صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

فروپاشی هیمنه آمریکا؛ چگونه روایت قدرت نظامی آمریکا شکل گرفت و چرا به چالش کشیده شد؟ 

۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۱:۰۹
کد خبر: ۴۹۰۰۷۳۱
تازه‌ترین قسمت برنامه «معرکه» به بررسی نسبت میان قدرت نظامی و روایت پرداخت؛ اینکه چرا برخی جنگ‌ها با پایان درگیری نظامی خاتمه پیدا نمی‌کنند و نبرد اصلی تازه پس از خاموش شدن سلاح‌ها آغاز می‌شود.  

همه جنگ‌ها روزی تمام می‌شوند، اما روایت آن‌ها باقی می‌ماند. ملت‌ها تنها با پیروزی یا شکست زندگی نمی‌کنند؛ آنچه در حافظه جمعی باقی می‌ماند، روایتی است که از آن پیروزی یا شکست ساخته می‌شود. گاهی همین روایت‌ها هستند که زخم‌های یک جنگ را به سرمایه‌ای تاریخی تبدیل می‌کنند و گاهی نیز دستاوردهای بزرگ را به فراموشی می‌سپارند. از همین رو، تاریخ فقط محصول میدان نبرد نیست؛ محصول روایت میدان نبرد نیز هست. 
 
در یک قرن گذشته، یکی از موفق‌ترین روایت‌های سیاسی و نظامی جهان پیرامون قدرت آمریکا شکل گرفته است. روایتی که تلاش می‌کند ارتش ایالات متحده را نه فقط قدرتمند، بلکه هراس‌آور، شکست‌ناپذیر و تعیین‌کننده سرنوشت ملت‌ها نشان دهد. در این روایت، ترس از آمریکا گاه مهم‌تر از خود آمریکا بوده است؛ ترسی که می‌توانست پیش از آغاز هر نبردی، نتیجه آن را در ذهن بسیاری از دولت‌ها مشخص کند. 
 
جنگ‌های جهانی فرصت مناسبی برای شکل‌گیری این تصویر بودند. در حالی که اروپا در آتش دو جنگ بزرگ قرن بیستم می‌سوخت، آمریکا توانست از دل ویرانی دیگران به قدرتی جهانی تبدیل شود. جنگ جهانی دوم اگرچه ده‌ها میلیون کشته بر جای گذاشت و بخش بزرگی از اروپا را ویران کرد، اما زمینه را برای ظهور آمریکایی فراهم ساخت که می‌خواست مدیریت نظم جدید جهان را بر عهده بگیرد. 
 
با این حال، جهان پس از جنگ تنها یک قدرت نداشت. اتحاد جماهیر شوروی نیز با تحمل هزینه‌ای سنگین در شکست آلمان نازی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرده بود. مقاومت شوروی در نبردهایی مانند مسکو، لنینگراد و استالینگراد نه تنها مسیر جنگ را تغییر داد، بلکه این کشور را به یکی از بازیگران اصلی جهان پس از جنگ تبدیل کرد. همین موضوع موجب شد رقابت بر سر ساختن تصویر «ابرقدرت برتر» وارد مرحله تازه‌ای شود. 
 
در چنین فضایی، بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی صرفاً یک عملیات نظامی نبود؛ رخدادی بود که تصویری جدید از قدرت را به جهان عرضه کرد. صدها هزار قربانی این حملات، بخشی از هزینه تثبیت تصویری بودند که قرار بود برای دهه‌ها در ذهن ملت‌ها باقی بماند؛ تصویری از کشوری که توانایی نابود کردن یک شهر را در چند لحظه دارد و می‌تواند قواعد بازی جهانی را تعیین کند. 
 
پس از جنگ جهانی دوم، این تصویر با ناوهای هواپیمابر، بمب‌افکن‌های راهبردی، زیردریایی‌های هسته‌ای، پایگاه‌های نظامی گسترده و البته با کمک صنعت سینما و رسانه تکمیل شد. آمریکا تنها به دنبال ساختن یک ارتش قدرتمند نبود؛ می‌خواست ارتشی بسازد که دیگران پیش از رویارویی با آن احساس شکست کنند. 
 
به همین دلیل طی دهه‌های گذشته، بسیاری از دولت‌ها حتی زمانی که توان مقابله داشتند، ترجیح می‌دادند وارد مواجهه مستقیم با واشنگتن نشوند. 
 
ترس از ارتش آمریکا به بخشی از معادلات سیاست جهانی تبدیل شده بود. گاه حرکت یک ناو هواپیمابر یا انتشار خبر استقرار یک سامانه نظامی کافی بود تا محاسبات سیاسی بسیاری از کشورها تغییر کند. 
 
اما تاریخ نشان داده است که هیچ تصویری برای همیشه ثابت نمی‌ماند. هر روایت قدرتمندی زمانی اعتبار خود را حفظ می‌کند که در میدان واقعیت نیز تأیید شود. اگر میان تصویر و واقعیت فاصله ایجاد شود، روایت نیز به تدریج فرسوده خواهد شد. 
 
از این منظر، جنگ اخیر علیه ایران صرفاً یک درگیری نظامی نبود؛ آزمونی برای یکی از مهم‌ترین روایت‌های سیاسی و نظامی جهان محسوب می‌شد. حمله‌ای که با مشارکت آمریکا و رژیم صهیونیستی و با هدف وارد کردن ضربه‌ای سنگین به ایران آغاز شد، از همان ساعات نخست با ترور فرماندهان نظامی و حملات گسترده به زیرساخت‌ها و مراکز مختلف همراه بود. تصویری که در روزهای نخست شکل می‌گرفت، تصویر رویارویی یک کشور با بزرگ‌ترین ماشین نظامی جهان بود. 
 
با گذشت زمان اما معادلات جنگ پیچیده‌تر شد. پاسخ‌های موشکی ایران، هدف قرار گرفتن پایگاه‌ها و منافع دشمن، افزایش هزینه‌های عملیاتی و محدود شدن بخشی از آزادی عمل نیروهای مهاجم، تصویری متفاوت از آنچه در آغاز جنگ تصور می‌شد به نمایش گذاشت. آنچه بیش از هر چیز اهمیت داشت، صرفاً نتایج میدانی نبود؛ بلکه تأثیری بود که این تحولات بر ادراک عمومی از قدرت نظامی آمریکا گذاشت. 
 
اگر دهه‌ها این تصور وجود داشت که ارتش آمریکا قادر است اراده خود را بر هر کشوری تحمیل کند، اکنون پرسش‌های تازه‌ای در برابر این روایت شکل گرفته است. 

پرسش‌هایی که تنها در تهران مطرح نمی‌شوند، بلکه در پایتخت‌های مختلف جهان نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ از کشورهایی که سال‌ها سیاست‌های خود را با ملاحظه قدرت نظامی آمریکا تنظیم می‌کردند تا بازیگرانی که همواره نگران هزینه‌های مقابله با واشنگتن بودند. 
 
در جهان سیاست، کشورها تنها براساس واقعیت‌های عینی تصمیم نمی‌گیرند؛ آن‌ها بر اساس تصوری که از قدرت دارند نیز عمل می‌کنند. 
 
به همین دلیل، فروریختن هیبت یک قدرت بزرگ می‌تواند پیامدهایی فراتر از میدان نبرد داشته باشد. گاهی یک تصویر شکسته می‌شود و به دنبال آن، ده‌ها محاسبه سیاسی نیز تغییر می‌کند. 
 
شاید مهم‌ترین پرسش امروز همین باشد که آیا جهان در آستانه ورود به دوره‌ای قرار گرفته است که در آن روایت قدیمی از قدرت مطلق آمریکا دیگر مانند گذشته پذیرفته نمی‌شود؟ پاسخ این پرسش را آینده روشن خواهد کرد، اما آنچه مسلم است این است که نبرد روایت‌ها همچنان ادامه دارد؛ نبردی که گاه تأثیر آن از خود جنگ‌ها ماندگارتر است. 
 
برنامه «معرکه» با محوریت بازخوانی روایت‌های سیاسی، تاریخی و راهبردی و بررسی تأثیر آن‌ها بر تحولات معاصر، از شبکه افق پخش می‌شود. 

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *