صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

گزارش|

درویش و رویای بازگشت به پرسپولیس؛ روی حافظه ضعیف فوتبال ایران خیلی حساب کرده‌اید

۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶:۰۲
کد خبر: ۴۹۰۲۷۹۳
دسته بندی‌: ورزشی ، فوتبال
شاید مهم‌ترین سؤال درباره هر مدیر، نه روز نخست حضورش بلکه روز پس از رفتنش باشد. مدیری که پس از پایان دوره‌اش، باشگاه را وابسته‌تر، بدهکارتر و کم‌ثبات‌تر از قبل تحویل داده، چگونه می‌تواند دوباره خود را راه‌حل مشکلات معرفی کند؟

فوتبال ایران یک عادت قدیمی دارد؛ هر زمان شرایط سخت می‌شود، برخی مدیران سابق تلاش می‌کنند بدون پاسخگویی درباره گذشته، بار دیگر در قامت منجی ظاهر شوند. گویی حافظه جمعی فوتبال آن‌قدر کوتاه است که بتوان از کنار اشتباهات و هزینه‌های گذشته عبور کرد و دوباره همان مسیر را از نو آغاز کرد.

در روز‌های اخیر بار دیگر زمزمه‌هایی درباره احتمال بازگشت رضا درویش به مدیرعاملی پرسپولیس مطرح شده است. درستی یا نادرستی این گمانه‌زنی‌ها یک بحث است، اما اصل مطرح شدن نام مدیری که در سال‌های اخیر بیش از بسیاری از مدیران فوتبال ایران شعار «حیا کن، رها کن» را از سکو‌ها شنیده، موضوعی قابل تأمل است.

باشگاهی که هنوز در حال جبران تبعات تصمیمات مدیریتی گذشته است، چگونه می‌تواند دوباره به همان نسخه رجوع کند؟ مدیریتی که حاصل آن، دو فصل دوری از رقابت‌های آسیایی بود و هزینه‌های سنگینی را به باشگاه تحمیل کرد، با چه استدلالی باید دوباره در رأس امور قرار بگیرد؟

باز هم به همان پرسش اصلی می‌رسیم؛ آیا برخی مدیران روی ضعف حافظه فوتبال ایران حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند؟

طبیعت فوتبال این است که هوادار نتیجه را ببیند، اما کدام نتیجه؟ آیا می‌توان از کنار دو سال دوری از آسیا به سادگی عبور کرد؟ آیا می‌توان نادیده گرفت که امروز مجموعه باشگاه برای بازگرداندن پرسپولیس به جایگاه آسیایی خود چه هزینه‌هایی پرداخت می‌کند؟

البته نقد اصلی این یادداشت آن نیست که افراد حق بازگشت ندارند. مسئله این است که بازگشت بدون پاسخ به نقد‌های گذشته، قرار است چه چیزی را اصلاح کند؟

اگر انتقاد‌ها درباره فرسایش ساختار موفق باشگاه، سیاست‌های کم‌ثمر نقل‌وانتقالاتی، افزایش تعهدات مالی و تحمیل هزینه‌های بلندمدت بوده است، باید پرسید چه تغییری رخ داده که امروز دوباره نام درویش مطرح می‌شود؟

آیا مدل تازه‌ای برای اداره باشگاه ارائه شده یا نگاه به نقل‌وانتقالات تغییر کرده است؟

آیا برنامه مشخصی برای توسعه ساختار باشگاه وجود دارد یا فرآیند تصمیم‌گیری اصلاح شده است؟

اگر پاسخ روشنی برای این پرسش‌ها وجود ندارد، اساساً دلیل بازگشت چیست؟

پرسپولیس امروز بیش از هر زمان دیگری به ترمیم ساختار و بازسازی سرمایه‌های مدیریتی خود نیاز دارد. باشگاه‌های بزرگ زمانی به بلوغ می‌رسند که وابسته به افراد نباشند و بتوانند بر پایه نظام مدیریتی و استاندارد‌های حرفه‌ای حرکت کنند.

سؤال اصلی نباید این باشد که «چه کسی برمی‌گردد؟»؛ بلکه باید این باشد که «چه سیستمی قرار است باقی بماند یا تغییر کند؟»

و شاید مهم‌ترین معیار ارزیابی هر مدیر نیز همین باشد؛ آیا پس از پایان دوران مدیریتش، باشگاه مستقل‌تر، منسجم‌تر و قدرتمندتر شده است یا همچنان برای ادامه مسیر به بازگشت همان مدیر نیاز دارد؟

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *