صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

همیشه سعی کردم در مسیر واقعیت قدم بردارم/مردم باید عملکرد فرزندانم را قضاوت کنند/گلایه از کم بودن حقوق بازنشستگی

۰۶ آبان ۱۳۹۳ - ۱۴:۱۶:۴۷
کد خبر: ۱۳۰۱۹
دسته بندی‌: مجله حقوقی ، عمومی
خبرگزاری میزان:شهرت مسعود دانشجو، پیش از آنکه به واسطه مسئولیت‌ پسرانش کامران، فرهاد و خسرو دانشجو باشد به خدمتش در دستگاه قضایی کشور برمی‌گردد. او به مدت 34 سال در قوه قضاییه مشغول فعالیت بوده و ریاست دادگستری چندین استان، مشاور دیوان عدالت اداری و دادیار دادسرای انتظامی قضات در پرونده او دیده می‌شود.

شهرت مسعود دانشجو، پیش از آنکه به واسطه مسئولیت‌ پسرانش کامران، فرهاد و خسرو دانشجو باشد به خدمتش در دستگاه قضایی کشور برمی‌گردد. او به مدت 34 سال در قوه قضاییه مشغول فعالیت بوده و ریاست دادگستری چندین استان، مشاور دیوان عدالت اداری و دادیار دادسرای انتظامی قضات در پرونده او دیده می‌شود.

از این رو به سراغ ایشان رفته‌ایم و پدر برادران دانشجو در گفت وگویی صمیمانه، به بیان ناگفته‌هایی از حضورشان در قوه قضاییه پرداخت. گفتگویی که در حضور کامران دانشجو وزیر علوم دولت دهم برگزار شد.
مشروح مصاحبه میزان با پدر وزیر دولت دهم به شرح زیر است:

آقای دانشجو در ابتدا خودتان را معرفی کنید و بگویید چطور وارد قوه قضاییه شدید؟

من مسعود دانشجو متولد دی ماه 1311 در دامغان هستم. سال 1335 ازدواج کردم. چهار فرزند دارم سه پسر و یک دختر. پس از دریافت دیپلم دانش‌سرا حدود سیزده سال در آموزش و پرورش یا همان فرهنگ مشغول به کار شدم. دبیر دبیرستان و چندین سال معلم ریاضی دبستان بودم. در دبیرستان دکتر هوشیار تدریس می‌کردم ولی پس از مدتی به این فکر افتادم که باید تلاشی کرد و به دیپلم اکتفا نکرد. تصمیم گرفتم که درس بخوانم، ریاضی را خیلی دوست داشتم و چون خودم معلم ریاضی بودم با خودم فکر کردم بهتر است در دانشگاه رشته ریاضی را ادامه دهم و شاید یکی از دلایلی که باعث شده همه فرزندانم رشته ریاضی را در دبیرستان انتخاب کنند، علاقه و تشویق من باشد.

زمانی که تصمیم گرفتم درس بخوانم، تمام کتاب‌های دوره ششم دبیرستان را تهیه کردم و وقتی کتابها را گرفتم به هر کجا که مراجعه کردم دیدم که هیچ کس نیست اشکالات مرا رفع کند، به همین خاطر همه کتاب‌ها را کنار گذاشتم و به سراغ رشته ادبی یا همان انسانی رفتم. تمام کتابهای ادبی را گرفتم و در آن زمان هم درس می‌دادم و هم درس می‌خواندم و یکی دو سال بعد در دوره متفرقه رشته ادبی قبول شدم و دیپلم انسانی گرفتم. البته آن زمان به دیپلم دانشسرا، دیپلم ناقص می‌گفتند و برای ادامه تحصیل باید حتما ششم را می‌گرفتم که من ششم را گرفتم.

پس از آن تصمیم گرفتم در دانشگاه شرکت کنم و رشته حقوق را برای ادامه تحصیل انتخاب کردم و در رشته حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شدم. آن زمان تنها در دانشگاه تهران رشته حقوق تدریس می‌شد و مدت چهار سال درس خواندم و در سال 1342 مدرک لیسانسم را گرفتم و بعد از دریافت لیسانس حقوق وارد دستگاه قضایی کشور شدم.

آن زمان متاهل بودید؟

بله، در تمام مدت تحصیل متاهل بودم و در آن زمان کامران، فرهاد و خسرو به دنیا آمده بودند و بعد از آن هم دخترم پریسا به دنیا آمد. که اکنون پسرانم هر سه مدرک دکترا دارند و استاد دانشگاه هستند و دخترم نیز دانشجوی دکترای کامپیوتر است و در دانشگاه تدریس می کند.



فعالیت‌تان را در قوه قضاییه از کجا شروع کردید؟

فعالیتم در قوه قضاییه را در سال 42 شروع کردم. در ابتدا به فسا شیراز رفتم و چهار سال در آن‌جا به عنوان رئیس دادگاه شهرستان فسا خدمت کردم. ولی بعد از این مدت تصمیم گرفتم به شهر دیگری بروم. در آن زمان به من تلفنی اطلاع دادند که ما می‌خواهیم به وزیر دادگستری تلگراف بزنیم و از ایشان بخواهیم که شما را در اینجا نگه دارند ولی من گفتم که شما لطف دارید بالاخره من هم حقی دارم، چهار سال در اینجا مانده‌ام و حالا می‌خواهم به جای دیگری بروم و دوست دارم به همه مردم کشورم خدمت کنم.

پس از مدتی به شهرستان ابهر زنجان منتقل شدم و ریاست دادگستری آنجا را بر عهده گرفتم. بعد از آن نیز به سمنان رفتم و دادستان سمنان شدم و پس از یکسال و مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی و در زمان شهید بهشتی مدیر کل دادگستری سمنان شدم و 12 سال در آنجا خدمت کردم.

بعد به تهران آمدم و به دلیل سوابق کاری‌ای که در پرونده من وجود داشت و پرونده‌های مهمی را که به نتیجه رسانده بودم از من خواستند که در دیوان عدالت اداری مشغول شوم و در آن‌جا پست مشاور دیوان عدالت اداری را دریافت کردم و چند سالی در آن‌جا مشغول به کار شدم.

پس از آن دادیار دادسرای انتظامی قضات شدم و پس از چهل و هفت سال خدمت‌رسانی ؛سی و چهار سال در قوه قضاییه و سیزده سال در آموزش و پرورش؛ در آذر سال 78 بازنشست شدم.



اشاره کردید که پرونده‌های زیادی را در قوه قضائیه و دادگستری بررسی کردید و کارنامه موفقی در این زمینه داشته‌اید که باعث شد شما به عنوان مشاور دیوان عدالت اداری منصوب شوید، به اعتقاد خودتان مهم‌ترین وسخت‌ترین پرونده‌ای که به سرانجام رساندید چه بوده است؟

مهمترین پرونده‌ای که من داشتم مربوط به قتل پدری توسط پسر و نوه‌اش در ابهر زنجان بود. که باهم بحث داشتند و پسر سماجت می‌کرد که باید همه دارایی‌ات را به من بدهی و هرچه درآمد داری باید به من ببخشی چون من می‌خواهم کار کنم و سرمایه ندارم. پدر هم می‌گفت که تا زمانی که زنده هستم نمی‌خواهم دارایی و درآمدم را به شما بدهم و وقتی عمرم تمام شد همه دارایی و زندگی من متعلق به شماست. خلاصه با هم به تفاهم نرسیدند و پسر پدر را تهدید به قتل کرد و تصمیم گرفت که پدر را از بین ببرد و وساطت‌ها در این زمینه تاثیری نداشت. پس از مدتی شنیدم که ظاهرا پدر ناپدید شده و شاهدان می‌گفتند که پسر، پدر را به منزلش برده و او را با همراهی پسر خود به قتل رسانده‌اند و در رودخانه انداخته‌اند که آب ببرد تا اثری از او باقی نماند.


بنده از اعضای شورای داوری، اطلاعات دقیق در این زمینه گرفتم و به من اطلاع دادند که این پدر و پسر، نیمه‌های شب پدر را سوار موتور کرده‌اند و او را به رودخانه انداخته‌اند. من هم فورا مامورین ژاندارمری را بسیج کردم و دستور دادم که هر چه سریعتر رودخانه را بگردند و جنازه آن فرد را پیدا کنند، خودم هم به همراه تیم تحقیقات عازم شدم. همین‌طور که داشتم نگاه می‌کردیم، در یک قسمتی از آب، یک پیراهن سفید به چشمم خورد، به سراغش رفتیم و دیدیم که جنازه پدر است.

ولی اثبات مجرم بودن آن پدر و پسر کار بسیار سختی بود و آن دو پرونده را خیلی پیچیده کرده بودند و پس از یکسال با پیگیری‌هایی که انجام شد اعتراف کردند من پرونده را تکمیل کردم و به دادسرای انتظامی فرستادم و کیفرخواست برای آن‌ها صادر شد و دادگاه آن‌ها را به حبس ابد محکوم کرد.




در زمان بررسی پرونده‌ها در طول 34 سال خدمت‌تان در قوه قضاییه، آیا سفارشی از سوی افراد خاص به شما می‌شد؟

بله خیلی زیاد و من همیشه سعی بر این داشتم که در مسیر واقعیت قدم بردارم و دنبال واقعیت باشم. پرونده را هم برهمین مبنا تشکیل می‌دادم و به هیچ‌وجه زیر بارحرف کسی نرفتم و نمی‌روم. هرکس به دادگستری ابهر می‌آمد دو سال بیشتر دوام نمی‌آورد ولی من هفت سال در ابهر رئیس دادگستری بودم. شبانه‌روز روی پرونده‌ها کار می‌کردم، بارها می‌شد که پرونده را به منزل می‌بردم و تا صبح روی آن کار می کردم تا نکند حقی از کسی ضایع شود و تا زمانی که رای نهایی آن پرونده صادر نمی‌شد، آرام و قرار نداشتم و به توصیه و سفارش هیچ‌کسی هم اعتنا نمی‌کردم و به همین خاطر است که از مال دنیا همین خانه را دارم و یک حقوق بازنشستگی و خوشحالم که بعد از بازنشستگی می‌توانم با خیال راحت بخوابم.
یادم هست زمانی که می‌خواستم از ابهر بروم مردم تلگرافی تهیه کردند و به وزیر و رئیس قوه قضائیه نامه نوشتند که ما ایشان را دوست داریم و می‌خواهیم کارش را در همین‌جا ادامه دهد و از وقتی ایشان آمدند همه پرونده‌ها مختومه شده است.



چه تعداد پرونده در دادگستری ابهر مختومه شد که باعث رضایت‌مندی مردم از عملکرد شما شده بود؟

من وقتی دادگستری ابهر را تحویل گرفتم، پنج هزارو خرده‌ای پرونده در آن وجود داشت که علاوه بر پرونده‌های روزانه‌ای که تشکیل می‌شد، بیش از سه هزار پرونده را از میان این پنج هزار پرونده مختومه کردم و به همین خاطر از طرف وزیر دادگستری و شورای عالی قضایی تقدیر شدم.

آقای دانشجو آنطور که پیداست شما در در زمان ریاست آیت‌الله یزدی و آیت‌الله شاهرودی در قوه قضاییه مشغول به کار بودید. بهترین دوره عملکرد دستگاه قضایی کشور در زمان حضور شما در قوه قضائیه چه دوره‌ای بود؟


از زمان ریاست آیت‌الله یزدی و بعد از آن همه خوب کار کرده‌اند.

البته من در جایی خواندیم که آیت‌الله شاهرودی که پس از آیت‌الله یزدی ریاست قوه قضاییه را تحویل گرفتند، عنوان کردند که من ویرانه‌ای را تحویل گرفتم، مگر در زمان ریاست آیت‌الله یزدی وضعیت قوه قضاییه چگونه بود؟

در زمان ایشان من رئیس دادگستری سمنان بودم، پیش از این‌که آیت الله یزدی بیایند آن‌طور در قوه قضائیه کار نمی‌شد و ایشان خیلی تلاش کردند و من یادم هست در آن دوره خدمات زیادی به مردم ارائه شد و من هم تلاش زیادی از خودم نشان دادم و با انرژی زیادی کارم را انجام می‌دادم و این را خود آقای یزدی متوجه شده بودند.

نظرتان در مورد عملکرد رئیس قوه قضاییه چیست؟

آقای آملی‌ لاریجانی تاکنون در قوه قضاییه اقدامات مثمرثمری انجام داده اند و برنامه‌های خوبی دارند. من همیشه از ایشان تعریف می‌کنم و به اعتقاد من رئیس فعلی قوه قضائیه بسیار فرد موجه‌ و علاقه‌مند به کار قضایی است.



به‌نظر شما موضع‌گیری قوه‌قضائیه در مورد سران فتنه تاکنون خوب بوده است؟

من معتقدم که رئیس دستگاه قضایی کشور در زمینه برخورد با فتنه‌گران تاکنون عملکرد خوبی را از خود نشان داده است و با درایتی که داشته موفقیت‌های زیادی در این زمینه به دست آورده و با قاطعیت تمام با فتنه‌گران برخورد کرده است.

آقای دانشجو تا به حال شده دستگاه قضائی ایران را با سایر کشورها مقایسه کنید؟


من معتقدم که دستگاه قضایی کشور کار خودش را خوب انجام می‌دهد و در کار خودش از سایر کشورها موفق‌تر بوده است.

در زمان مسئولیت خود پیشنهادی برای بهتر شدن کار قوه قضائیه ارائه داده بودید؟

بله، زمانی که بنده رئیس دادگستری استان سمنان بودم، ساختمان دادگستری یک ساختمان اجاره‌ای بود که تلاش کردیم تا زمینی به دادگستری استان اختصاص پیدا کرد و توانستیم ساختمانی برای دادگستری بسازیم، حتی در همان زمینی که ساخت‌و‌ساز می‌کردند زمین بزرگی هم به بنده پیشنهاد کردند که من قبول نکردم.

خاطره‌ای از دوران مسئولیت‌تان در قوه قضاییه دارید؟

بله یکی از شیرین‌ترین خاطرات من به زمان پیروزی انقلاب اختصاص داشت. آن زمان معمولا مسئولین از خانه یا ادارات بیرون نمی‌آمدند و اولین ماشینی که در سمنان به داخل شهر آمد و با مردم همراه شد ماشین دادگستری بود که بنده و حاج خانم داخل آن بودیم و مردم با گل و نقل از ما استقبال می‌کردند.




آیا در طور خدمت‌تان از سوی شخص یا اشخاص خاصی تهدید شده بودید؟

امام جمعه سمنان آقای عالمی فرد محترمی بودند، خدا رحمتشان کند. ایشان در انقلاب پیشرو بودند و زحمات زیادی برای انقلاب کشیدند. رژیم طاغوت ایشان را دستگیر کرده بود و من ایستادم و گفتم باید ایشان آزاد شوند. از ژاندارمری وشهربانی آمدند و مرا تهدید کردند ولی باز گفتم باید حاج آقا عالمی آزاد شوند و مردم هم از من حمایت کردند و به داخل دادگستری آمدند و من به همراه مردم به استانداری رفتم و اعلام کردم که باید حاج آقای عالمی را آزاد کنید. البته ایشان آن زمان امام جمعه نبودند و یکی از روحانیون تاثیرگذار استان بودند و بعد هم عضو مجلس خبرگان شدند.

به همین خاطر بعد از پیروزی انقلاب در باجه تلفنی که جنب اتاقم بود بمبی کار گذاشتند. البته فرهاد همیشه از من مراقبت می کرد و زمانی که این بمب منفجر شد فرهاد مرا کنار کشید و صدمه‌ای به من وارد نشد ولی شیشه‌های دادگستری و اتاقم شکست.

بعد از بازنشستگی به چه کاری مشغول شدید؟


زمانی که من بازنشسته شدم دکتر میرمحمدصادقی رئیس دانشکده قضایی و سخنگوی قوه قضائیه بودند و پیغام دادند که به فلانی بگویید به دفتر کار من بیاید. من به دفتر کار ایشان رفتم و آقای دکتر عنوان کردند که من پرونده‌هایی که شما با موفقیت خاتمه داده اید را بررسی کرده‌ام و حاضریم ابلاغ بازنشستگی شما را ظرف سه روز ابطال کنیم و دوباره شما در کنار خودم مشغول به کار شوید ولی من گفتم از حسن نیت شما متشکرم چون خودم درخواست بازنشستگی داده‌ام دوباره صحیح نیست که برگردم؛ من در آن زمان که درخواست بازنشستگی دادم، با سماجت توانستم حکمم را دریافت کنم.

کار وکالت هم انجام داده‌اید؟

بعد از بازنشستگی حدود 10 سال وکیل پایه یک دادگستری بودم بعد دیدم به خاطر سنم قدرتم کم شده و چون باید همه موارد را دقیق بررسی می‌کردم خیلی وقت می‌گذاشتم و در این ده سال تنها وکالت چند پرونده را قبول کردم. من در تمام این دوران وکالت هیچ پرونده طلاقی را قبول نکردم، زمانی هم که رئیس دادگستری بودم گفته بودم که اصلا برای پرونده‌های طلاق از من اظهارنظری نپرسید چون من با طلاق هیچ زن و شوهری موافق نیستم.

مهم‌ترین پرونده‌ای که در زمان وکالت قبول کردید چه بوده است؟


یک پرونده‌ای داشتم که پدری، پسرش را در یک درگیری به قتل رسانده بود ولی این قتل را به گردن یکی از دوستانش انداخته بودند و به هر دری زدند نتوانستند ثابت کنند که این پسر قاتل نیست چون پدر او ارتباطات قوی‌ای داشت. حکم اعدام این پسر صادر شد و من خیلی پیگیری کردم تا حکم از اعدام برگشت و دوباره پرونده بررسی شد تا اینکه مشخص شد قاتل پدر اوست.



آقای دانشجو علت موفقیت‌ فرزندانتان چیست؟

من همیشه مشوق فرزندانم بوده‌ام تا درس بخوانند و از درس عقب نمانند و تا آن‌جا که توانسته‌ام به آن‌ها کمک کرده‌ام. همیشه خدا را شکر می‌کنم که بچه‌هایم به حرفم گوش می‌دهند.البته ناگفته نماند که خود آن‌ها نیز برای رسیدن به موفقیت خیلی تلاش کردند. پسرم کامران، زمانی که در خارج از کشور درس می‌خواند خیلی زحمت کشید تا توانست موفق شود و یکی و دو سال بعد فرهاد هم رفت و در آنجا هم درس می‌خواندند، هم کار می‌کردند و هم انجمن اسلامی را تشکیل دادند و فعالیت انقلابی می‌کردند. بارها کامران را به خاطر فعالیت‌های انقلابی‌اش در انگلیس تهدید و تعقیب کرده بودند و در آخر هم یک هفته به آن‌ها وقت دادند که کشور انگلیس را ترک کنند.


زمانی که آقای دکتر دانشجو تصمیم گرفتند مسئولیت استانداری تهران را به عهده بگیرند، شما با ایشان مخالفت نکردید؟

ما در آن زمان با کامران مکه بودیم و وقتی به تهران آمدیم از همان فرودگاه به ایشان گفتند که برای مسئولیت استانداری تهران انتخاب شده است و من به ایشان گفتم سعی کنید کاری که انجام می‌دهید مورد رضایت مردم و رهبری قرار گیرد. حتی وقتی که فرهاد هم برای ریاست دانشگاه آزاد انتخاب شد همین را به او گفتم.

زمانی هر سه پسر شما مسئولیت‌های مهمی در کشور به عهده داشتند؛ دکتر کامران دانشجو وزیر علوم بودند، دکتر فرهاد دانشجو رئیس دانشگاه آزاد و آقای دکتر خسرو دانشجو عضو شورای شهر تهران بودند که پس از استقرار دولت جدید فضاسازی‌هایی برای آن‌ها به وجود آمد، با این وجود اگر دوباره به آن‌ها پیشنهاد پذیرش مسئولیتی داده شود، باز هم از آن ها می خواهید که این مسئولیت را بپذیرند؟

من همیشه به آن‌ها می‌گویم که برای مردم و جامعه کار کنید. حتی اگر کاری که به شما پیشنهاد می‌دهند کار سختی هم بود به خاطر خدمت‌رسانی به مردم قبول کنید.



در این مدتی که پسرانتان مسئولیت داشتند به آن‌ها به خاطر کارهایشان تذکر هم دادید؟

بله، چندین بار پیش آمده که به آن‌ها تذکر دادم و همیشه به فرزندانم گفته‌ام که رضایت مردم را در نظر بگیرد و بدانید هرکاری را برای مردم انجام دهید اجر دنیوی و اخروی به همراه دارد.



زمانی که دکتر فرهاد دانشجو از ریاست دانشگاه آزاد برکنار شدند، اول چیزی به ایشان گفتید چه بود؟

گفتم خدا رو شکر کن که تا زمانی که بودی برای مردم خدمت کردی و مردم از تو راضی بودند وایشان هم گفتند من اصلا ناراحت نیستم چون زمانی که من رئیس دانشگاه آزاد شدم به خاطر شرایط موجود شما ناراحتی‌های زیادی را متحمل شدید. در زمانی که فرهاد رئیس دانشگاه بود روزی چندین بار از اطراف به بنده تلفن می‌زدند و می‌گفتند که اوضاع خیلی بهتر شده و این نشان می‌داد که فرهاد کارش را در این مدت خوب انجام داده است ولی با نیت‌های شخصی ایشان را برکنار کردند.
البته در مورد عملکرد فرزندانم مردم باید قضاوت کنند و کسانی که در دولت جدید فضاسازی‌هایی را بر علیه آن‌ها ایجاد کرده‌اند بعدها پی خواهند برد که فرزندان من برای مردم کار کرده‌اند و همیشه فرزندانمان را تشویق می‌کنم که شما به رضایت مردم فکر کنید و به این حواشی کاری نداشته باشید.





به عنوان سئوال آخر، شما چه پیشنهادی به دستگاه قضایی کشور دارید؟
ببیند قضات ما در همه حال استقلال نظر دارند و این یکی از امتیازهای ویژه دستگاه قضاست. به همین خاطر من به قوه قضاییه پیشنهاد می‌کنم قضاتی را که واقعا احساس می‌کنند خوب کار می‌کنند را مورد قدردانی قرار دهند و برای بهتر شدن ادامه فعالیت آن‌ها هرچه می‌توانند تلاش کنند تا وضع دادگستری‌ها و کار قضایی در کشور پیشرفت داشته باشد.

و سخن آخر

من حرفی ندارم ولی ظاهرا همسرم می خواهند مطلبی را بیان کنند.

مادر وزیر علوم دولت دهم: من می خواستم از این فرصت استفاده کنم و موضوعی را به اطلاع مسئولان قوه قضاییه برسانم. همسر من اصلا اهل گله نیستم ولی حقوق بازنشستگی ایشان در طول سالهای بازنشستگی اش اضافه نشده است و همسرم مشمول اضافه حقوقی که در سال 84 اعمال شد قرار نگرفته اند نه تنها ایشان خیلی های دیگر هم این شرایط را دارند و می خواستم از این فرصت استفاده کنم و از مسئولین بخواهم این موضوع را پیگیری کنند، چون خیلی از همکاران بازنشسته همسرم هستند که این حقوق کفاف زندگی شان را نمی دهد.


گفت‌وگو از: زهرا کریمی


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *