صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

تراژدی‌های نسل‌کشی و جنایت؛ نتیجه توهم امنیت دائمی رژیم صهیونیستی

۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۵:۰۱
کد خبر: ۴۹۰۰۳۴۲
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
توهم شوم امنیت دائمی رژیم صهیونیستی در واقعیت به معنای جنگ دائمی و رقم خوردن جنایت‌های بیشتر و نسل‌کشی گسترده‌تر است.

طیفی از مورخان، محققان، گروه‌های حقوق بشر و کمیسیون مستقل سازمان ملل، بر این باور هستند که رژیمی که در سال ۱۹۴۸ جعل شد، امروز مرتکب نسل‌کشی می‌شود.

نسل‌کشی به‌طور محدود به‌عنوان قصد نابودی کامل یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی، به همین ترتیب تعریف می‌شود؛ این به‌عنوان «جنایت جنایت‌ها» شناخته می‌شود، بنابراین اعمال آن در مورد رفتار رژیم صهیونیستی، با توجه به آسیب‌های عمیق تاریخی ناشی از آن، تکراری تلقی می‌شود.

در کتاب «مشکلات نسل‌کشی» که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد، دیرک موزس، مورخ اصطلاح تحلیلی جدیدی را برای توضیح اینکه چرا دولت‌ها در حالی که ادعای پایبندی به هنجار‌های حقوقی بین‌المللی را به نام دفاع از خود دارند، مرتکب تخریب غیرنظامیان می‌شوند، ابداع کرد؛ نسل‌کشی ممکن است نتیجه باشد یا نباشد.

موزس استدلال می‌کند که «امنیت دائمی» یک آرمان سیاسی با پیامد‌های شوم است: از بین بردن هرگونه تهدید بالقوه یا آینده، واقعی یا خیالی، داخلی یا خارجی؛ انجام این کار معمولا غیرممکن است؛ جست‌وجوی چنین امنیتی مستلزم استفاده از نیروی بیش از حد، محو کردن یا لغو کامل تمایز بین نظامیان و غیرنظامیان است؛ با گذشت زمان، این رویکرد با ظهور دشمنان جدید از مرز‌های آشفته، به دستورالعملی برای جنگ بی‌پایان تبدیل می‌شود.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی بلافاصله پس از طوفان‌الاقصی در اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲)، اهداف نظامی این رژیم را در منطق امنیت دائمی قرار داد؛ یواو گالانت، وزیر جنگ وقت که مانند نتانیاهو، توسط دیوان بین‌المللی کیفری ICC به اتهام جنایت‌های جنگی متهم شده است، دستور محاصره کامل غزه را صادر کرد و درباره فلسطینی‌ها ادعا کرد: ما در حال مبارزه با حیوان‌های انسان‌نما هستیم و بر این اساس عمل می‌کنیم.

با وجود این، قتل‌عام در غزه برای آن‌ها کافی نبود؛ قرار بود غذا و دارو از ساکنان این منطقه تحت محاصره دریغ شود؛ قرار بود خود سرزمین غیرقابل سکونت شود.

یاگیل لوی، متخصص روابط ارتش و جامعه در دانشگاه آزاد رژیم صهیونیستی، توضیح داد که چگونه منطق امنیت دائمی می‌تواند تفکر دولت‌ها را منحرف کند؛ وی گفت: ممکن است کل جمعیت به‌عنوان تهدید‌های بالقوه تجسم یافته و گناه جمعی به آن‌ها نسبت داده شود؛ منطق پیشگیری ممکن است دولت‌ها را به سمت هدف قرار دادن گروه‌ها نه به خاطر آنچه اعضایشان انجام داده‌اند، بلکه به خاطر آنچه برخی از آن‌ها ممکن است در آینده انجام دهند، سوق دهد.

لوی ادامه داد: همین منطق امنیت دائمی، پس از اتخاذ در غزه، به عرصه‌های دیگر نیز گسترش یافت و در ۳ اصل سیاست‌گذاری منعکس شد؛ نخست، اسرائیل دیگر خود را به مرز‌های تعیین‌شده محدود نمی‌کند، بلکه به دنبال گسترش عملی آن‌ها در غزه، کرانه باختری، لبنان و سوریه بوده است؛ دو، در این مناطق گسترش‌یافته، اسرائیل به دنبال ایجاد مناطق حائل بوده است که جوامع غیرنظامی اسرائیل را از نیرو‌های متخاصم بالقوه در غزه و لبنان جدا می‌کند؛ سه، در جایی که جابجایی امکان‌پذیر نیست، اسرائیل خواستار غیرنظامی‌سازی کامل مناطقی است که به‌عنوان تهدید تلقی می‌شوند.

موزس در همین رابطه گفت: رفتار اسرائیل نمونه‌ای از تلاش برای امنیت دائمی است؛ وی با اشاره به تلفات غیرنظامیان به شدت نامتناسب، ازجمله قتل‌عام هزاران کودک، تخریب گسترده خانه‌ها و آوارگی گسترده، گفت: مقیاس عظیم این فاجعه، مفهوم ضرورت نظامی را تضعیف می‌کند؛ اسرائیل تصمیم گرفت با تفکر امنیتی دائمی به ۷ اکتبر پاسخ دهد؛ به همین دلیل غزه نابود شد.

وی تصریح کرد: در حالی که هدف استراتژیک امنیت دیرینه است، کابینه فعلی اسرائیل این را به سطح بالاتر و شدیدتری برده است؛ رویکرد فعلی نه‌تنها برای دفاع، بلکه برای تغییر شکل فعال غرب آسیا، فراتر از اهداف امنیتی محدودتر قبلی است؛ نکته وحشتناک در مورد این موضوع این است که برای مقام‌های امنیتی کاملا منطقی است.

مجله +۹۷۲، با فرماندهان صهیونیستی مصاحبه کرد که گفت به آن‌ها دستور داده شده بود کل محله‌ها را با بولدوزر تخریب کنند تا اطمینان حاصل شود که «بازگشت مردم به این فضا‌ها چیزی نیست که اتفاق بیفتد».

در همین گزارش به تخریب نظام‌مند تمام ساختمان‌های نزدیک حصار امنیتی، حتی اگر هویت آن‌ها مشخص نباشد، اشاره شده است.

برخی از شخصیت‌های افراطی در رژیم صهیونیستی اظهاراتی داشته‌اند که کودکان فلسطینی باید از بین بروند؛ مشخص نیست که این دیدگاه‌ها تا چه حد در جامعه اراضی اشغالی گسترده شده‌اند، اما شکی نیست که امروزه بیشتر ساکنان اراضی اشغالی از چیزی که فقط می‌توان آن را مجازات جمعی توصیف کرد، حمایت می‌کنند.

نظرسنجی منتشرشده توسط رسانه صهیونیستی هاآرتص نشان داد که ۸۲٪ از ساکنان اراضی اشغالی خواهان اخراج همه غزه‌ای‌ها هستند و ۴۷٪ از قتل‌عام همه فلسطینی‌ها در «یک شهر دشمن فتح‌شده» حمایت می‌کنند.

طبق گزارش یونیسف UNICEF (آژانس کودکان سازمان ملل)، بیش از ۵۰ هزار کودک در غزه شهید یا مجروح شده‌اند؛ جراحان شهادت داده‌اند که پهپاد‌های رژیم صهیونیستی کودکان را هدف قرار داده‌اند؛ یائیر گولان، سیاستمدار مخالف و معاون سابق رئیس نیرو‌های دفاعی رژیم صهیونیستی، قبل از عقب‌نشینی از اظهارات خود، گفت که این رژیم نوزادان فلسطینی را «به‌عنوان یک سرگرمی» می‌کشد.

اکنون رژیم صهیونیستی با نابودی روستا‌های جنوب لبنان با طرح ادعای حضور جنبش مقاومتی حزب‌الله در آن‌ها، به دنبال از بین بردن آنچه «تهدید‌های نوظهور» در جنوب لبنان می‌خواند، است، جایی که هزاران لبنانی ممکن است هرگز اجازه بازگشت به آنجا را نداشته باشند؛ اسرائیل کاتز، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، گفت که این عمل از «مدل رفح و بیت حانون در غزه» پیروی می‌کند.

به گفته مارک لوین، مورخ غرب آسیای مدرن در دانشگاه کالیفرنیا، پیامد‌های ناخواسته تهاجم‌های گذشته رژیم صهیونیستی همچنان ادامه دارد؛ لوین گفت: حزب‌الله تا زمان تهاجم و اشغال غیرقانونی جنوب لبنان توسط اسرائیل در سال ۱۹۸۲ که وحشیانه، مرگ‌بار و مستلزم پاکسازی قومی بود، وجود نداشت.

این به تناقض اساسی در رویکرد امنیتی دائمی اشاره دارد: پیگیری امنیت کامل، تقریبا به ناچار دشمنان جدیدی ایجاد خواهد کرد.

تراژدی امنیت دائمی این است که همه را کمتر ایمن و آسیب‌دیده‌تر می‌کند و نظم بین‌المللی را به هم می‌ریزد؛ در واقع، امنیت دائمی به معنای جنگ دائمی است؛ به همین دلیل است که جنبش صلح رژیم صهیونیستی نه از بین بردن و نه مدیریت تهدیدها، بلکه حل‌وفصل دیپلماتیک مناقشات طولانی‌مدت را توصیه می‌کند.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *