قیاس مع الفارق میان حال و گذشته به سبک "چنارستان"!
خبرگزاری میزان: در یک فیلم مستند 70دقیقهای یک خیابان بهانه میشود تا به قیاس معالفارقی میان حال و زمان ماضی پرداخته شود.
: در یک فیلم مستند 70دقیقهای یک خیابان بهانه میشود تا به قیاس معالفارقی میان حال (جمهوری اسلامی) و زمان ماضی (حکومت پهلوی) پرداخته شود؛ مستندی که در جشنوارهای متعلق به جمهوری اسلامی تولید شده اما زار زار برای تشییع جنازه رضا شاه گریه میکند.
به گزارش به نقل از "جوان" در هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران، «سینما حقیقت»، فیلمی اکران شده است که در آن تاریخ بلندترین خیابان خاورمیانه به نفع حکومت پهلوی ورق میخورد.
چنارستان آفریده
«چنارستان» عنوان مستندی از هادی آفریده است؛ فیلمی که بهانه ساخت آن روایت داستان خیابان ولیعصر(عج) است که از جمله مهمترین خیابانهای کلانشهر تهران به شمار میرود و چنارهای قدیمی آن شهرت جهانی دارند.
هادی آفریده از جمله مستندسازانی است که به دلیل همکاری با شبکه بیبی سی از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شد. این مستندساز پیش از این نیز در مستند «خاطره نیآوران» کاخ نیاوران تهران را بهانهای برای بازگو کردن تاریخ از زاویه دید خود کرده بود.
سایت خبری رجانیوز درباره این مستند مینویسد: در «خاطره نیآوران» مستندساز چند راوی را برای بازگویی خاطراتشان از کاخ برگزیده است که یکی از آنها انقلابی است و در جریان تصرف کاخ حضور داشته است. اما مستندساز به قدری در ساخت مستند جانبدارانه عمل کرده است که همان دقیقه نخست مستند، با چند نمای ساده سعی میکند این پیرمرد انقلابی را دروغگو و بلهقربانگوی حکومت نشان دهد تا در ادامه، سندیت خاطرات او از اعتبار بیفتد. مستندساز حتی از نشان نماد شست در میان حرفهای این پیرمرد انقلابی هم ابایی ندارد و تا این حد هم نمیتواند ژست بیطرفی بگیرد.
سپس از اواسط مستند فرصت به رونمایی از قهرمان مستند میرسد که پیرمردی است که در آن سالها طرفدار کاخ سلطنتی بوده و هنوز دلبسته دوران شهبانویی است. حرفهای سوزناک او از وضعیت نامساعد فعلی کاخ با چنان میزانسنهایی همراه شده است که هر دوستدار انقلابی را هم نگران وضعیت کاشیهای قیمتی کاخ نیاوران میکند و به فکر فرو میبرد که چه بر سر میراث ملکه هنردوست آمده است! جالب آنکه تمام تصاویر آرشیوی که از دوران شاهنشاهی به تصویر کشیده میشود، بازی شهبانو با فرزندانش، بازگویی سوزناک و حقیقتاً تأثیرگذار وداع شاهنشاه آریامهر از اهالی کاخ، تصاویری از خوانندگی گوگوش در جشنهای سلطنتی و کلاً تصاویری چنان نوستالژیک است که مخاطب را از هر قشر و عقیدهای به فکر فرو میبرد که مشکل مردم در سالهای انقلاب با شاهنشاهی این چنین دوستداشتنی چه بوده است؟!»
چنارستان محصول نگاه چنین فیلمسازی است، با این تفاوت که اینبار نه بنای محدود کاخ نیاوران بلکه خیابان ولیعصر (عج) تهران که جنبه عمومیتری دارد و نسلهای مختلف مردم تهران با آن خاطره دارند، بهانه میشود تا مقایسهای میان حال و گذشته ایران، ایران پیش و پس از انقلاب، انجام شود.
خیابان ولیعصر (عج) به روایت...
مستند «چنارستان» از نقطه آغازین خیابان ولیعصر تهران یعنی میدان راهآهن تهران، آغاز میشود؛ تصاویر افتتاح راهآهن توسط رضاشاه و بیان خدمات وی به ایران، راهآهنی که با مالیات ناچیز مردم و با درایت اعلیحضرت برای آبادانی ایران ساخته شد! و مستندساز هم اساساً سعی نمیکند در مستند تاریخیاش حتی به این سؤال مهم اشاره کند که چرا باید راهآهن سراسری درست در مسیری طراحی شود که بسیاری از شهرهای مهم کشور از آن بیبهره بمانند و از قضا مهمترین نفعش نصیب دول متفق در طول جنگ جهانی شود؟
اما با این پیشزمینه تصویر بعدی که چنارستان به ما نشان میدهد، عزاداری مردم در تشییع جنازه رضاشاه و انبوه جمعیت و اشک و آه آنان است. جالب اینجا است که خاطرات ارتشبد فردوست ـبه عنوان یکی از مهمترین منابع تاریخی از دوران پهلوی ـ به مسئله بازگرداندن جسد مومیایی شده رضاشاه از مصر به ایران پرداخته شده است و مستندساز بیطرف ما باز هم اساساً به آن اشارهای نمیکند؛ اینکه حکومت پهلوی از ترس اعتراضات مردم انتقال جسد را چند سال به تعویق میاندازد و در مراسم تشییع جنازه از درجهداران ارتشی میخواهد با لباس سویل (غیرنظامی) حضور یابند و برای حفظ ظاهر در ریختن اشک اسراف کنند.
در چنارستان، تصاویر تهران قدیم پر از شادی است، مردم همه خوشحال هستند و در نقطه مقابل و در یک مقایسه کاملاً بیطرفانه به نفع رژیم پهلوی! تصاویر تهران امروز غمزده، یأسآلود و چرک و همانطور که در خاطره نیآوران هم شاهد بودیم، همه تعاریف از دوران پهلوی همراه با اندوه و حسرت است و غم روزهای شاد گذشته.
بیطرفی مستندساز هم تا حدی است که با وجود اینکه به جزئیات زندگی افرادی چون فروغ فرخزاد توجه میکند اما تنها در حد چند جمله کوتاه به «مهدیه تهران» میپردازد و به سرعت از آن میگذرد تا به کوچه مقابل و خانه سوگلی شاه برسد.
هنردوستی قدما؟
چهار راه ولیعصر (عج) و پارک دانشجو، یکی از مناطق مورد اشاره مستند «چنارستان» است. در اینجا ساخت مجموعه تئاتر شهر نشانهای از هنردوستی حکومت پیشین و ساخت مسجد در پارکینگ مجموعه تئاتر شهر اقدامی غیر موجه از سوی حکومت فعلی نشان داده میشود.
در این مستند با اشاره به اینکه بیشتر حرکتهای انقلابی مردم در خیابان ولیعصر(عج) نمود داشته است از تمامی صحنههای تظاهرات عظیم مردمی پیش از انقلاب تنها به تصاویر دستچین شده حضور زنان بیحجاب در تظاهرات اکتفا میشود. جالب است که یکی از صحنههایی که آفریده از تاریخ خیابان ولیعصر انتخاب کرده حوادث سال 88 است که تصویر آن با علامت پیروزی «v»یکی از طرفداران جنبش سبز به برگزاری جشن و پایکوبی پیروزی دکتر روحانی در انتخابات سال 92 و آهنگ «برقصا»ی محسن چاوشی کات میخورد. فیلمساز اینگونه القا میکند که پیروزی دولت تدبیر و امید ادامه راه جنبش سبز است! و برای بردن دل مدیران مرکز گسترش کلیپ بیربطی هم از شادیهای پیروزی حسن روحانی نشانمان میدهد.
«کافه کوچینی» یکی از مراکز تفریحی تهران پیش از انقلاب بوده است که فرهاد مهراد در اوج فعالیتهای هنری خود در آن حضور مییافت و میخواند. آفریده در سیر خیابان ولیعصر(عج) سری هم به این کافه زده و با نشان دادن اینکه قسمت «بار» کافه به نمازخانه تبدیل شده است تناقض معناداری را به نمایش میگذارد و مخاطبان داخل سالن سینما را به خنده واداشت! کاخ گلستان و خانه دکتر عدل از پزشکان سرشناس ایرانی در این مستند مورد اشاره قرار میگیرند؛ دو بنایی که در نزدیکی هم قرار دارند. اما روایت مستندساز به این گونه است که درهای کاخ گلستان بعد از انقلاب روی مردم بسته شده و کاخ برای جلسات تشخیص مصلحت نظام مورد استفاده قرار میگیرد. در مورد خانه دکتر عدل هم به رفاقت وی با شاه اشاره میشود؛ در صورتی که شهرت عدل بیشتر به خاطر تخصص وی بوده است تا رفاقت با شاه.
خیابان ولیعصر(عج)
در طول فیلم سعی میشود تا خیابان ولیعصر با نام قدیم آن «خیابان پهلوی» (جاده پهلوی) نامیده شود. ساخت و گسترش خطوط ارتباطی درونشهری از جمله وظایف شهرداریها است. ساخت خیابان ولیعصر(عج) نیز کاری خارقالعاده به شمار نمیرود اگر چه این خیابان سالهای متمادی مرکز خرید، تفریح و سرگرمی اهالی تهران به شمار میرفته و هم اکنون نیز یکی از شاهراههای ارتباطی شهر تهران است اما آنجا تنها خیابان پایتخت نیست. از بینرفتن چنارهای این خیابان فاجعهای زیستمحیطی به شمار میرود اما از بین رفتن درختها نمیتواند نشانهای از بیکفایتی یک نظام حکومتی باشد. تا به حال در شبکه تلویزیونی تهران بارها درباره تاریخ شهر، اماکن و رخدادهای آن برنامه ساخته شده و چند برنامه به صورت مشخص درباره خیابان ولیعصر(عج) ساخته شده است. اما تفاوت واضح و عیان کاری که هادی آفریده ساخته با آن برنامههای تلویزیونی این است که فیلمساز میخواهد تاریخ را به نفع آنچه خود میپسندد، تعریف کند در صورتی که تاریخ به خوبی مورخان مغرض را رسوا کرده است.
به گزارش به نقل از "جوان" در هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران، «سینما حقیقت»، فیلمی اکران شده است که در آن تاریخ بلندترین خیابان خاورمیانه به نفع حکومت پهلوی ورق میخورد.
چنارستان آفریده
«چنارستان» عنوان مستندی از هادی آفریده است؛ فیلمی که بهانه ساخت آن روایت داستان خیابان ولیعصر(عج) است که از جمله مهمترین خیابانهای کلانشهر تهران به شمار میرود و چنارهای قدیمی آن شهرت جهانی دارند.
هادی آفریده از جمله مستندسازانی است که به دلیل همکاری با شبکه بیبی سی از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شد. این مستندساز پیش از این نیز در مستند «خاطره نیآوران» کاخ نیاوران تهران را بهانهای برای بازگو کردن تاریخ از زاویه دید خود کرده بود.
سایت خبری رجانیوز درباره این مستند مینویسد: در «خاطره نیآوران» مستندساز چند راوی را برای بازگویی خاطراتشان از کاخ برگزیده است که یکی از آنها انقلابی است و در جریان تصرف کاخ حضور داشته است. اما مستندساز به قدری در ساخت مستند جانبدارانه عمل کرده است که همان دقیقه نخست مستند، با چند نمای ساده سعی میکند این پیرمرد انقلابی را دروغگو و بلهقربانگوی حکومت نشان دهد تا در ادامه، سندیت خاطرات او از اعتبار بیفتد. مستندساز حتی از نشان نماد شست در میان حرفهای این پیرمرد انقلابی هم ابایی ندارد و تا این حد هم نمیتواند ژست بیطرفی بگیرد.
سپس از اواسط مستند فرصت به رونمایی از قهرمان مستند میرسد که پیرمردی است که در آن سالها طرفدار کاخ سلطنتی بوده و هنوز دلبسته دوران شهبانویی است. حرفهای سوزناک او از وضعیت نامساعد فعلی کاخ با چنان میزانسنهایی همراه شده است که هر دوستدار انقلابی را هم نگران وضعیت کاشیهای قیمتی کاخ نیاوران میکند و به فکر فرو میبرد که چه بر سر میراث ملکه هنردوست آمده است! جالب آنکه تمام تصاویر آرشیوی که از دوران شاهنشاهی به تصویر کشیده میشود، بازی شهبانو با فرزندانش، بازگویی سوزناک و حقیقتاً تأثیرگذار وداع شاهنشاه آریامهر از اهالی کاخ، تصاویری از خوانندگی گوگوش در جشنهای سلطنتی و کلاً تصاویری چنان نوستالژیک است که مخاطب را از هر قشر و عقیدهای به فکر فرو میبرد که مشکل مردم در سالهای انقلاب با شاهنشاهی این چنین دوستداشتنی چه بوده است؟!»
چنارستان محصول نگاه چنین فیلمسازی است، با این تفاوت که اینبار نه بنای محدود کاخ نیاوران بلکه خیابان ولیعصر (عج) تهران که جنبه عمومیتری دارد و نسلهای مختلف مردم تهران با آن خاطره دارند، بهانه میشود تا مقایسهای میان حال و گذشته ایران، ایران پیش و پس از انقلاب، انجام شود.
خیابان ولیعصر (عج) به روایت...
مستند «چنارستان» از نقطه آغازین خیابان ولیعصر تهران یعنی میدان راهآهن تهران، آغاز میشود؛ تصاویر افتتاح راهآهن توسط رضاشاه و بیان خدمات وی به ایران، راهآهنی که با مالیات ناچیز مردم و با درایت اعلیحضرت برای آبادانی ایران ساخته شد! و مستندساز هم اساساً سعی نمیکند در مستند تاریخیاش حتی به این سؤال مهم اشاره کند که چرا باید راهآهن سراسری درست در مسیری طراحی شود که بسیاری از شهرهای مهم کشور از آن بیبهره بمانند و از قضا مهمترین نفعش نصیب دول متفق در طول جنگ جهانی شود؟
اما با این پیشزمینه تصویر بعدی که چنارستان به ما نشان میدهد، عزاداری مردم در تشییع جنازه رضاشاه و انبوه جمعیت و اشک و آه آنان است. جالب اینجا است که خاطرات ارتشبد فردوست ـبه عنوان یکی از مهمترین منابع تاریخی از دوران پهلوی ـ به مسئله بازگرداندن جسد مومیایی شده رضاشاه از مصر به ایران پرداخته شده است و مستندساز بیطرف ما باز هم اساساً به آن اشارهای نمیکند؛ اینکه حکومت پهلوی از ترس اعتراضات مردم انتقال جسد را چند سال به تعویق میاندازد و در مراسم تشییع جنازه از درجهداران ارتشی میخواهد با لباس سویل (غیرنظامی) حضور یابند و برای حفظ ظاهر در ریختن اشک اسراف کنند.
در چنارستان، تصاویر تهران قدیم پر از شادی است، مردم همه خوشحال هستند و در نقطه مقابل و در یک مقایسه کاملاً بیطرفانه به نفع رژیم پهلوی! تصاویر تهران امروز غمزده، یأسآلود و چرک و همانطور که در خاطره نیآوران هم شاهد بودیم، همه تعاریف از دوران پهلوی همراه با اندوه و حسرت است و غم روزهای شاد گذشته.
بیطرفی مستندساز هم تا حدی است که با وجود اینکه به جزئیات زندگی افرادی چون فروغ فرخزاد توجه میکند اما تنها در حد چند جمله کوتاه به «مهدیه تهران» میپردازد و به سرعت از آن میگذرد تا به کوچه مقابل و خانه سوگلی شاه برسد.
هنردوستی قدما؟
چهار راه ولیعصر (عج) و پارک دانشجو، یکی از مناطق مورد اشاره مستند «چنارستان» است. در اینجا ساخت مجموعه تئاتر شهر نشانهای از هنردوستی حکومت پیشین و ساخت مسجد در پارکینگ مجموعه تئاتر شهر اقدامی غیر موجه از سوی حکومت فعلی نشان داده میشود.
در این مستند با اشاره به اینکه بیشتر حرکتهای انقلابی مردم در خیابان ولیعصر(عج) نمود داشته است از تمامی صحنههای تظاهرات عظیم مردمی پیش از انقلاب تنها به تصاویر دستچین شده حضور زنان بیحجاب در تظاهرات اکتفا میشود. جالب است که یکی از صحنههایی که آفریده از تاریخ خیابان ولیعصر انتخاب کرده حوادث سال 88 است که تصویر آن با علامت پیروزی «v»یکی از طرفداران جنبش سبز به برگزاری جشن و پایکوبی پیروزی دکتر روحانی در انتخابات سال 92 و آهنگ «برقصا»ی محسن چاوشی کات میخورد. فیلمساز اینگونه القا میکند که پیروزی دولت تدبیر و امید ادامه راه جنبش سبز است! و برای بردن دل مدیران مرکز گسترش کلیپ بیربطی هم از شادیهای پیروزی حسن روحانی نشانمان میدهد.
«کافه کوچینی» یکی از مراکز تفریحی تهران پیش از انقلاب بوده است که فرهاد مهراد در اوج فعالیتهای هنری خود در آن حضور مییافت و میخواند. آفریده در سیر خیابان ولیعصر(عج) سری هم به این کافه زده و با نشان دادن اینکه قسمت «بار» کافه به نمازخانه تبدیل شده است تناقض معناداری را به نمایش میگذارد و مخاطبان داخل سالن سینما را به خنده واداشت! کاخ گلستان و خانه دکتر عدل از پزشکان سرشناس ایرانی در این مستند مورد اشاره قرار میگیرند؛ دو بنایی که در نزدیکی هم قرار دارند. اما روایت مستندساز به این گونه است که درهای کاخ گلستان بعد از انقلاب روی مردم بسته شده و کاخ برای جلسات تشخیص مصلحت نظام مورد استفاده قرار میگیرد. در مورد خانه دکتر عدل هم به رفاقت وی با شاه اشاره میشود؛ در صورتی که شهرت عدل بیشتر به خاطر تخصص وی بوده است تا رفاقت با شاه.
خیابان ولیعصر(عج)
در طول فیلم سعی میشود تا خیابان ولیعصر با نام قدیم آن «خیابان پهلوی» (جاده پهلوی) نامیده شود. ساخت و گسترش خطوط ارتباطی درونشهری از جمله وظایف شهرداریها است. ساخت خیابان ولیعصر(عج) نیز کاری خارقالعاده به شمار نمیرود اگر چه این خیابان سالهای متمادی مرکز خرید، تفریح و سرگرمی اهالی تهران به شمار میرفته و هم اکنون نیز یکی از شاهراههای ارتباطی شهر تهران است اما آنجا تنها خیابان پایتخت نیست. از بینرفتن چنارهای این خیابان فاجعهای زیستمحیطی به شمار میرود اما از بین رفتن درختها نمیتواند نشانهای از بیکفایتی یک نظام حکومتی باشد. تا به حال در شبکه تلویزیونی تهران بارها درباره تاریخ شهر، اماکن و رخدادهای آن برنامه ساخته شده و چند برنامه به صورت مشخص درباره خیابان ولیعصر(عج) ساخته شده است. اما تفاوت واضح و عیان کاری که هادی آفریده ساخته با آن برنامههای تلویزیونی این است که فیلمساز میخواهد تاریخ را به نفع آنچه خود میپسندد، تعریف کند در صورتی که تاریخ به خوبی مورخان مغرض را رسوا کرده است.
ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *