صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

معجزه ظرفیت‌های مردمی

۱۵ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۸:۴۴:۳۴
کد خبر: ۷۵۵۳۸۹
ابراهیم رزاقی، اقتصاددان در یادداشتی نوشت: درصورتی‌که مسئولین جدیدالورود در حیطه مأموریت‌های خود، از شائبه روابط حزبی و جناحی به دور باشند، قادرند طیف گسترده‌تری از مردم را ذیل مجموعه خود بکار گیرند و ظرفیت‌های جدیدتری را کشف کنند.

_ ابراهیم رزاقی در روزنامه حمایت نوشت: چالش استفاده از ظرفیت‌های بومی و داخلی، یکی از نقاط افتراق دولت‌ها به‌ عنوان پیشران برنامه‌ها و سیاست‌ها بوده است. بعضی بنای امور خود را به‌گونه‌ای چیده بودند که برای مانع زدایی از تولید و حل مشکلات اقتصادی، مردم در اولویت‌های آخر قرار داشتند و از سوی دیگر، چشم دوختن به خارج از کشور، در صدر برنامه‌ها دیده می‌شد.

در تشریح علت نیز گفته می‌شد که خزانه کشور خالی است و برای رونق تولید، نیازمند سرمایه‌های خارجی هستیم. آنچه به‌عنوان توجیه بیان می‌گردید، علاوه بر اینکه غرور ملی را جریحه‌دار کرد، با اصل «عزت»، «حکمت» و «مصلحت» نیز مغایر بود چراکه با اولین خیز «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور سابق آمریکا برای تحریم ایران، همه آن‌ها با اینکه قرارداد بسته بودند، طرح‌ها و پروژه‌ها را نیمه‌تمام گذاشتند و رفتند.

نگرش دوم، اعتباربخشی به مردم، به‌عنوان صاحبان اصلی انقلاب و پشتوانه جمهوری اسلامی است. در مواقعی که دولت‌ها به معنای واقعی کلمه برای احیای امید و انگیزه در مردم با نیت‌های مقدس، پا به رکاب گذاشتند و از سرمایه‌های داخلی به‌منظور رفع مشکلات بهره بردند، مقاطع طلایی شکل گرفت و فرصت‌هایی برای ادامه این حرکت توفنده ایجاد شد.

این در حالی است که دولت سیزدهم، در مواضع اعلامی و اعمالی، مشی نگاه به درون و فعال کردن حداکثری ظرفیت‌های داخلی را در پیش‌گرفته که نقطه مقابل آن، دقیقاً رویکرد گذشته بود. ادامه آن روند و امتداد سرابی که سرمایه و اقتصاد را شرطی کرده بود و اثرات مخربی حتی بر زندگی روزمره مردم گذاشت، به بخشی از اطمینان و اعتماد جامعه لطمه وارد کرد و امید‌ها را از بین برد. با این حساب، دولت سیزدهم راهی دشوار برای احیای اعتماد عمومی در پیش دارد و مادامی‌ که این ویژگی ترمیم نشود، نمی‌توان انتظار داشت که ظرفیت‌های مردمی و پتانسیل‌های بومی در خدمت دولت قرار گیرند.

ذکر یک مثال می‌تواند به روشن‌تر شدن این مطلب کمک کند. باغداران و کشاورزانی را فرض کنید که از آن‌ها خواسته شده برای کمک به دولت، نوع خاصی از محصول را بکارند و برای جلب اعتماد، اعتبارات بانکی و یارانه‌ای نیز در نظر گرفته‌شده است. فردی که با کشاورزی و باغداری امرار معاش می‌کند، چگونه می‌تواند به طرح جدید دولت در کشاورزی خوش‌بین باشد، حال آنکه فروش محصولاتش هر سال، دشوارتر از سال گذشته می‌شود و دلالان، دسترنجش را به ثمن بخس می‌برند.

او با خود می‌گوید اگر دولت واقعاً به دنبال رنگین‌تر کردن سفره آن‌هاست، همین یک کار را دست بگیرد و اجازه ندهد واسطه‌گری به تولیدات کشاورزی لطمه وارد کند. همین استدلال را در میان هزاران شغل و کسب و کار دیگر می‌توان شنید؛ بنابراین قوه مجریه برای جبران مافات و پیشبرد اهدافش، باید از زیر صفر شروع کند، چون برخی از زمینه‌های اعتماد مردمی از بین رفته و برای تحقق شعارهایش چاره‌ای جز پیمودن این راه صعب‌العبور ندارد.

شرط دیگر برای همراه کردن جامعه و از صفر به ۱۰۰ رساندن ظرفیت‌ها، مقتدر بودن دولت است. عقبه هر کشوری را که امروز به اسم‌ورسمی رسیده و حرفی برای گفتن دارد را نگاه کنیم، مردانی ایستاده‌اند که از ابتکار عمل، کاریزما و محبوبیت فوق‌العاده برخوردار بودند و موفق شدند جنبش‌ها و اهداف خود را با همراهی اقشار مختلف مردم به ثمر برسانند.

انقلاب اسلامی در صدر این تحولات است. امام خمینی (ره) با قاطعیت و محبوبیت مثال‌زدنی‌ای که داشت، کشور را از کوران بلایای داخلی و خارجی عبور داد و به سرمنزل مقصود رساند. نتیجه جنگ تحمیلی به مدد همگرایی تاریخی مردم و مسئولین به نفع جمهوری اسلامی رقم خورد وگرنه، نیرو‌های مسلح به آن اندازه که بتوانند در برابر ارتش چندملیتی صدام مقاومت کنند، عِدّه و عُدّه نداشتند.

با غرس شجره طیبه بسیج و سپاه که از پشتوانه ملی و دینی قوی برخوردار بودند، پشت بعثی‌ها به خاک رسید و شکست سختی خوردند. امروز هم نیازمند خادمانی هستیم که برای شکست دادن غول فساد، دیو هفت‌سر گرانی، هیولای تورم و مشکلاتی از این دست، عزمی راسخ و ایمانی داشته باشند و بتوانند لشکری از ظرفیت‌های مردمی را همچون دوران دفاع مقدس، برای مصاف با این چالش‌ها تشکیل دهند.

ضرورت یکپارچگی در میان همه ارکان قوه مجریه و هماهنگ و هم‌آوا بودن در استفاده از توانمندی‌های داخلی نیز یک مؤلفه مهم و اولویت‌دار است. در سال‌های نه‌چندان دور، دولت‌هایی بر سرکار بودند که بخش‌هایی از آن بر بکارگیری جوانان و نخبگان اصرار داشتند و بخش‌های بیشتر، ساز جلب‌توجه برای دولت‌های بدعهد غربی را می‌نواختند و ارزشی برای ساز و کار داخلی قائل نبودند؛ بنابراین از کارزار دیپلماسی و اقتصاد گرفته تا امنیت و سلامت و فرهنگ، از دولت قوی و مقتدر باید یک‌صدا و یک خروجی دیده شود و نمی‌توان در یک میدان، مقتدر بود و در عرصه‌ای دیگر، فشل.

انتصابات دولت جدید در ادارات و زیرمجموعه‌های قوه مجریه هم باید به‌گونه‌ای باشد که اصل شایسته‌سالاری، تدین و پرکار بودن در آن‌ها پررنگ باشد. به بیان دیگر، برای پیشگیری از تکرار مشکلات و معضلات قبلی و برون‌رفت از تنگنا‌های فعلی باید از همه نیرو‌های توانمند و مورد وثوق جامعه، نخبگان و اندیشمند استفاده کرد و اجازه نداد چهره‌های تکراری و ورشکسته دوباره میز‌های خدمت را غصب کنند بلکه از کسانی استفاده شود که شیفته خدمت‌اند نه تشنه قدرت.

درصورتی‌که مسئولین جدیدالورود در حیطه مأموریت‌های خود، از شائبه روابط حزبی و جناحی به دور باشند، قادرند طیف گسترده‌تری از مردم را ذیل مجموعه خود بکار گیرند و ظرفیت‌های جدیدتری را کشف کنند. همچنان که دغدغه مردم را داشتن و با آن‌ها نشست‌وبرخاست کردن، باعث تألیف قلوب شده و مسیر پیش رو برای رشد اقتصاد و معیشت را هموارتر و فراخ‌تر می‌نماید.



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *