صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

فرهنگ گردشگری را نهادینه کنیم

۳۰ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۶:۳۶
کد خبر: ۱۲۲۱۲
دسته بندی‌: فرهنگی ، عمومی
خبرگزای میزان: فرقی نمی کند اصفهانی هستیم یا شیرازی یا تهرانی؛ باید بیاموزیم وقتی گردشگری ایرانی یا غیرایرانی به شهرمان می آید نیاز به چطور برخورد فرهنگی دارد تا همین برخورد سرمایه ای شود برای تبلیغ فرهنگ منطقه مان در دیگر نقاط.

خبرگزای میزان: فرقی نمی کند اصفهانی هستیم یا شیرازی یا تهرانی؛ باید بیاموزیم وقتی گردشگری ایرانی یا غیرایرانی به شهرمان می آید نیاز به چطور برخورد فرهنگی دارد تا همین برخورد سرمایه ای شود برای تبلیغ فرهنگ منطقه مان در دیگر نقاط.

به گزارش روز جمعه، ساعت 11 صبح، میدان نقش جهان اصفهان، تعداد هشت یا نه نفری در قسمت های مختلف این میدان بزرگ و باشکوه تاریخی قدم می زنند و شاید همین تعداد نیز روی نیمکت های اطراف آب نماها نشسته اند و دیگر هیچ.

سفری به شهر تاریخی اصفهان داشتم و برحسب شوق فراوانی که از دیدن بناهای تاریخی عالی قاپو و مسجد امام مسجد شیخ لطف الله در وجودم غلیان می زدم راهی اماکن تاریخی و دیدنی این شهرشدم. از هتلی که قیمت یک شب اتاق دو تخته آن 130 هزار تومان بود ولی امکاناتش در حد مسافرخانه های میدان قزوین بود به سوی میدان نقش جهان راه افتادم.

در مسیر، نگاهم به زاینده رود، نماد زیبایی اصفهان افتاد که به جای رود زیبا و آرام، علف های هرز و ضایعات و پس مانده غذاهای شب قبل مسافران اطراف رود دیده میشد که چشم و خاطر را آزار می داد. البته از آن دردناکتر چشمان نگران و چهره های غمگین اصفهانی ها از وضعیت کنونی این زنده رود، بود.

افتخار به اینکه در ایران هستم

در یکی از خیابان های نزدیک میدان نقش جهان از تاکسی پیاده شدم و پس از طی مسیری به یکی از زیباترین اماکن تاریخی کشورمان رسیدم. عجب بنای زیبایی. از اینکه در این کشور اسلامی هستم و این افتخارات معماری و تاریخی را در وطنم می بینم احساس غرور البته نه کاذب به من دست داد. این همه توانایی و علم و هنر وصف ناپذیر است.

تصمیم گرفتم از مسجد شیخ لطف الله دیدن کنم که مامور مربوطه گفت تا ساعت 15 بازدید نداریم و تعطیل است. به طرف بازار قدیمی و یکی از نمادهای تاریخی شهر که بخش شمالی میدان است رفتم که ناگهان با نرده های آهنی که نشان از بسته بودن بازار می داد مواجه شدم. عالی قاپو و مسجد امام را بازدید کردم و به عمق تاریخ و تمدن کشورم نزدیکتر شدم.

ساعتی بعد به قدم زدن در مقابل مغازه هایی که سوغاتی و صنایع دستی اصفهان را معمولا در معرض دید مسافران قرار می دهد و آنها تمایل به خرید پیدا می کنند پرداختم ولی دریغ و افسوس که از هر ده تا مغازه یک باز بود.

ما کجاییم و آنها کجا؟

به ناچار تاکسی گرفتم و به هتل بازگشتم. در هتل با مشکلی هر چند پیش پا افتاده ولی دردناک مواجه شدم. یکی از لوله های ضروری سرویس بهداشتی کار نمی کرد. به ناچار زنگ زدم و تعمیرکاری فرستادند و بعد از مدتی مشکل حل شد.

برای اینکه تنها نباشم به لابی هتل رفتم و در لابی آقایی که مسافران را به اتاقشان راهنمایی می کرد ریموت تلویزیون را در دستش گرفته بود و صدای تلویزیون را که مسابقه فوتبال بین یک تیم تهرانی در مقابل سپاهان را پخش می کرد زیاد می کرد و اصلا توجه نداشت که عده ای مسافر خسته از راه رسیده روی صندلی ها رفع خستگی می کنند.

اینها همه را گفتم تا توجه داشته باشیم در حالی که صنعت گردشگری به عنوان سومین صنعت پس از نفت و خودروسازی در جهان مطرح است، ما کجائیم و چگونه می توانیم به عایدات ناشی از گردشگری دست پیدا کنیم.

اگر بخواهیم می توانیم...

تصور کنیم مسافران خارجی که برای مدت کوتاهی به اصفهان سفر کرده اند با درهای بسته آثار باستانی مواجه می شوند، مغازه ها را بسته می بینند ، کم توجهی هتل داران به اصول اولیه هتل داری را زیر نظر می گیرند ، به هنگام نقل و انتقال شهری توسط رانندگان شخصی مورد بی مهری قرار می گیرند، چه مشکلاتی را باید تحمل کنند.

دوستی می گفت در یکی از هتل های یک کشور خارجی، به محض اینکه مسافر وارد محوطه هتل می شد اولین کارمند هتل که وی را می دید از روی چمدانش اسم او را به ذهن می سپرد و بلافاصله به دیگر همکارانش که در داخل هتل بودند یادآور می شد. مسافر هتل به محض ورود به لابی هتل مواجه می شود با کارکنان هتل که او را با نام یاد می کنند. مسافر از این رفتار کارکنان هتل احساس خوبی پیدا می کرد. این تنها یکی از جلوه های رونق بخشیدن به سومین صنعت جهان است. این یعنی ارایه فرهنگ کهن کشورمان به مسافران خارجی که در عین می توانند سفیران خوبی برای ما باشند.

فرهنگ گردشگری را نهادینه کنیم
ما نیز که از دیرباز به مهمان نوازی شهره بوده ایم بد نیست برای کمک به رونق صنعت توریسم مان هم که شده بیش از گذشته اصول مهم  این صنعت را درک کرده و اجرایی کنیم. برای اجرایی کردن این اصول هم بیش از هر چیز نیازمندیم به اینکه فرهنگ دادوستد با گردشگران را به همدیگر بیاموزیم.

فرقی نمی کند اصفهانی هستیم یا شیرازی یا تهرانی؛ باید بیاموزیم وقتی گردشگری ایرانی یا غیرایرانی به شهرمان می آید نیاز به چطور برخورد فرهنگی دارد تا همین برخورد سرمایه ای شود برای تبلیغ فرهنگ منطقه مان در دیگر نقاط. نهادینه کردن فرهنگ گردشگری نیاز دارد به آموزش آن از سنین کودکی و از خانواده گرفته تا مدارس. این نهادینه کردن را جدی بگیریم.


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *