صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

روایت کارگردان "شیار 143" از مرگ دردناک پدرش جلوی چشمان دختر

۱۶ آذر ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۷:۵۰
کد خبر: ۱۹۵۰۹
دسته بندی‌: صفحه نخست ، عمومی
خبرگزاری میزان: نرگس آبیار گفت: پدرم با ماشین چپ کرده بود و فقط دستش شکسته بود. ما همه خیلی عادی رفتیم بیمارستان ملاقاتش چون فقط دستش شکسته بود بعد همان جا جلوی چشم ما ناگهان فوت کرد.

: نرگس آبیار کارگردان "شیار143" در تازه ترین گفتگویش از مرگ دردناک و تراژیک پدرش سخن گفته است؛ پدری که دختر به شدت به او علاقه داشته است.

به گزارش نرگس آبیار در گفتگویی با حبیبه جعفریان در "24" با اشاره به شوکی که مرگ پدرش برای وی به جای گذاشت می گوید:  پدرم با ماشین چپ کرده بود و فقط دستش شکسته بود. ما همه خیلی عادی رفتیم بیمارستان ملاقاتش چون فقط دستش شکسته بود اما بعد همان جا جلوی چشم ما ناگهان فوت کرد.

فرو رفتن استخوان در ریه باعث مرگ پدرم شد
 این کارگردان جوان ادامه میدهد: بعدا فهمیده بودیم که استخوان دنده اش هم شکسته بوده و بهش تنفس داده بوده اند و این طوری استخوان بدتر فرو رفته تو ریه و ریه اش را سوراخ کرده. همان جا جلوی چشم خودمان این طور شد.

وی می افزاید: یادم هست همه خوشحال و خندان رفته بودیم عیادتش و وقتی رسیدیم پشت در اتاق دیدیم دکتر ها آمده اند بیرون، عرق کرده و ترس خورده. بعد خواهرهایم و برادرهایم ریختند توی اتاق و یک دفعه یک جهنم به پا شد. برادرهایم که هیچی حالیشان نبود می خوردند به در و دیوار.

پدرم راننده جاده بود و از بچگی مرا می نشاند پشت فرمان
نرگس آبیار که کارگردانی "اشیاء از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیکترند" را نیز در کارنامه دارد درباره رابطه اش با پدر می گوید: پدرم راننده جاده بود.من باهاش خیلی سفر کرده بودم. راننده تریلی ده چرخ بود. ما را همیشه می نشاند کنار دست خودش و توی جاده ها می رفتیم با هم.

به گزارش میزان آبیار می گوید: به واسطه شغل پدر خیلی هم زود من راننده شدم! چون بابا از بچگی ما را می نشاند پشت فرمان؛فرمان کامیون. ترس نداشتیم اصلا.حتی یک جاهایی الکی میزد خودش را به خواب که یعنی من نیستم و تو خودت باید رانندگی کنی.

 


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *