صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

شکست تجاوز به ایران و انزوای رژیم صهیونیستی؛ ایران معادله بازدارنده را تحمیل می‌کند

۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰:۰۲
کد خبر: ۴۹۰۲۸۵۱
دسته بندی‌: جهان ، غرب آسیا و آفریقا
تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران بر فرضیات متوهمانه‌ای استوار بود که موشک‌ها وپهپادهای ایران آنها را شکستند و معادله جدیدی را در منطقه بنا کردند.

تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران با فرضیات متوهمانه همراه بود و آنها تصور می‌کردند پایگاه‌های آمریکایی و شهر‌های اراضی اشغالی دست‌نخورده باقی خواهند ماند.

با این حال، موشک‌ها و پهپاد‌های ایران این توهم را در هم شکستند؛ نتیجه جنگ‌ها صرفا با تعداد حملات هوایی یا میزان تخریب سنجیده نمی‌شود، بلکه با آنچه پس از خاموش شدن سلاح‌ها روی میز باقی می‌ماند، سنجیده می‌شود؛ چه کسی به اهداف خود رسید، چه کسی مجبور به عقب‌نشینی شد و چه کسی برای تحمیل شرایط خود وارد درگیری شد و در نهایت به دنبال راهی برای خروج بود؟

به گزارش المیادین، با این معیار، تفاهم‌نامه‌ای که ایران و آمریکا از طریق میانجیگری پاکستان و با حمایت سایر واسطه‌ها در شرف امضای آن هستند، چیزی بیش از یک توافق برای آتش‌بس یا احیای ناوبری عادی در تنگه هرمز به نظر می‌رسد.

اگر این طرح نهایی شود، نشان‌دهنده‌ ترجمه‌ سیاسی شکست تجاوز خائنانه‌ای است که از طرف رژیم صهیونیستی آغاز شد و نیرو‌های آمریکایی به آن پیوستند، با این تصور که برتری هوایی و قدرت آتش می‌تواند ایران را در هم بشکند.

تاب‌آوری به معنای فقدان تلفات نیست، بلکه به معنای توانایی دولت و جامعه برای جذب ضربه، جلوگیری از تبدیل آن به فروپاشی سیاسی یا تسلیم نظامی و سپس انتقال هزینه به متجاوز است؛ این دقیقاً همان کاری است که ایران انجام داد، موشک‌ها برچیده نشدند، برنامه‌ هسته‌ای صلح‌آمیز منحل نشد و پیوند‌های آن با محور مقاومت قطع نشد.

برعکس، حملات ایران به پایگاه‌ها و منافع آمریکا و اعماق قلب موجودیت صهیونیستی رسید و تصویر قدرتی را که بدون ضربه خوردن حمله می‌کند و بدون پرداخت هزینه مجازات می‌کند، در هم شکست.

موشک‌ها و پهپاد‌های ایرانی توهم آمریکا و رژیم صهیونیستی را در هم شکستند؛ پایگاه‌ها و اماکن نظامی آمریکایی در منطقه و تأسیسات مرتبط با حضور نظامی آمریکا مورد اصابت قرار گرفتند.

در همین حال، موشک‌های ایرانی با موفقیت به پدافند هوایی رژیم صهیونیستی نفوذ کردند و خسارت‌های قابل‌توجهی وارد کردند، میلیون‌ها شهرک‌نشین صهیونیست را به پناهگاه‌ها راندند و فرودگاه‌ها، محل‌های کار و زندگی روزمره را مختل کردند.

نیرو‌های اشغالگر صهیونیست دیگر قادر به بمباران تهران و سپس بازگشت به زندگی عادی نیستند، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. واشنگتن دیگر نمی‌تواند با اطمینان از آسیب‌ناپذیری پایگاه‌ها، ناوگان‌ها و منافع خود در تجاوز شرکت کند.

در اینجا قانون جدید تعامل نهفته است؛ حمله به ایران محدود به مرز‌های ایران نخواهد ماند، تلاش برای خفه کردن آن بدون مجازات نخواهد ماند و هرگونه جنگ گسترده علیه آن به هزینه‌ای منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل خواهد شد که بر متجاوزان، متحدان آنها، بازار‌های انرژی و شبکه‌های تجاری تأثیر می‌گذارد.

نظم جهانی تک‌قطبی در هم شکسته شده، انحصار بازدارندگی از بین رفته و وضعیتی که امپراتوری آمریکا مدت‌ها بر اساس توانایی‌اش در جنگیدن دور از قلمرو خود، در حالی که پایگاه‌ها و منافعش از تلافی مصون می‌مانند، ساخته بود، از بین رفته است.

پیش از تجاوز، تنگه هرمز برای دریانوردی بین‌المللی باز بود و کشتی‌ها و تانکر‌های نفت و گاز به‌طور معمول از آن عبور می‌کردند؛ ایران تنها پس از بمباران خاک خود، به محدود کردن تردد در تنگه متوسل شد.

بنابراین، از سرگیری دریانوردی عادی در تنگه هرمز نباید به‌عنوان امتیازی از طرف ایران یا عقب‌نشینی از وضعیتی که تهران ایجاد کرده بود، به تصویر کشیده شود.

ایران به جهان گفت هر کسی که مانع رسیدن نفت آن به بازار‌ها شود، نمی‌تواند جریان مداوم نفت منطقه را بدون هزینه تضمین کند؛ هر کسی که در خلیج فارس آتش جنگ را شعله‌ور کند، نمی‌تواند مرز‌های شعله‌های آن را تعیین کند.

جنگ از تلاشی برای آنچه مجازات ایران خوانده شده بود به تهدیدی برای ثبات اقتصاد جهانی تغییر یافته است؛ واشنگتن دیگر صرفاً نگران محافظت از رژیم صهیونیستی نیست، بلکه اکنون موظف به محافظت از ناوبری، قیمت انرژی، پایگاه‌های نظامی خود و منافع متحدانش است؛ هزینه‌ای که به‎سرعت از محاسباتی که تجاوز براساس آن آغاز شد، فراتر رفته است.

در نتیجه، از سرگیری ناوبری عادی به بخشی از یک معادله متقابل تبدیل می‌شود: تجاوز و محاصره متوقف می‌شوند و محدودیت‌های صادرات ایران برداشته می‌شود و در نتیجه توجیهات برای اقدامات اعمال شده توسط تهران در پاسخ به جنگ از بین می‌رود.

تهران هرگز قصد خود را برای دستیابی به چنین سلاح‌هایی اعلام نکرده و از همان ابتدا برنامه هسته‌ای خود را برای اهداف صلح‌آمیز تأیید کرده است؛ موضع ایران مبتنی بر حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای است.

رژیم صهیونیستی به دنبال نابودی توانایی‌های علمی و فناوری ایران، سلب عناصر قدرت آن و تثبیت انحصار خود بر سلاح‌های هسته‌ای و برتری استراتژیک در منطقه بود؛ با این حال، تجاوز بدون از بین بردن قابلیت هسته‌ای ایران پایان متوقف شده و تهران را مجبور به چشم‌پوشی از حق غنی‌سازی یا اعمال محدودیت‌هایی بر موشک‌ها و روابطش با متحدانش نکرد. 

انتهای پیام/ 



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *