صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

جنگ‌افروزی‌های ترامپ؛ همه طرح‌های صلح شکست‌خورده رئیس‌جمهور جنگ

۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۳:۰۱
کد خبر: ۴۹۰۱۵۴۵
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
طرح‌های صلح ادعایی ترامپ که تلاش دارد خود را رئیس‌جمهور صلح معرفی کند، در سایه جنگ‌افروزی‌های وی نه‌تنها به کاهش تنش‌ها منجر نشده‌اند، بلکه شرایط را برای صلح پایدار پیچیده‌تر کرده‌اند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا خود را رئیس‌جمهور صلح، President of Peace می‌نامد و ادعا کرده که شماری از جنگ‌ها را با رویکرد transactional و قدرت از طریق صلح Peace through Strength پایان داده است، اما منتقدان می‌گویند بسیاری از این «صلح‌ها» فقط تاخیر در درگیری هستند نه حل دائمی، چراکه وضعیت پویا است و ممکن است تغییر کند؛ ضمن اینکه مستندات و شواهد متعددی نشان‌دهنده جنگ‌افروزی‌های ترامپ هستند.

کارشناسان تاکید دارند که رویکرد ترامپ «resources-for-peace» است که صلح پایدار ایجاد نمی‌کند و اغلب به نفع منافع اقتصادی آمریکا تمام می‌شود؛ بسیاری از این توافق‌ها تا ۲۰۲۶ نشانه‌های فروپاشی نشان می‌دهند.

رئیس‌جمهور آمریکا در ۲ دوره ریاست جمهوری خود طرح‌های صلح متعددی مطرح کرده و براساس طرح‌هایی که بیشترشان ناکام یا ناپایدار ارزیابی می‌شوند، مدعی صلاحیت خود برای دریافت جایزه صلح نوبل شد.

طرح‌های صلح ناکام ترامپ کدامند؟

دوره اول ریاست‌جمهوری (۲۰۱۷-۲۰۲۱):

۱. طرح صلح خاورمیانه (Deal of the Century، ۲۰۲۰): ترامپ در ژانویه ۲۰۲۰ از طرح ۱۸۱ صفحه‌ای موسوم به «صلح به رفاه» با حضور بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی رونمایی کرد؛ این طرح شامل الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری به اراضی اشغالی، ایجاد یک دولت فلسطینی خلع سلاح‌شده و سرمایه‌گذاری اقتصادی بود؛ فلسطینی‌ها آن را رد کرده و «سرقت قرن steal of the century» نامیدند؛ این طرح هرگز اجرا نشد و جنگ و تجاوز رژیم صهیونیستی ادامه یافت؛ این طرح یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های ناکامی طرح‌های صلح ترامپ است.

۲. توافق دوحه با طالبان (۲۰۲۰) برای افغانستان: این توافق برای خروج نیرو‌های آمریکایی از افغانستان امضا شد؛ آمریکا متعهد به کاهش نیرو‌ها شد و طالبان قول دادند از القاعده فاصله بگیرند، اما دولت افغانستان در مذاکرات شرکت نداشت؛ خروج آشفته آمریکا در ۲۰۲۱، سقوط کابل و بازگشت طالبان نتیجه این توافق بود که صلح به ارمغان نیاورد و منجر به یکی از بدترین شکست‌های سیاست خارجی آمریکا شد.

۳. گفت‌و‌گو‌های کره شمالی (۲۰۱۸-۲۰۱۹): چندین نشست ترامپ با کیم جونگ اون، رئیس کره شمالی در سنگاپور و هانوی به کاهش تنش‌ها منجر نشد و به همین دلیل در دسته طرح‌های شکست‌خورده قرار گرفت.

۴. توافق آبراهام Abraham Accords برای عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی با کشور‌های عربی: این توافق که در مسیر شکست کامل پیش می‌رود، دستاوردی برای مناقشه فلسطین درپی نداشت.

در مجموع، دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ فاقد صلح پایدار عمده بود و بیشتر به کاهش تعهد‌های نظامی (مانند افغانستان) منجر شد.

دوره دوم (۲۰۲۵ به بعد):

ترامپ ادعا کرد که به ۸ جنگ مانند تایلند-کامبوج، رواندا-کنگو، صربستان-کوزوو، پاکستان-هند، رژیم صهیونیستی-ایران، مصر-اتیوپی در ۹ ماه پایان داده است، اما بسیاری از اینها:

ناکام یا موقتی هستند (مثل آتش‌بس تایلند-کامبوج که دوباره درگیری شروع شد)؛ اغراق‌آمیز هستند، زیرا بعضی اصلا جنگ نبودند، فقط تنش محسوب می‌شدند؛ ناپایدار هستند، مانند جنگ در کنگو که ادامه دارد و طرح غزه با مشکلات جدی رو‌به‌رو شده است.

طرح‌های صلح غزه (۲۰۲۵) و اوکراین هم عمدتا در حال شکست یا با چالش جدی توصیف می‌شوند؛ ترامپ ادعا کرد به جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه که در اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲) آغاز شد، پایان داده و طرح ۲۰ نقطه‌ای شامل بازسازی اقتصادی و آتش‌بس را ارائه کرد؛ وی همچنین پیشنهاد تشکیل شورای صلح غزه Board of Peace را داد، اما درگیری‌های کم شدت ادامه دارد و راه‌حل بلندمدت وجود ندارد؛ با در نظر داشتن آنچه در غزه می‌گذرد، بسیاری این توافق را شکننده و ناپایدار می‌دانند.

ترامپ پس از تجاوز ژوئن ۲۰۲۵ رژیم صهیونیستی به ایران مدعی برقراری آتش‌بس شد، اما در فوریه ۲۰۲۶ با همراهی این رژیم تجاوز نظامی به ایران را کلید زد که تا ۴۰ روز ادامه داشت.

در دیگر موارد مانند جنگ رواندا-کنگو، توافق منابع‌محور آمریکا به دست آمد، اما درگیری‌ها ادامه دارد؛ در مورد درگیری‌های تایلند-کامبوج، صربستان-کوزوو، ارمنستان- جمهوری آذربایجان، پاکستان-هند، مصر-اتیوپی، آتش‌بس‌ها موقت یا تنش‌زدایی کوتاه‌مدت هستند.

ادعا‌های صلح ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری اش با وجود افزایش در تعداد، به آتش‌بس‌ها و کاهش تنش‌های کوتاه‌مدت یا ناپایدار با تمرکز بر منابع معدنی و اقتصادی منجر شده‌اند؛ رویکرد او «معامله‌محور» (leverage و quick deals) بوده که اغلب ریشه مشکلات را حل نکرده و به توقف جنگ‌های موقتی منجر شده‌اند.

در مجموع، ادعا‌های صلح ترامپ بیشتر از واقعیت پیشی گرفته و صلح‌های به‌دست‌آمده کوتاه‌مدت و شکننده بوده‌اند.

فهرستی از جنگ‌افروزی‌های ترامپ

ترامپ در هر ۲ دو دوره ریاست جمهوری خود رویکرد صلح از طریق قدرت را دنبال کرد، اما با افزایش قابل توجه حمله‌های نظامی همراه بود؛ اگرچه در دوره اول (۲۰۱۷-۲۰۲۱) حملات محدودتر بودند، اما در دوره دوم (۲۰۲۵-۲۰۲۶) رشد چشمگیری در عملیات‌ها رخ داد.

برخلاف تصویری که ترامپ تلاش کرد از خود به‌عنوان شخصیتی صلح ساز ارائه کند، دولت‌های ترامپ با اقدام‌های نظامی همراه بوده‌اند:

دوره اول: افزایش حمله‌های پهپادی در عراق، افغانستان، سومالی، یمن و آفریقا، تشدید تنش با ایران، حمایت جنگ علیه یمن؛ حمله به سوریه.

این حمله‌ها عمدتا هدفمند و محدود بودند، اما منتقدان آن‌ها را بخشی از چرخه تنش می‌دانند.

دوره دوم (۲۰۲۵-۲۰۲۶): تجاوز به ایران در فوریه در همراهی با رژیم صهیونیستی؛ عملیات نظامی در ونزوئلا، دستگیری مادورو و بمباران؛ گسترش حمله‌ها به یمن، سومالی، نیجریه؛ تهدید‌های مکرر نظامی و تحریم علیه روسیه در اوکراین؛ عملیات علیه کشتی‌ها و قایق‌ها در کارائیب و آمریکای لاتین.

این حمله‌ها عمدتا بدون تصویب کنگره آمریکا و مجوز بین‌المللی و با طرح ادعا‌های بی‌اساس انجام شدند که ازجمله آن‌ها دفاع پیش‌دستانه، مبارزه با تروریسم، جلوگیری از هسته‌ای شدن یا حفاظت از منافع آمریکا، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، تامین امنیت دریانوردی، تامین امنیت ملی آمریکا و از بین بردن تهدید‌ها بودند؛ در عین حال، تلفات غیرنظامی قابل توجهی بر جا گذاشتند.

بیشتر تحلیل‌گران مستقل ازجمله کارشناسان حقوق بین‌الملل این توجیه‌ها را ناکافی و نامتناسب می‌دانند، زیرا معیار حمله مسلحانه قریب‌الوقوع برآورده نشده است.

این اقدام‌ها نشان‌دهنده رویکرد «قدرت اول» است که گاهی به تشدید تنش منجر شده، هرچند ترامپ مدعی است برای دستیابی به صلح بوده است؛ همین امر سبب شده است تا طرح‌های صلح ترامپ عمدتا ناکام یا ناپایدار باشند.

ترامپ: رئیس‌جمهور جنگ

براساس حقوق بین‌الملل، دلایل جدی وجود دارد که ترامپ را «رئیس‌جمهور جنگ» (President of War) بنامند، هرچند این عنوان سیاسی-تحلیلی است نه حقوقی رسمی؛ چارچوب حقوقی این عنوان را می‌توان این گونه تشریح کرد:

ماده ۲ (۴) منشور ملل متحد: هرگونه تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی یک کشور ممنوع است، مگر در موارد دفاع مشروع (ماده ۵۱) یا با مجوز شورای امنیت.

جنایت تجاوز (Crime of Aggression): طبق اساسنامه رُم و قطعنامه‌های مجمع عمومی، حمله بدون توجیه مشروع می‌تواند جنایت‌های بین‌المللی باشد.

الگوی تکرارشونده استفاده از زور یک‌جانبه ترامپ به فرسایش «نظم مبتنی بر قاعده» (rules-based order) و عادی‌سازی تجاوز کمک کرده است؛ از منظر حقوق بین‌الملل، ترامپ به دلیل تعداد و ماهیت حمله‌ها به‌ویژه ایران و ونزوئلا بیشتر از بسیاری از روسای جمهور اخیر آمریکا به‌عنوان «رئیس‌جمهور جنگ» توصیف می‌شود.

این عنوان بیشتر سیاسی است، اما پایه حقوقی قوی دارد؛ البته آمریکا سابقه نقض داشته، اما شدت اقدام‌ها در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ برجسته است و ممکن است پیگیری‌های حقوقی دیوان‌های بین‌المللی کیفری و دادگستری در آینده مطرح شود.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *