صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

کارگردانان سینما حاضر نیستند پول فیلمنامه را از دست بدهند/سرقت از داستانها، اتفاقی است که بارها برای من پیش آمده!

۲۸ آبان ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۴:۲۷
کد خبر: ۱۷۲۹۸
دسته بندی‌: فرهنگی ، عمومی
خبرگزاری میزان: محمدرضا سرشار گفت: سینمای ما عادت کرده که فیلمنامه نویسی و کارگردانی را یک تخصص واحد بداند و کارگردانان سینما حاضر نیستند پول فیلمنامه را از دست بدهند. جز چند نفر، ما کارگردانانی نداریم که در زمینه فیلمنامه نویسی توانا و خلاق باشند.

: محمدرضا سرشار گفت: سینمای ما عادت کرده که فیلمنامه نویسی و کارگردانی را یک تخصص واحد بداند و کارگردانان سینما حاضر نیستند پول فیلمنامه را از دست بدهند. جز چند نفر، ما کارگردانانی نداریم که در زمینه فیلمنامه نویسی توانا و خلاق باشند.

به گزارش /سهیلا قربانی: محمدرضا سرشار را باید یکی از متعهدترین چهره های ادبیات انقلاب قلمداد کرد. شخصیتی که در برهه های زمانی مختلف کوشید هم به اندازه خود بر دامنه ادبیات حوزه دفاع بیفزاید و هم نسلهای مختلف ایرانیان را با این نوع ادبی آشنا کند. محمدرضا سرشار در گفتگو با درباره دلایل عدم اقتباس سینماگران ایرانی از ادبیات سخن می گوید. نکته عجیب این گفته ها آنجاست که سرشار درباره کپی برداری آثاری چون "باشو غریبه کوچک" و "لنگرگاه" از نوشته های خودش حرف زده است.

 

** از سرانجام تعدادی از داستان ها که قرار بود بوسیله «سیما فیلم» به فیلمنامه تبدیل شوند خبری دارید؟
اطلاعی ندارم. در یک برهه ی زمانی، در تلویزیون عده ای بعنوان کارشناس برای شناسایی آثاری که قابلیت تبدیل شدن به فیلمنامه را داشتند فعال بودند و از نویسندگان دعوت به همکاری میکردند. حتی به تعدادی از نویسندگان هم خبر تصویب کتاب هایشان داده شد و قرارداد هم بسته شد. و درنهایت هزینه ای به نویسنده پرداخت شد. اما نمیدانم چرا این اثار ساخته نمی شود!

** این مسئله به دوره ی مدیریت آقای شاکری مربوط می شود؟
بله اما از زمانیکه ایشان بعنوان عضو شورای شهر انتخاب شد فرصت کافی برای ادامه ی کار پیدا نکرد. شاید با رفتن ایشان، کار هم خیلی جدی دنبال نشد.

** چرا این طرح در هیچ دوره ای پیگیری نمی شود تا به نتیجه برسد؟
چون در صورت فراگیر شدن، عده ای موقعیتشان به خطر می افتد. یک روز آقای شاکری گفت که عده ای از کارگردانان و کسانیکه مدعی فیلمنامه نویسی اند مخالفت و مقاومت هایی در برابر انجام این کار دارند. تا جاییکه ایشان از من خواست در جلسه ای مشترک، از این طرح دفاع کنم. برایم عجیب بود که چرا یک امر بدیهی در سیمافیلم باید نیاز به مدافع داشته باشد. با این حال در جلسه شرکت کردم. تقریبا تمامی اعضا نسبت به حرفهایم معترض شدند بجز نسبتا آقای ارگانی، و آقای شاکری. هیچ سرانجام رضایت بخشی هم در پی نداشت. به نظر من مشکل اصلی اینجاست که مسئولان در این امر به اندازه
کافی اعمال نفوذ نمی کنند و عده ای که در رده های میانی هستند در سِمت کارشناس و متخصص فعالند اهداف خاص خود را دنبال میکنند. از طرفی سینمای ما هم عادت کرده که فیلمنامه نویسی و کارگردانی را یک تخصص واحد بداند و عوامل سینما حاضر نیستند پول فیلمنامه را از دست بدهند. جز چند نفر، ما کارگردانانی نداریم که در زمینه فیلمنامه نویسی توانا و خلاق باشند. اکثرا سوژه های تکراری و سست انتخاب میکنند . بعضی هایشان هم از داستان های نویسندگان سرقت میکنند. سرقت از داستان ها، اتفاقی است که بارها برای من پیش آمده.

** برای کدامیک از داستان هایتان؟
چندوقت پیش صداوسیمای مرکز بندرعباس بدون اجازه داستان «گرداب سکندر» مرا تبدیل به فیلم کرد. کتاب «جایزه» هم که بارها از شبکه های مختلف پخش شد بدون اینکه اجازه ای گرفته شود و یا حق و حقوقی به من پرداخت شود. البته ایشان علیرغم اینکه شباهت های این دو داستان را قبول داشت اما مدعی شد که هیچوقت داستان مرا نخوانده بوده؛ که البته برای من قابل قبول نیست.

** پس چرا بطور جدی پیگیری نکردید؟
این اتفاقی نیست که فقط برای من افتاده باشد. نویسندگان زیادی هستند که تجربه ی این اتفاق را داشته اند اما نجابتشان باعث شد که پیگیری نکنند. می توانستم دنباله ی این ماجرا را بگیرم و از راه های قانونی وارد شوم. اما مگر چقدر قرار است عمر کنیم که بخواهیم بخشی از آن را صرف رفتن دنبال شکایت کنم. از طرفی هم یاس از به نتیجه رسیدن این ماجرا باعث شده نویسندگان در کمال تواضع و نجابت، از حقوقشان بگذرند. شاید راه درستی نباشد اما فکر کردن به اینکه قرار است زمانی طولانی برای شکایتی صرف شود که به احتمال، نتیجه ای هم نداشته باشد، کمی ما را دلسرد میکند.

** کتاب تازه ای در دست انتشار دارید؟
این روزها بیشترین زمانم صرف آموزش و تدریس می شود و برای مدتی از فضای نگارش فاصله گرفتم .

** بعنوان آخرین سوال، با توجه به اینکه مدتی است بیشترین توجه به موضوع امر به معروف و نهی از منکر معطوف شده، فکر نمیکنید زمان مناسبی فراهم شده تا فراتر از یک موضوع اجتماعی، این مسئله در حوزه ادبیات هم بررسی شود؟
این مسئله مختص به یک قشر یا گروه خاص نمی شود. امر به معروف و نهی از منکر از فروع بسیار مهم دین است که دوام جوامع اسلامی هم منوط بر بقای آنهاست. اهمیت این مسئله تا جایی است که امام حسین (ع) برای برپایی و اجرای آن خود و خانواده اش را در چنان واقعه خونباری درگیر میکند. ایشان میفرمایند که قیام کردم تا امت جدم را اصلاح کنم. مسلم است وقتی صحبت از امر به این مهمی می شود، شیاطین و مفسدین احساس خطر کنند. اما بزرگترین خطر برای جامعه زمانیست که مردم با تصور اینکه نظام، اسلامی است و تنها مسئولان وظیفه برقراری امنیت و احکام دین را برعهده دارند، صرفا نظاره گر باشند. هیچ نظامی به تنهایی نمی تواند جامعه‌اش را از این نظر خودکفا کند مگر اینکه تمامی افراد در آن مشارکت داشته باشند.

** جامعه ی ادبی چگونه می تواند مروج و اجراگر این مهم باشد؟
با نقد سازنده و اصولی در حوزه ادبیات. البته باید یادآوری کنم که امر به معروف و نهی از منکر چه در حوزه مسایل عمومی جامعه و چه بطور اختصاصی تر در حوزه ادبیات، باید با شیوه ای صحیح اجرایی شود.

 


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *