صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

بین‌الملل- جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

فراخوان رئیس عدلیه به اصحاب رسانه

صفحات داخلی

کتاب را به صرف کتاب‌نوشتن ننویسیم

۲۸ مهر ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۷:۰۰
کد خبر: ۱۱۸۶۶
دسته بندی‌: فرهنگی ، عمومی
خبرگزاری میزان : نقش افراد بسیار پایین آمده است و افراد در یک بستر شبکه‌ای، خانه‌ به‌ خانه و نقطه به نقطه معنا می‌یابند. به کاهش درد فکر کنید. سمینار به دلیل سمینار برگزار نکنید و کتاب به صرف کتاب‌نوشتن ننویسید.

: نقش افراد بسیار پایین آمده است و افراد در یک بستر شبکه‌ای، خانه‌ به‌ خانه و نقطه به نقطه معنا می‌یابند. به کاهش درد فکر کنید. سمینار به دلیل سمینار برگزار نکنید و کتاب به صرف کتاب‌نوشتن ننویسید.

به گزارش ،یونس شکرخواه، پیشکسوت علم روزنامه‌نگاری افزود: تنها چیزی که افراد را از یکدیگر متمایز می‌کند کاهش دردی است که به وجود می‌آورند. در این کاهش درد افرادی که کار ارجینال انجام می‌دهند به دنبال حل یک مساله واقعی می‌گردند. در این ارجینال بودن ما به شناخت‌های واقعی می‌رسیم. دوستان من خواسته و ناخواسته در سخنانشان به افقی بودن دانش اعتراف کردند. من در جمع آنها رشد کردم و در کنار آنها معنا یافتم. اگر قدرت، پیگیری و لطافت دوستانم نباشد، من معنایی ندارم.

وی که در یازدهمین کنفرانس بین‌المللی روابط عمومی ایران سخنرانی می کرد با اشاره به افقی شدن افراد در یک بستر شبکه‌ای، عنوان کرد: نقش افراد بسیار پایین آمده است و افراد در یک بستر شبکه‌ای، خانه‌ به‌ خانه و نقطه به نقطه معنا می‌یابند. به کاهش درد فکر کنید. سمینار به دلیل سمینار برگزار نکنید. کتاب به خاطر کتاب ننویسید، به خاطر ISI ننویسید. به شناخت فکر کنید.

شکرخواه در پایان با بازگویی داستانی اظهار کرد: من در جایی خواندم که پیرمردی به دلیل تعمیرات در بخشی از پیاده‌رو مجبور شد از خیابان رد شود و تصادف کرد. وقتی به بیمارستان منتقل شد گفتند باید از شما عکس‌برداری شود. این پیرمرد گفت باید با خانمم که در آسایشگاه سالمندان بستری است تماس بگیرم. وقتی به او گفتند ما با ایشان تماس می‌گیریم گفت او کسی را نمی‌شناسد آلزایمر دارد. گفتند پس چرا می‌خواهی با او تماس بگیری؟ او که تو را نمی‌شناسد، پیرمرد در پاسخ گفت او مرا نمی‌شناسد من که او را می‌شناسم.


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *