه زمان آمارگیری اصلاً به حساب نمیآیند و شاهد ادعای من سیل جمعیتی است که به نمایشگاههای کتاب میآیند. ضمن اینکه از یک سو کتابفروشها و کسانی که کتاب پیشنهاد میدهند هم مردم را بیاعتماد کردهاند. وقتی یک زن خانهدار سراغ رمانی را برای گذراندن اوقات فراغتش میگیرد نامردی است اگر من فلانر اوکانر یا کارهای مرلین رابینسون را توصیه کنم حتی اگر برنده جوایز اورنج و پولیتزر و... هم شده باشد!»
حرکتهای خودجوش را مقید و دولتی نکنید
یوسف علیخانی معتقد است جامعه ما جماعت کتابخوان میلیونی دارد که پنهان ماندهاند و همچون آتش زیر خاکستر با اقدامهایی همچون جشنواره کتابخانههای خانگی نمایان شدهاند. او همچنین در ادامه برای تأیید صحبتهایش به گروههایی چون «کتابخوان» و «کتابخوار» و «سفر به دور ایران با کتاب» که در یکی از همین شبکههای فضای مجازی تشکیل داده استناد کرده و میافزاید: «باور میکنید 99درصد فعالان این گروه خانمها هستند و جالب است مثلاً در گروه کتابخوار که ساعت 10 شب روز یکشنبه که کتاب خاصی را نقد میکنند نظراتشان قابل تأمل است.
من فراوان داشتهام که در یک درخواست 50 جلد رمان «پیشاز آنکه من بخوابم» را خواستهاند. وقتی جویا شدم متوجه شدم که گروهی ازخانمها هفتهای یک بار دور هم جمع میشوند و درباره رمانی که خواندهاند جلسه برگزار میکنند. به اعتقاد من این جنبش با همین اقدامات و جشنواره کتابخانههای خانگی حرکتش را شروع کرده است.»
این نویسنده در پایان با خطاب قرار دادن مسئولان و سیاستگذاران فرهنگی خاطرنشان میسازد: «قدر اینها را بدانید وهیچ وقت دست به ساختار و ترکیب شان نزنید و آنها را مقید و دولتی و سیستماتیک و سازمانی نکنید. بگذارید این حرکتهای خودجوش خودشان کارهایشان را ادامه بدهند. از توی همینهاست که نویسنده در میآید.»
وی میافزاید:از این همه ژستهای روشنفکری رمان خوب متولد نمیشود. بهترین کتاب انتشارات من در شش ماه گذشته رمان «روزگار تفنگ» و برنده جایزه رمان اول ماندگار است که نویسندهاش یک سبزی فروش است! اما اگر به همین سبزی فروش تحمیل بکنیم که راجع به فلان موضوع بنویسد مطمئن باشید که کار خوبی تولید نمیکند. او باید با میل خودش بنویسد و مخاطب با میل خودش بخواند. خواهش میکنم کسی به حریم این نویسندهها و جمعها و کتابخانهها تجاوز نکند و نخواهد که اینها را مال خودش بکند. اینها مال مردم است و پاسخ محکم مردم است مبنی بر اینکه ما کتابخوان هستیم، اگر کتاب خوب باشد.
به گزارش و به نقل از گزارشی که نرگس عاشوری در "ایران" ارائه کرده «خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی دارد؛ یا کتابهای خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.» قولی معروف از ویکتور هوگو که لابد شامل حال دوران ما هم میشود؛ دورانی که هر چند ارزش مشترک حاکم بر ذهن مردمانش به نحوی تغییر یافته است که به قول مدیر کل نهاد کتابخانههای عمومی کشورمان نسل جوانش از پایین بودن مدل گوشیشان خجالت میکشند اما از کتابنخوانیشان نه. در میان همین صدها هزار جوانی که دغدغه گذران اوقات فراغتشان بهرهمندی از تکنولوژیهای جدید ارتباطی و شبکههای اجتماعی است، هستند آدمهایی که همچنان دلمشغولیشان برای لذت بخش کردن این ساعات ملالتبار «بزرگترین اختراع بشر» به قول ویلیام شکسپیر، یعنی «کتاب» است و ترجیح میدهند به جای دخیل بستن به فضای مجازی و آدمهایش به قفسههای کتاب متمسک شوند و مطالعه کنند و به تعبیر شاعر و نویسنده بریتانیایی، ساموئل اسمایز، با دانشمندان طرف صحبت شوند و اندیشههای اصحاب فرهنگ را به تفکرشان پیوند بزنند.
گروههایی هر چند محدود که قرارهایشان و دور هم جمع شدنهایشان در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی هم معرفی و گفتن از کتابهایی است که تا به حال خواندهاند. گروههایی که با دستاویز قرار دادن سنتهای ریشهدار کشورمان نظیر اهدا و نذر و تعاون در این سالها تلاش کردهاند به سهم دانایی و داراییشان برای بسط فرهنگ کتابخوانی و فعالیتهای فرهنگی سازنده، گام بردارند و با بدعت نهادن آیینهای خودجوش منشأ اقبال جامعه به کتاب و مطالعه شوند؛ اقدامهایی که سازنده است.
تقویت روحیه جمعی و اعتماد عمومی
نمونه باشکوه این سنتها کتابخانههایی است که بدون وابستگی به هیچ اداره و نهاد رسمی به صورت خودجوش در خانه، آپارتمان، مغازه و حتی کارخانه شکل گرفتهاند و اهداف و فعالیتهای مفیدشان در معرفی و معاوضه کتاب آنقدر ارزشمند بوده است که مدیران فرهنگی را متوجه راهاندازی جشنوارهای به این منظور کند؛ جشنوارهای برای کتابخانههای خانگی!
جشنوارهای که نخستین دوره آن در سال 1381 توسط انجمن نویسندگان کودک و نوجوان با همکاری معاونت هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران و با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی، تشویق دارندگان کتابخانههای خانگی به امانت دادن کتاب و انجام فعالیتهای جنبی و جمعی فرهنگی برگزار شد؛ جشنوارهای برای کتابخانههایی که از طرف مردم و بدون وابستگی اداری و نهادی به هیچ سازمانی در مجتمعهای مسکونی، مغازهها، کارگاهها، مدارس و... راهاندازی میشوند و علاوه بر خودجوش بودن یکی از مهمترین ویژگیهای آن دارا بودن کتابهای کودک و نوجوان است؛ شاخصهای که ارتباطی مستقیم با هدف بنیانگذاران این جشنواره دارد. در واقع هدف از راهاندازی این جشنواره از سوی انجمن نویسندگان و کودکان دغدغه نویسندگان در رشد و اعتلای سطح مطالعه و فرهنگ مردم است و به اعتقاد صاحبنظران این حوزه این کتابخوانی والدین است که کودکان را ترغیب به مطالعه میکند و همین کودکان کتابخوان تضمینکننده رشد و اعتلای ادبیات و فرهنگ جامعه میشوند.
علاوه بر این، فعالیتهای جنبی مانند نقد و بررسی و جلسات منظم شعر و داستان و نقد فیلم و... یکی از امتیازهای هیأت داوران برای انتخاب برگزیدگان جشنواره است؛ ویژگیای که علاوه بر اهداف مترتب، فراهمکننده بستری برای پاسخگویی به یک نیاز اجتماعی است.
به هر حال با هر متر و معیاری که حساب کنیم بنمایه جشنواره کتابخانههای خانگی ساختار مردمی است، چرا که از بودجه دولتی استفاده نمیکند بنابراین میتواند بر اساس سلیقه و نیاز گروهی شکل بگیرد و به تبع آن با انجام فعالیتهای جنبی فضایی صمیمی و سالم برای شکلگیری تعاملات اجتماعی ایجاد کند، آن هم در زمانهای که با شیوع تکنولوژیهای ارتباطی مجازی، خطر درونی شدن فردگرایی در کمین جامعه ما است. ضمن اینکه اساساً امانت دادن کتاب کاری گروهی است و فی نفسه روحیه تعاون و اعتماد و همکاری را گسترش میدهد. بنابراین استفاده از کتابخانههای خانگی علاوه بر تقویت روحیه جمعی خبر از وجود اعتماد عمومی میدهد که جامعه امروز به آن نیاز دارد.
استقبال نوجوانان از جشنواره کتابخانههای خانگی
«جشنواره کتابخانههای خانگی» پس از وقفه چند ساله بعد از دومین دوره آن در سال 86 حالا سومین دورهاش را با اضافه شدن پسوند «و مجتمعهای مسکونی» برگزار کرده و به قولی روند رو به رشدی هم داشته است؛ سر و شکل بهتری پیدا کرده و شرکتکنندگانش هم بیشتر شده است. تعداد شرکتکنندگان در جشنواره امسال که اواخر آبانماه و همزمان با هفته کتاب برگزار شد 56 نفر از سراسر کشور بودند که 10 نفر به عنوان برگزیده و 2 نفر شایسته قدردانی معرفی شدند.
علاوه بر این به گفته دبیر سومین جشنواره سراسری کتابخانههای خانگی و مجتمعهای مسکونی این جشنواره یک تفاوت دیگر هم داشته است.
عزتالله الوندی در این باره به ایران میگوید: «تعدادی شرکتکننده نوجوان برای نخستین بار در این جشنواره شرکت کردند. نوجوانانی که بر اساس اطلاعرسانیهای دورههای پیشینتلاش کرده بودند تا کیفیت وکمیت کتابخانههایشان را تقویت کنند و آن را توسعه و گسترش بدهند.» او در ادامه درباره دلایل این وقفه چند ساله هم میگوید: «از ابتدا قرار خاصی بر این نبود که جشنواره به صورت مشخص چند سالانه باشد. به هر حال این جشنواره به لحاظ محتوایی موضوعیت سالانه شدن ندارد و به لحاظ اقتصادی هم نیازمند صرف هزینه است که بر این اساس از ابتدا تصمیم بر آن شد که هر چند سال یک بار برگزار شود.»
لزوم حمایتهای دولتی بدون دخالتهای ناموجه
جشنواره کتابخانههای خانگی نشان از بالندگی و تأثیرگذاری نهادها برای ترویج کتابخوانی است اما فارغ از میزان تأثیرگذاری چنین حرکتهایی در سطح خرد، اظهارنظر کارشناسان بر این نکته متمرکز است که جریانساز شدن چنین حرکتهایی نیازمند حمایتهای رسمی دولت است و باید نگاهی کلان پشت ایجاد این کتابخانهها باشد.
به عنوان نمونه عدهای از تحلیلگران بر این باورند که پس از تشویق و اهدای جوایز ضروری است برگزیدگان مورد آموزش حرفهای قرار بگیرند تا از این پس قادر به ایجاد جذابیت و معرفی آثار همدلانه و مناسب به اعضا باشند.
موضوعی که بنا بر گفته الوندی در بیانیه هیأت داوران این دوره جشنواره شامل مجید رخشانی، رامبد جوان، یدالله گودرزی، مهدی یوسفی و فاطمه زمانی هم آمده است: «این موضوع در بیانیه هیأت داوران آمده است که به منظور گسترش فرهنگ کتابخوانی و آکادمیکتر شدن آن پیشنهاد شود که وزارت ارشاد تمهیدی بیندیشد تا با کمک انجمن نویسندگان کودک و نوجوان امکان و اسباب آموزش کتابداران خانگی فراهم شود تا با آموزش صحیح و درست ارائه خدماتشان در کتابخانههای خانگی بهتر انجام بگیرد.»
اما از سوی دیگر دخالتهای مترتب بر حمایتهای رسمی و دولتی و یکسانسازی و چارچوب دار کردن این کتابخانهها و به تبع آن سلب خصوصیات ویژه و یگانه این کتابخانهها از نکات غیرقابل اغماض و تشویشهایی است که کارشناسان بر آن تأکید دارند.
دبیر سومین دوره جشنواره کتابخانههای خانگی با تأکید بر این موضوع میگوید: «قرار نیست این حمایتها به گونهای باشد که چنین پیامدهایی داشته باشد و مطمئن باشید این اتفاق نمیافتد برای اینکه خیلی از این کتابخانهها در روستاها تشکیل شده و با کمترین امکانات توانستهاند بیشترین بهره را ببرند.»
افراشتن عَلَم اعتراض علیه گلایههای مسئولان
الوندی در تأیید صحبتهای خود کتابخانه «فاطمهها» را مثال میزند که بهعنوان کوچکترین کتابخانه کشور در اتاقی ۹ متری و خشت و گلی با سقفی چوبی در روستای دهکهان از توابع کهنوج کرمان توسط سهدختر نوجوان به نام <فاطمه> تشکیل شده است و حالا با 200عضو، جهانی هم شده است یا از کتابخانه دیگری در روستای محروم اکنلو از توابع کبودرآهنگ نام میبرد که 4 هزار عضو فعال دارد. او همچنین از یکی از برگزیدگان این دوره یاد میکند که در ارتفاع 4200متری دماوند کتابخانهای برای کوهنوردان تأسیس کرده است و در ادامه میگوید: «یکی دیگر از شرکتکنندگان در جشنواره امسال در کارگاه تولید گل و گیاه کتابخانهای تشکیل داده بود و برای همسایههای اهل کتاب خود خدمات کتابداری و کتابخوانی راه انداخته بود».
خیاط خانهای که کتاب امانت میدهد یا رانندهای که در وسیله نقلیه خود کتابخانهای را طراحی کرده است و... نمونهای از دهها مورد عجیب و خوشحالکننده دورههای قبل این جشنواره است که همگی به تعبیر داستاننویس معاصر کشورمان، یوسف علیخانی، بلند کردن علم اعتراض در مقابل مسئولانی است که مدام درمصاحبههایشان از آمار مطالعه و کتابخوانی گلایه دارند و گویای این واقعیت است که با وجود افزایش قیمت کتاب و عوامل اقتصادی و تغییرات مدام اجتماعی و گسترده شدن تکنولوژی مردم همچنان وفادارانه یار مهربان و دوستدار کتابند؛ البته اگر آثار همدلانه تولید و معرفی شود.
او در ادامه صحبتهای خود به ایران میگوید: «به عنوان کسی که حداقل 4-23 سالی است که فعالیت میکند و حالا به عنوان ناشر، این قید را برای خودم قرار دادهام که هرگز یک شاعر، نویسنده و مترجم را بهعنوان مخاطب در نظر نگیرم چون آنها را بهعنوان تولیدکننده میشناسم.مخاطبها، مردمی هستند که متأسفانه زمان آمارگیری اصلاً به حساب نمیآیند و شاهد ادعای من سیل جمعیتی است که به نمایشگاههای کتاب میآیند. ضمن اینکه از یک سو کتابفروشها و کسانی که کتاب پیشنهاد میدهند هم مردم را بیاعتماد کردهاند. وقتی یک زن خانهدار سراغ رمانی را برای گذراندن اوقات فراغتش میگیرد نامردی است اگر من فلانر اوکانر یا کارهای مرلین رابینسون را توصیه کنم حتی اگر برنده جوایز اورنج و پولیتزر و... هم شده باشد!»
حرکتهای خودجوش را مقید و دولتی نکنید
یوسف علیخانی معتقد است جامعه ما جماعت کتابخوان میلیونی دارد که پنهان ماندهاند و همچون آتش زیر خاکستر با اقدامهایی همچون جشنواره کتابخانههای خانگی نمایان شدهاند. او همچنین در ادامه برای تأیید صحبتهایش به گروههایی چون «کتابخوان» و «کتابخوار» و «سفر به دور ایران با کتاب» که در یکی از همین شبکههای فضای مجازی تشکیل داده استناد کرده و میافزاید: «باور میکنید 99درصد فعالان این گروه خانمها هستند و جالب است مثلاً در گروه کتابخوار که ساعت 10 شب روز یکشنبه که کتاب خاصی را نقد میکنند نظراتشان قابل تأمل است.
من فراوان داشتهام که در یک درخواست 50 جلد رمان «پیشاز آنکه من بخوابم» را خواستهاند. وقتی جویا شدم متوجه شدم که گروهی ازخانمها هفتهای یک بار دور هم جمع میشوند و درباره رمانی که خواندهاند جلسه برگزار میکنند. به اعتقاد من این جنبش با همین اقدامات و جشنواره کتابخانههای خانگی حرکتش را شروع کرده است.»
این نویسنده در پایان با خطاب قرار دادن مسئولان و سیاستگذاران فرهنگی خاطرنشان میسازد: «قدر اینها را بدانید وهیچ وقت دست به ساختار و ترکیب شان نزنید و آنها را مقید و دولتی و سیستماتیک و سازمانی نکنید. بگذارید این حرکتهای خودجوش خودشان کارهایشان را ادامه بدهند. از توی همینهاست که نویسنده در میآید.»
وی میافزاید:از این همه ژستهای روشنفکری رمان خوب متولد نمیشود. بهترین کتاب انتشارات من در شش ماه گذشته رمان «روزگار تفنگ» و برنده جایزه رمان اول ماندگار است که نویسندهاش یک سبزی فروش است! اما اگر به همین سبزی فروش تحمیل بکنیم که راجع به فلان موضوع بنویسد مطمئن باشید که کار خوبی تولید نمیکند. او باید با میل خودش بنویسد و مخاطب با میل خودش بخواند. خواهش میکنم کسی به حریم این نویسندهها و جمعها و کتابخانهها تجاوز نکند و نخواهد که اینها را مال خودش بکند. اینها مال مردم است و پاسخ محکم مردم است مبنی بر اینکه ما کتابخوان هستیم، اگر کتاب خوب باشد.
ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *